مقالهی مبنا: الکسا گوتهارت، «رمزگشایی ‹باغ لذتهای دنیوی› وحش و خیالانگیز بوش»، آرتسی (Artsy)، ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹. مشاهدهی مقالهی اصلی
کمتر اثری مانند سهلتی مشهور هیرونیموس بوش، باغ لذتهای دنیوی، شور بیمهار و غرابت میل جسمانی را به تصویر میکشد. لذت تنانه در نگاه نخست موضوع اصلی این جهان شلوغ و خیالانگیز است.
در گوشهای، پیکرههای برهنه در هم پیچیدهاند و از توتفرنگی غولآسایی میخورند. گروهی دیگر از سازههایی شبیه اندامهای برآمده، بلورهای درخشان و غلافهای در آستانهی شکفتن آویزاناند. آب زلال فوارهها مستقیم به دهانها میریزد، میوهها چیده میشوند و زوجها درون حبابها، صدفهای نیمهباز و میوههای بزرگ یکدیگر را نوازش میکنند.
شناسنامهی اثر
- عنوان اصلی: De tuin der lusten (The Garden of Earthly Delights)
- نقاش: هیرونیموس بوش
- تاریخ خلق: حدود ۱۴۹۰ تا ۱۵۰۰
- تکنیک: رنگروغن روی تختهی بلوط (سهلتی)
- ابعاد: ۲۰۵٫۵ × ۳۸۴٫۹ سانتیمتر (با لتهای باز)
- محل نگهداری: موزهی ملی پرادو، مادرید

تابلو جشنی بیمهار و رؤیاگونه به نظر میرسد، اما پیام بوش بسیار پیچیدهتر است. گناه، مجازات و دوزخ در سراسر اثر حضور دارند. خلاقیت بیسابقه و تصویرپردازی شگفت او قرنهاست بحث و تفسیر برمیانگیزد.
هنرمندی که زندگیاش مبهم است
داستان باغ لذتهای دنیوی با خالق رازآلودش آغاز میشود. اطلاعات زندگی بوش اندک است، اما میدانیم با نام یِرون فان آکن حدود سال ۱۴۵۰ در خانوادهای هنرمند در شهر پررونق هرتوخنبوش، در هلند امروزی، به دنیا آمد.
پدربزرگ، پدر، عمو و برادرانش همگی نقاش بودند، هرچند اثری که بتوان با اطمینان به آنان نسبت داد باقی نمانده است. متایس ایلسینک و یوس کولدوای در کتاب هیرونیموس بوش: رؤیاهای نابغه (۲۰۱۶) احتمال میدهند بوش در کارگاه خانوادگی آموزش دیده باشد.
مهارت بوش، مانند بسیاری از هنرمندان حرفهای سدههای میانه، به نقاشی محدود نبود. او برای شیشههای رنگین و قطعات برنجی طرح میساخت و حتی در طراحی گلدوزی فعالیت داشت. با این همه، نبوغ فنی و تخیل پیشرو او بیش از هر جا در باغ لذتهای دنیوی آشکار است.
این تابلو مشهورترین و بزرگترین اثر باقیماندهی بوش است. لت چپ پیوند آدم و حوا را نشان میدهد، لت مرکزی انبوهی از لذتهای زمینی را و لت راست دوزخی هولناک را. اگر سه بخش را روایتی پیوسته بدانیم، اثر سرنوشت انسانِ غرقشده در شهوت و لذت را دنبال میکند.
چنانکه پیلار سیلوا ماروتو، متصدی موزهی پرادو که این نقاشی در آن نگهداری میشود، توضیح داده است: «اگر از نزدیک نگاه کنیم، تنها چیزی که بهشت را به دوزخ وصل میکند گناه است.»

