نامه‌ای به نیما یوشیج

147
0

نویسنده: جسین تولائی

سلام آقای نیما!
تولدتان مبارک. حالا صد و بیست و شش سال از روز تولدتان در یوش می‌گذرد. روزگار خیلی عوض شده است. جاده‌ها، خیابان‌ها، خانه‌ها، لباسی که مردم می‌پوشند. خلاصه همه‌چیز تغییر کرده است. و چیزهای زیادی از زندگی مردم کنار رفته است. مثلا” دیگر کسی با درشکه و اسب به مسافرت نمی‌رود. چیزهای زیادی هم به زندگی مردم اضافه شده است. مثلا” همین تلفن همراه. اما یک چیز هیچ تغییری نکرده است. هیچ تغییری. و آن جنس آدم‌هاست! مثلا” همانطور که مهربانی هنوز مهربانی است و شرافت هم هنوز شرافت است. همان اندازه هم نامهربانی و بی‌شرفی به همان شکل روزگار شما برقرار است. هنوز حسادت آدم‌کوتوله‌ها یکه‌تاز میدان انسانیت و اخلاق است. یادتان می‌آید حدود نود سال پیش برایتان در مدرسه‌ای در آستارا پاپوش دوختند و با زدوبند و توطئه نامه‌ای بلندبالا علیه شما نوشتند و به مقامات وزارت در تهران فرستادند؟ همان نامه را می‌گویم که در آن به یک پزشک خودفروخته پول دادند تا به دروغ، بیماری عصبی و روان‌پریشی و اختلال روانی را در شما تایید کند و بعد با همین بهانه‌ی ساختگی شما را از مدرسه اخراج کردند!
آقای نیما! باور بفرمایید هنوز دروغ میدان‌دار زندگی آدم‌هاست و آدم‌کوتوله‌های حسود برای رسیدن به قله‌های کوتاه این دنیای دوروزه حاضرند دست به هر پلیدی و پلشتی بزنند. دنیایی که اگر از همین الان حساب کنیم هیچ‌کدام از آدم‌های هم‌سن و سال من هرگز سال ۱۴۵۰ آن را نخواهند دید. تازه من خیلی دست بالا و امیدوارانه حساب کردم! و کوتوله‌ها درک ندارند که این کمتر از ۵۰ سال مثل برق و باد می‌گذرد.
آقای نیمای عزیز!
حتما” به یاد دارید در سال ۱۳۲۵ و در آن مجلس شعر در دانشگاه تهران بود یا جایی دیگر که همه‌ی شاعران و استادان و صاحبنظران از روی حسادت به محبوبیت شما، از اینکه سرتان در کار خودتان بود و نوچه و نوکر کسی نبودید،  شما را به دیوانگی متهم کردند و شعرهایتان را هذیان‌های یک ذهن معیوب برشمردند. همان مردمی که هراس داشتند شما جای آنها را تنگ کنید. غافل از اینکه نمی‌دانستند دنیا بزرگ‌تر از این حرف‌هاست که کسی جای کسی را بگیرد. چون نگاه‌شان فقط به دنیای کوچک و حقیرانه‌ی خودشان بود. حالا هم این رفتار ضداخلاقی و ضداجتماعی و ضدانسانی وجود دارد و انگار تا همیشه ادامه خواهد داشت. فقط شکل آدم‌هایی که این رفتار را انجام می‌دهند عوض شده است اما جنس همان جنس است. همچنان مرغوب و اعلا!
ببخشید آقای نیما!
قرار بود در این نامه فقط تولدتان را تبریک بگویم. اما نشد. که نشد!

دوستدار کوچک شما:
حسین تولائی
۲۱ آبان ۱۴۰۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *