نامه‌­ای به قلب کوچکم

70
0

نویسنده: فاطمه سادات حسینی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

فرستنده: عقلِ من

گیرنده: قلبِ کوچکم

تاریخ: 28/ 08/1402

قلبِ کوچکم، سلام.

حرف­ها داشتم زیاد. نه اینکه نتوانم برایت بگویم، نه. از حوصله­ تو خارج بود. پس نوشتم­شان. نوشتم تا هر وقت که خواستی به سرِ صبر نامه­ام را بخوانی. از طرفی هم هیاهوی این دنیای شلوغ، فرصتی برای صحبت ما نمی­گذاشت. نه فرصتی و نه مکانی. از خیابان­ها گرفته تا خانه­ها همه جا پر از آدم­هاست. اصلا جایی را پیدا نمی­کنی که چند دقیقه با دلت خلوت کنی. شرمنده عزیزم! خیلی وقت­ها صدایت در لابه­لای صدای این همه انسان گم می­شود و من به تو بی­توجهی می­کنم. اما به دل نگیر! قول می­دهم برایت جبران کنم.

می­دانم که این روز­ها دلخوری­هایت زیاد است. اما به من بگو در کدامین تاریخِ زندگیِ بشر، ناراحتیِ آدمی از شرق و غربِ عالَم فراهم نبوده ­است؟! حتما با این وجود باز­هم خُلق و خوی خَلق تو را به حیرت وا­ می­دارد و وجودت را سخت به درد می­آوَرَد. جالب است بدانی که این هم طبیعی است و رسالت تو در بین هجوم غم­ها و مشکلاتی که به سویت می­فرستند، سازش و شکیبایی است؛ چرا که صبر، تو را مقاوم­تر از قبل می­کند و اجازه بیهوده اندوهگین­شدن را به تو نمی­دهد.

البته از حق نَگُذَریم حال تو هم در برداشت من از آدم­ها و رفتارم با آنها تاثیر می­گذارد و فقط دیگران نیستند که عجیب و غریب رفتار می­کنند! مثلا وقتی حال تو بد است؛ گاهی پیش می­آید که سخنان آن چنان مثبتی به زبان نمی­آورم. وقتی هم که حال تو خوب است؛ نه اینکه بگویم جهان با من سر جنگ دارد ها اما همین که حال تو خوب می­شود اکثر آدم­هایی که می­بینم ابروهای­شان در هم کشیده و چهره­های­شان نارحت است. می­دانم که اغراق می­کنم و همیشه هم این­طور نیست؛ ولی این اتفاق هرچند همیشگی نباشد آدمی را به شک وا­­ می­دارد که نکند دنیای دیگران وارونه دنیای من قرار گرفته­است؟

قلبِ عزیزم! اگر در نامه­ام چیزی می­گویم که به مذاقت خوش نمی­آید، از من آزرده­خاطر نشو. آخَر همیشه که تو نباید گله کنی. بگذار یک­بار هم من از نارضایتی­هایم بگویم. از اینکه به بلورهای فرانسوی می­مانی که منتظر یک اشاره کوچک است تا بگوید تِق و از هزار طرف هزار تکه شود. آن وقت برای پیدا­کردنِ ذرات تشکیل­دهنده­ات به یاری گروه­های امداد و نجات نیاز است. خب محکم­تر باش.

اگر اینها را می­گویم نه اینکه تو را نفهمم یا اینکه بر اساس دیدگاه برخی صاحب نظران، حساب خودم و تو را از هم جدا کنم. من و تو در زندگی همراه یکدیگریم نه در مقابل هم.

 زمان­هایی که با آدم­های خیلی عجیب و غریب رو­به­رو شدم را به یاد می­آوری؟ بسیاری از اوقات تنها در برابرشان سکوت کرده ام و از کنارشان گذشته­ام. چون واقعیت را آن­طور که بود نمی­دیدند و به خارق­العاده­ترین شکل ممکن به تعبیر خرافات­شان می­پرداختند. بعد با تو گفته­ام یعنی چگونه می­شود که با داشتن چشم­های سالم هم دچار نابینایی شد؟ یا اصلا قضایا را طور دیگری دید در صورتی که فرسخ­ها با اصلِ ماجرا تفاوت دارد؟ چرا فهمیدنِ واقعیت انقدر سخت است؟ دل من! بگذار رازی را آهسته در گوشَت بگویم. هیچ وقت صد ­در­صد حرف چشم­هایم را باور نکن. حرف گوش­هایم را هم. باشد؟ در عصری که زندگی می­کنیم، در معرض هرگونه فریبی از جانب رسانه­ها و افسانه­ها قرار داریم. هم من و هم تو. پس برای هر چیزی که چشم و گوشم به تو اطلاع می­دهند؛ همواره یک احتمال بر عدم صحت آن بگذار و تا وجدانِ پژوهشگرت را با تحقیقاتِ لازم آرام نکرده­ای، هیچ چیز را نپذیر! روزگاری است که هر چه را بدون واسطه با چشم­هایت می­بینی هم برای نتیجه­گیری­ات کافی نیست.

هر کُنشی، بُرشی از صد­ها رفتار یک انسان است که در پشت همین یک رفتار، دلایل فراوانی وجود دارد. به قول آندره ژید: «بپرهیزیم از اینکه درباره مردم تنها بر مبنای لحظه­ای از زندگی­شان داوری کنیم!»

فکر نکن سخنم همین­جا تمام می­شود. لطفا علاوه بر زندگی دیگران برای من هم داوری نکن. وقت­هایی که ناراحت یا عصبانی می­شوی روی من برچسب نزن. اندوهت را تحمل کن و اگر نمی­توانی حالت را بهتر کنی با حرف­های سنگینت بَدتَرَش نکن. خلاصه که بر حریم مقدس خودت احترام بگذار.

لطفا گاه و بی­گاه هم مرا دچار دل­گرفتن، دل­شکستگی، دل­سوزی­های بی­جا و… نکن. بگذار زندگی­ام را بکنم. انقدر هم در فکر توضیح دادن خودت نباش بابا جان! همین بس است که من تو را می­شناسم. لازم نیست برای توضیح دادن دلایل رفتار­هایت خودت را به این در و آن در بزنی و تا مدت­ها به من مخابره کنی که این را بگو یا آن را.

 خلاصه حرف­های زیادی با تو دارم اما تا همین جا برای اولین نامه­ام به تو کافی است. نه اینکه نتوانم بیشتر برایت بگویم نه. از حوصله قلبِ کوچکِ من که تو باشی خارج بود بیش از این واگویه­هایم.

دوستدار منطقیِ تو، عقل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *