نامه‌ای به تو، برای رسیدن؟ امیدوارم

157
1

نویسنده : امیرحسین شریفی

می دانم شاید نتوانم واژه ها را به درستی کنار هم قرار دهم. می دانم که شاید هرگز این نامه به دست تو نرسد و تو هرگز آن را نخوانی. حتی این را هم می دانم که اگر این نامه با عبور از صدها پیچ و خم شک و تردید به دست تو برسد و تو آن را بخوانی، نابلدی هایم در نوشتن، نگاه تیزبین و خاطر حساست را می رنجاند و شاید بار دیگر مجبور شوی که با دقت و ظرافت تمام نحوه‌ی درست به کارگیری صیغه های فعل در نوشتن را به من یادآوری کنی اما باز هم برایت می نویسم چون کار دیگری بلد نیستم.
دست به قلم بردن برای تو آن هم به شکل ناشیانه، جرمی است بزرگ و گناهی است نابخشودنی اما در عصر تزویرها و تردید ها، در زمانه‌ی عاشق و معشوق نماها، در روزهایی که تشت رسوایی عاشقان سخت تر از قبل از آسمان بر زمین می افتد و در روزگاری که به سختی می توان سخن دل را از نگاه‌های

سرد و یخ زده خواند آیا کاری جز نوشتن از دست من برمی آید؟ و من می نویسم. از تو می نویسم. از چشم های جادویی‌ات می نویسم که وقتی که در حال اندیشه‌ای و عمیق نگاه می کنی چشم هایت قلب سنگ را هم آب می کند و من برای تو می نویسم، باشد که این نامه همان کاری را با قلبت کند که چشم های تو با من کرد.

ای زیباترین، بدون شک نوشتن برای زیبارویانی چون تو که لایق جان دادنند کاری است خرد و کوچک اما مبادا نامه‌ام را نشانه‌ی خردی و کوچکی‌ام بپنداری چرا که برای من، که واژگانی را پیشکش تو می کنم که محترم ترین و با ارزش ترین دارایی‌ام به شمار می روند، جان دادن کاری است آسان و بسی شیرین و فقط به انتظار یک اشاره از سوی تو نشسته‌ام.

لفظ پردازی های بیش از اندازه‌ی من را ببخش چرا که می خواهم متنی به زیبایی تو بنویسم که وقتی نامه را در مقابل چهره‌ی زیبایت می گیری، نامه‌ام آینه‌ی تمام‌نما‌ی زیبایی تو باشد. هر چند که خیالی است خام چرا که زیبایی تو کجا و این نامه کجا.

و من را ببخش که بر هر دری زدم که گله‌ای نکنم، دلم آرام نگرفت و سرآخر می خواهم گله‌ای هر چند کوچک و کوتاه داشته باشم:

گله دارم

گله از لرزش دستم

گله از بسته زبانم

گله از مهر سکوتی که در آن لحظه‌ی موعود

می نشیند به لبانم

نتوانستم از اول به تو گویم سخن عشق دلم را

اما

تو نخواندی ز نگاهم نه سرودی نه پیامی؟

و امید است که سخن عشق دل و پیامم را در این نامه بخوانی.

فرستنده : امیرحسین شریفی

گیرنده : کسی که فقط من می دانم کیست.

دوم دی ماه 1402

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک دیدگاه برای “نامه‌ای به تو، برای رسیدن؟ امیدوارم

  1. خوش بحال گیرنده
    اگه نامه نرسید یه زنگ بهش بزن پشت تلفن بگو
    یا دعوتش کن کافه🙃