سفارشدهندگان و ایمان نقاش
بوش هنگام آغاز این سهلتی هنرمندی محبوب میان اشراف اروپا بود. سفارشهای آنان معمولاً مضمون دینی داشتند، زیرا مسیحیت رسمی چارچوب اصلی هنر در پادشاهیهای اروپای آن زمان بود.
هنری سوم ناسائو، نجیبزادهی کاتولیک هابسبورگ، یا برادرزادهاش انگلبرت دوم، به احتمال زیاد ساخت باغ لذتهای دنیوی را به بوش سپردند. این اثر بعدها در قرن شانزدهم در تملک فیلیپ دوم، پادشاه بهشدت مذهبی اسپانیا، قرار گرفت.
بوش به احتمال زیاد مسیحیای معتقد بود. برخی پژوهشگران قدیمی خلاف این را حدس زدهاند؛ برای نمونه ویلهلم فرنگر در ۱۹۴۷ او را عارفی بدعتگذار دانست، اما این نظریه امروز اعتبار چندانی ندارد.
همهی آثار باقیماندهی بوش مضمون دینی و اشارههای اخلاقی به کتاب مقدس دارند. با این حال، غرابت خیال او در هنر مذهبی پیش از آن کمسابقه بود؛ هنری که معمولاً خیر و شر، فضیلت و گناه و بهشت و دوزخ را با الگوهایی آشنا نشان میداد.
بوش در باغ لذتهای دنیوی و تا اندازهای در آثاری مانند سهلتی ارابهی علوفه، این الگوهای آشنا را شکست. او عدن، لذت زمینی و دوزخ را با تصویرهایی شبیه رؤیاها و کابوسهای سرگیجهآور درآمیخت.

بیرون: روز سوم آفرینش
درهای بیرونیِ بسته مقدمهای آرام برای رنگ و هیاهوی دروناند. این بخش روز سوم آفرینش را نشان میدهد؛ زمانی که بنا بر روایت کتاب مقدس، زمین و گیاهان پدید آمدند.
بوش این صحنه را با روش «گریزای»، یعنی نقاشی تکرنگ خاکستری، اجرا کرده است. زمین مانند کرهای شفاف و کمرنگ دیده میشود و همین خاموشی، جهان درخشان و رنگارنگ درون را برجستهتر میکند.

لت چپ: خدا حوا را به آدم عرضه میکند
با باز شدن سهلتی، لت چپ روایت آفرینش را با زبان خیالپردازانهی بوش ادامه میدهد: آدم و حوا در بهشت، در صحنهای آکنده از اشاره به عشق و میل.
بوش به جای خوردن میوهی ممنوع، خدا را در حال معرفی حوا به آدم نشان میدهد. پاول فاندنبروک این صحنه را اشارهای به ازدواج و فرمان «بارور و بسیار شوید» در عهد عتیق میداند.
فوارهها، درختان پربار و موجودات عجیب پیرامون آنها، لذت و آشوبی را پیشبینی میکنند که در لت مرکزی گسترش مییابد.

