نامه‌ای به هیچکس

447
46

نویسنده‌: زهرا حیدری

فرستنده : من

گیرنده: هیچکس

تاریخ نگارش نامه: نه ماه و نه روز بعد از رفتنت

سلام به تو ای موجود نامریی که سالهاست در قلبم رخنه کرده ای و برای چندین ماه در من زندگی کردی

این نامه را برای تو نویسم.

تو همان هیچکس زندگی من بودی. همان هیچکسی که برایش شعر می‌گفتم. همان هیچکسی که لابه لای نقاشی‌های گنگم معنی پیدا می‌کرد. همان هیچکسی که در هر نتی که می‌نواختم، ظاهر می‌شد. همان هیچ کسی که پا به پای من روی صحنه می‌آمد و با هم می‌رقصیدیم. همان هیچکس نامرئی و مجهول‌الهویه‌ای که همه درباره‌اش از من می‌پرسیدند. همان کسی که لا به لای دل نوشته‌های عاشقانه‌ام مخفی ‌می‌شد و گاه گاه به ضمیر ناخود آگاه ذهنم خوانده ‌می‌شد. شبیه همان آیه‌های نازل نشده‌ی تبعیدی که در جایی در قرآن گم شدند. تو شدی کلیسای من، مسجد من، خدای من و همان هیچکس جواب‌های مردم. همان هیچکس بغض‌های فروریخته‌ام! همان هیچکس گریه‌های یواشکی‌ام. همان هیچکس خنده‌های مرموزم. همان هیچکس قلبی که بعد از تو حالش خوب نشد. هیچکس شب‌های تنهایی. غروب‌های جمعه و آخر هفته‌هایی که بی تو گذشت.

تو همان هیچکس نامرئی هستی مثل بندهای عروسک خیمه شب بازی روی تمام حرکاتم اثر می گذاری بدون اینکه دیده شوی . من همان عروسکم. عروسک کوچک تو

تو همان هیچکسی بودی که خاطرات مرا پر کردی و حالا در لحظه‌هایم نفس می‌کشی و با هر گام برداشتنم در این محله‌ها، کوچه‌ها و خیابان‌ها عطر نفس‌هایت را حس ‌می‌کنم. تو همان هیچکس داستان‌های عاشقانه بودی! همان هیچکس بالش‌های خیس من که مرا تا خوابگاهم بدرقه می‌کنند. همان هیچکسی که این روزها دلم به خاطرش ترک برداشت. همان هیچکسی که هیچکس بودنش را باور نداشت. حتی خود امروزم .

مرد نامرئی، بهشت زیر پای تو نبود . چون تو بهشت را از قبل به من هدیه داده بودی و من آبستن روزهای درد شدم. تو شاید همان بهشتی بودی در اردیبهشتی که تو را کم داشت و شاید روزی خدا تو را برایم هدیه آورد تا بهشت را داشته باشم. من همان دختر روزهای دلتنگی هستم. پسر روزهای بارانی، من همان دختر روزهای آبانی هستم. با یک بغل دلتنگی و روزهایی که بی تو آبستن درد شدم.

هیچکس نامرئی من

تو هیچ نسبتی با من نداری. تو هیچکس من هستی و در عین حال همه کسم.  هیچکس جان

راستی خبر داری….

جای خالی ات پر شد….

با پسری که همنام توست

و چشم هایش را از تو به ارث برده است…

و تو مرا تنها گذاشتی

با مردمی که مرا قضاوت کردند  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

46 دیدگاه برای “نامه‌ای به هیچکس

  1. چقدر عالي نوشتيد قلمتون مانا

  2. سلام. نامه تون رو خوندم. ادم با نامه تون همراه میشه مخصوصا پایان بندی زیباش . خسته نباشید

  3. نامه تون رو مطالعه کردم. از بین چند تا نامه ای که خواندم جالب تر به نظرم اومد و قوی تر. پیروز باشید و همواره بنویسید

  4. قلمتون سرشار از احساسات شاعرانه بود لذت بردم

  5. بی نظیر بودید از خوندن نامه لذت بردم

  6. چه نامه پر احساسی آفرین بر هنرتون

  7. نامه پر احساسی بود. دست مریزاد بر نگاه متفاوتتون

  8. نامه تون می تونست طولانی تر باشه و واژه های جدید بیشتر به کار بره . ولی در مجموع خوب بود

  9. داستان کوتاه قسمت پایانی نظرم رو جلب کرد

  10. درود. نامتون رو خوندم اغاز جذابی داشت و پایان بندی خوب. پایدار باشید و همواره بر اوج بدرخشید.

  11. اخر نامه شبیه داستانک بود.

  12. نامه قشنگی بود 🙂

  13. تشبیهات قشنگی به کار بردید که ادمو روی نوشتتون میخکوب میکنه افرین

  14. نامتون با اینکه کوتاه بود جذاب و خواندنی بود

  15. چند تا از نامه ها رو خوندم حیفم اومد برای نامه زیباتون کامنت نذارم. واقعا عالی بود

  16. چقدر احساسی قلمتون پر از احساسات بود.

  17. 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

  18. این نامه غمگینم کرد

  19. تاثیرگذار بود احسنت

  20. من که دخترم با نامت همراه شدم

  21. نامتو دوست داشتم

  22. متنتون رو خوندم و لذت بردم خوب بود

  23. زیبا بود و متفاوت

  24. زیبا و متفاوت بود

  25. زیبا بود کیف کردم

  26. · 25 دی 1402 در 1:13 بعد از ظهر

    چه نامه پر شوری

  27. بسيار دلنشين🩷🩷🩷🩷❤️❤️❤️

  28. از سبک نگارش نامه خوشم اومد

  29. قلم شیوایی دارید. موفق باشید

  30. از اصطلاحات جالبی توی نامتون استفاده کردید .

  31. با کلمات ساده معنای قشنگی خلق کردید.

  32. چه پر احساس و غمگین

  33. از منظر متفاوتی به احساسات یک زن نگاه کردید. خیلی رک احساساتش را بیان کردید . من دوست داشتم

  34. چه نامه دلگیری

  35. چه دلنشین و در عین حال غمگین

  36. بعضی نامه ها از بقیه متفاوتن مثل نامه شما