نامه‌ای به امید آینده‌ام…

194
0

نویسنده:عطیه رستمی

فرزندم!

عزیزتر از جانم! امید روزهای نیامده و ذوق روزهای پنهانم!

به داشتن تو فکر کردم؛ راستش را بخواهی می‌ترسم از اینکه تو را به دنیا بیاورم و تو رنج‌های پایان ناپذیر این دنیا را متحمل بشوی.

و روزی، روزگاری خسته از تکاپوهای این زمانه‌ی بدرفتار، در چشمانم زل بزنی و بگویی:

 «چرا مرا به این دنیا آورده‌ای؟!»

بگذار همین حالا رک و راست به تو بگویم؛ به دنیا آمدن تو برای من تفریح نیست یا حتی تسلای حرف‌های دیگران؛ فراتر از این هم، من به دنبال عصای دست یا ادامه دهنده‌ی نسل هم نیستم.

تو می‌آیی که سفرخودت را زندگی کنی؛ من هم در کنار تو زندگی می‌کنم و تجربیات جدید به تو می‌آموزم.

تأکیدم را متوجه شدی؟!

 سفر خودت! نه سفر من!

 من دارم سفر خودم را زندگی می‌کنم، تا تو مجبور نباشی آرزوهای مرا زندگی کنی.

 نمی‌دانم دختر خواهی بود یا پسر؟!

 بعضی‌ها می‌گویند: «دختر به دنیا آوردن یا دختر به دنیا آمدن بزرگ‌ترین بدبختی است.»

اما قبول ندارم.

دخترها قوی‌ترین موجودات کره‌ی خاکی هستند.

حتی دوست دارم دختر باشی تا دنیا را از دید من، از دید یک زن تماشا کنی؛ اما بدان باید خیلی خیلی تلاش کنی که همه بدانند داخل این اندام با‌ظرافت چیزی به نام عقل هم وجود دارد.

ولی اگر هم پسر زاده شوی باز هم راضی خواهم بود. چون از خیلی تبعیض‌ها و سوءاستفاده‌ها در امان خواهی بود. می‌توانی به راحتی نافرمانی کنی و نام آن را شجاعت خواهند گذاشت.

پیله ابریشمم! فارغ از جنسیت، بدان که در درونت منبع قدرتمندی داری.

 حال تو نامش را حس ششم یا غریزه یا هرچه تا آن زمان عقل و معرفت برای آن انتخاب کرده بود بگذار؛ اما بدان باید به او احترام بگذاری و همیشه به آن‌چه برای تو درست و مناسب است، زندگی کنی .

راستش را بخواهی! من سخت به این معتقدم که آدمی در هر سنی خوب و بد را تشخیص می‌دهد؛ اما این که دلش بخواهد به بخش خوب ماجرا عمل کند یا خیر، بحثی جدا میطلبد.

تو هرکه هستی! فارغ از استعدادها، توانایی و حتی تلاش‌هایت؛ برای من فوق العاده خواهی بود.

تو اینجایی تا خودت باشی و همیشه بدان که من صرف ‌نظر از انتخاب‌هایت برای تو ارزش و احترام قائلم.

می‌دانم که ممکن است با هم توافق نداشته باشیم؛ عیبی هم ندارد زیرا ما دو آدم متفاوت از دو نسل متفاوت و از دو مادر متفاوت هستیم.

تو همیشه در این خانه افرادی را خواهی یافت که دوستت دارند و به تو اهمیت می‌دهند.

 هنوز به این دنیا نیامده‌ای!

 اما من چقدر دوستت دارم!!!‌

تاریخ: ۶۲/۸/۲۰۴۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *