نامه ای به لی لی

136
5

به نام خدا
۱۵/۱۰/۱۳۹۶
سلام لی لی جان حالت چطور است؟ احوال همگی ما خوب است. صبح ها خندان از خواب بیدار می شویم و شب ها در تخت خواب های گرم و نرممان فرو می رویم و یک خواب آرام ، آرام آرام گریبانمان را می گیرد و غرق در بی خیالی می شویم؛ لبخند هایمان شب ها دیدنی است و قهقه مان صبح ها شهر را پُر می کند. ما در شهر راه می رویم، از آب سرد کن ها آب می خوریم و جیب هایمان پُر از اسکناس است و شکم هایمان پُر از شکلات. این جا هرگز کسی دستش را به سوی دیگری دراز نمی کند مگر برای دست دادن، کسی در پیچ و تاب زندگی تاب نمی خورد مگر برای تاب بازی کردن و همه چیز بی اندازه خوب است.
لی لی حقیقتش را بخواهی من هرگز دروغ گوی خوبی نبوده ام و نیستم. شماتت نمی کنم اگر رفته ای و ما را تنها گذاشته ای اما فکر می کنم اگرمی ماندی، درد بین ما تقسیم می شد این حجم از فشار، قوی ترین قلب ها را هم به شمارش می اندازد. الان دیر وقت است ولی من هنوز هم کار دارم کلی پارچه ندوخته مانده که باید تحویل مردم بدهم. صبح زود هم می بایست به بیمارستان بروم. نفس هایم چند صباحیست که به شماره افتاده از تو خواهش می کنم از من ناراحت نباشی اگر برایت باز هم چیزی نمی فرستم امیدوارم این را به پای به یادت نبودنم نگذاری و کاش این را فهمیده باشی که قشنگ ترین قسمت کودکی من همان قا قا لی لی هایی بود که دست لی لی ماند‌. شاید این نامه ی آخری باشد که کنار تمام نامه‌ی ها نفرستاده ام بماند با این تفاوت که ممکن است این بار نامه در کمد و من زیر زمین هر دو خاک بخوریم.
فرستنده: ته مانده ی من
گیرنده: لی لی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 دیدگاه برای “نامه ای به لی لی

  1. خاطرات .. چه حس زیبایی

  2. بعد مدت ها دوباره این نامرو خوندم و بغضی شدم🥲🫂

  3. خیلی قشنگ بود
    بخش مورد علاقم تیکه ای بود که گفت : فکر می کنم اگرمی ماندی، درد بین ما تقسیم می شد این حجم از فشار، قوی ترین قلب ها را هم به شمارش می اندازد.
    یا قسمتی که گفت: شاید این نامه ی آخری باشد که کنار تمام نامه‌ی ها نفرستاده ام بماند با این تفاوت که ممکن است این بار نامه در کمد و من زیر زمین هر دو خاک بخوریم.
    خیلی زیبا