نامه‌ای به شازده کوچولو

234
2

نویسنده: فاطمه سمیعی

سلام شازده. من وقتی کتاب شما را خواندم کودک بودم و الان بزرگسال محسوب می شوم.

 البته همان وقت هم که بچه بودم کتاب شما را خیلی قبل نوشته بودند برای همين فکر نمی کنم در این زمان شما به لحاظ سنی کوچک باشید. گرچه چون از سیاره ديگری به کره زمين آمده بودید، باید تئوری مکان و زمان را در نظر بگيريم. در هر صورت من ترجیح می دهم شما را فقط شازده صدا بزنم.

 يادم می آيد در کتاب نوشته‌ بود شما قبل از اینکه به زمین برسید سر راه از چند سیاره دیگر هم سر در آورده بودید و با چند تا آدم سایکوپت و وسواس فکری ملاقات داشتید. شاید هم نویسنده خواسته ما را دلداری بدهد که در این واقعه تنها نیستیم، زیرا از این جور مخلوقات روی کره زمین بسیار دیده شده اند.

پس از اینکه به سرزمین ما آمدید  دیدید گلهای زيادی  مشابه گل افاده ای خودتان اینجا وجود دارد.

ولی ما روی زمین زیاد گلها را تحویل نمی گیریم و اگر هم تحویل بگیریم آنها را از شاخه جدا کرده و به هم هدیه می دهيم که در واقع با اینکار دخل گل را می آوریم و اصلا به نفع خودشان هست که مورد بی مهری و بی توجهی ما آدمها قرار بگیرند.

 بعدش هم رفتید سراغ روباه و او هم سریع مخ زدن یا همان وابسته کردن را به شما آموزش داد. ما هم از این روش برای نابود کردن یکدیگر به خوبی استفاده می کنیم.

راستی روباه در بين ما آدمها به فریبکاری و دقل پیشه ای شهرت دارد. ما یک داستان معروفی داریم که زاغی قالب پنیری پیدا می کند؛ البته من دقیق نمی دانم پیدا می کند یا می رباید یا هر چی … ولی می دانم زاغ پرنده ای از رسته طنابداران و همه چیز خوار است؛  روباه می خواست پنیر را از چنگ او دربیاورد پس شروع به تعریف و تمجید و اینکارها کرد؛ زاغ هم گول خورد و پنیر را از دست داد.

این که می گویم  زاغ همه چیز خوار هست را از گوگل جستجو کردم و خواستم فکر نکنید اسائه ادب کرده و خواسته ام به زاغها توهین کرده باشم.

شما که تشریف آوردید زمین ما هنوز اینقدر پیشرفت نکرده بودیم و هنوز از اینترنت و گوگل خبری نبود. همان طور که حتما متوجه شدید سیاره زمین خیلی بزرگ تر از کره کوچک شماست و ما تعدادمان خیلی خیلی زیاد است. شاید باورتان نشود ما چون علاقه  زیادی داشتیم از راه دور يکديگر را ببینیم و با هم در ارتباط باشیم کلی وسایل مدرن ساختیم و تکنولوژی به کار بردیم و نیستید که تماشا کنید، امروز روز ما چقدر شبکه های اجتماعی داریم و چقدر همه در حال نمایش دادن خودمان هستیم.

 اگر شما هم می توانستید از این پیشرفتها بهرهمند شويد الان چند تا عکس قشنگ با گل خودتان در همین شبکه های اجتماعی می گذاشتید و چندتا جمله زیبا هم چاشنی کار می کردید و بعد همه عالم و آدم خیال می کردند روابط شما با گل مغرورتان بسیار خوب است و همه چیز عالی پیش می رود و چه چیزی از این بهتر؟

 یک آدمی خیلی وقت پیش گفته بود: من فکر می کنم پس هستم. الان  اوضاع طوری دیگری شده ما فقط به اینکه دیگران چه فکر می‌کنند اهمیت می دهیم و تمام وقتمان را صرف می کنیم تا نظر بقيه در مورد ما طوری باشد که دوست داریم.

به دنیایی که ساختیم دنیای مجازی می گوییم و این دنیای مجازی برای ما از دنیای واقعی با ارزش تر است. آدمها ، گلها و همه چیز آنجا زیباتر هستند؛ چون ما خیلی از فیلتر استفاده می کنیم.

فیلترهایمان هم روز به روز بهتر می شود و ما عین خیالمان نیست که در واقیعت اینجوری ها هم نيستيم. راستی یادم آمد در آخر کتاب يک مار شما را نیش زد. داستان جوری بود که‌ من در عالم بچگی گمان کردم با نیش مار به سیاره خودتان بازگشتید؛ ولی شاید هم من اشتباه کردم و به دیار باقی شتافتید؛ اگر اکنون هنوز زنده هستید حتما یک سر به زمین بزنيد و یک گوشی همراه بگیرید و کلی عکس از گلهای دیگر بیندازید آن هم با این همه فیلتر خفن و ببرید به گلتان نشان بدهید. بعد از دیدن عکس‌ها حتما خودش را جمع می کند و ديگر شما را آزار نمی دهد چون متوجه می شود از او بهتر در عالم هستی بسیار است و این ادا و اطوارها قدیمی شده‌اند.

شازده دیگر وقتتان را نمی گیرم اگر هنوز عمری باقی هست  و توانستيد پیش ما بیایید، از دیدنتان خوشحال می شویم .

راستش همین الان هم در مورد شما در دنیای مجازی زیاد حرف می زنند. هر کس کتاب شازده کوچولو  را خوانده و حتی نخوانده جملاتی از شما می گوید که همه زیبا و جالب هستند. بعضی ها هم در کتاب نبودند و از خودشان در آوردند که کاریش نمی توان کرد. دنیای مجازی اینجوری است دیگر.

 سلام به گلتان برسانید.

 دوستدار شما یک آدم روی کره زمین. خداحافظ.

۹ آبان ۱۴۰۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 دیدگاه برای “نامه‌ای به شازده کوچولو

  1. ایده عااااالی
    خیلی لذت بردم👌🏿