لت مرکزی: باغی که معنایش شهوت بود
لت مرکزی، بزرگترین بخش اثر، باغی سرشار از زنان و مردان جوان و عمدتاً برهنه است که به رفتارهای عاشقانه و بازیهای تنانه مشغولاند. رنگها و چهرهها شادند. گروهها کنار پرندگان غولآسا، درون گلبرگها و حوضچهها گرد آمدهاند و جزئیات هرچه بیشتر به سوی غرابت میروند؛ از جمله پیکرهای که گلهایی را میان پاهای دیگری میگذارد.
به گفتهی پژوهشگرانی چون دیرک باکس و والتر اس. گیبسون، اشارههای جنسی در نمادهای قرونوسطایی سراسر این صحنه را پر کردهاند.
خود باغ نیز برای همعصران بوش با عشق و شهوت پیوند داشت. گیبسون مینویسد: «قرنها بود که باغ صحنهی دیدار عاشقان و عشقبازی به شمار میرفت.» بوش احتمالاً رمان گل سرخ، شعر فرانسوی سدهی سیزدهم و مشهورترین باغ عاشقانهی ادبیات آن زمان را میشناخت؛ اثری که به هلندی و زبانهای دیگر ترجمه شده بود.
چیدن میوه در این لت نیز میتوانست نماد رابطهی جنسی باشد. پیکرههای شناگر احتمالاً به تعبیر هلندی «شنا کردن در حمام ونوس» اشاره دارند که کنایه از عاشق بودن بود.
جانوران، جغدها و فوارهی ترکخورده
جانوران لت مرکزی نیز با میل جسمانی پیوند دارند. ماهی در برخی ضربالمثلهای هلندی قدیم کنایهای جنسی بود. پیکرههای سوار بر گاو، اسب و موجودات خیالی هم به غرایز حیوانی اشاره میکنند.
با آنکه پیکرهها غرق لذتاند، بوش زودگذر بودن این خوشیها و پیامد ناگزیرشان را نیز یادآوری میکند.
جغدهای غولآسا با چشمهای برآمده در زمان بوش نشانهی شرارت بودند. باکس و گیبسون میگویند میوههای توخالیِ پراکنده در منظره نیز نماد چیزی بیارزشاند؛ همان برداشتی که اخلاقگرایان قرونوسطایی از شهوت داشتند.
فوارهی قلب لت مرکزی نیز نشانهای هشداردهنده است. شکل آن به سرچشمهی بلورین لت بهشت شباهت دارد، اما سطحش ترک خورده است. به گفتهی سیلوا، این شکستگی زودگذر بودن لذتهای زمینی را نشان میدهد.
«گیاه توتفرنگی»
یکی از نخستین توصیفهای باقیمانده از اثر را فرای خوسه سیگوئنزا، تاریخنگار و متکلم، در ۱۶۰۵ نوشته است. او تابلو را «گیاه توتفرنگی» نامید و موضوعش را «پوچی، زیبایی و زودگذری توتفرنگی» دانست؛ استعارهای برای ناپایداری لذت.
امروز بسیاری از پژوهشگران جهان لت مرکزی را بهشتی دروغین میدانند که سرانجامش مجازات است. لت راست دوزخی تاریک، هولناک و در عین حال بهطرزی سیاه خندهآور را نشان میدهد. خط افق پیوسته در هر سه لت، جهان لذت را به دوزخ وصل میکند و گناه را حلقهی اتصال آنها میسازد.

لت راست: سیاههای از گناهان
اگر شهوت موضوع غالب لت مرکزی است، دوزخ بوش مجموعهای گستردهتر از گناهان، از شهوت و طمع تا غرور، را مجازات میکند.
کسانی که به سبب موسیقی دنیوی مجازات میشوند با همان سازها شکنجه میبینند: مردی بر چنگی بزرگ بسته شده و نتهای موسیقی روی باسن پیکرهای دیگر نوشته شدهاند. آملیا هامریک، دانشجو، این نتها را در سال ۲۰۱۵ رونویسی و اجرا کرد و آن را «ترانهی پانصدسالهی باسن از دوزخ» نامید.
جزئیات دیگر بیرحمانهترند. هیولایی پرندهسر آدمها را میبلعد و در گودالی پر از ارواح رنجکش دفع میکند. گروهی درون بدن توخالی «مرد درختی» گرفتارند و موجودات شیطانی آنان را آزار میدهند. دیگران زیر دو گوش عظیم و بیبدن خرد میشوند.

گفتوگویی که تمام نمیشود
پیام بوش بیتردید هشدارآمیز است، اما پژوهشگران میپذیرند که اثر باید سرگرمکننده هم بوده باشد. فالکنبورگ میگوید همعصران بوش احتمالاً مانند ما از تصویرپردازی بیسابقهی تابلو هم گیج میشدند و هم لذت میبردند. پیکرههای لت مرکزی که با هم نجوا میکنند و به اطراف اشاره دارند، انگار بینندگان را نیز به گفتوگو دعوت میکنند.
فالکنبورگ ادامه داد: «پس شاید کارکرد این نقاشی آغاز کردن یک گفتوگو بود — و نه متوقف کردنش.»
قدرت اثر بوش فقط در نمادهای تازه و رازآلودش نیست؛ او میلهای همیشگی انسان را در آینهای غریب پیش روی بیننده میگذارد، به شکلی که پس از پنج قرن هنوز آشنا و تکاندهنده است.
منابع و اعتبار تصاویر
- Alexxa Gotthardt, Decoding Bosch’s Wild, Whimsical “Garden of Earthly Delights”, Artsy
- Matthijs Ilsink and Jos Koldeweij, Hieronymus Bosch: Visions of Genius, 2016.
- Walter S. Gibson, “The Garden of Earthly Delights by Hieronymus Bosch: The Iconography of the Central Panel”.
- رکورد رسمی El jardín de las delicias در موزهی ملی پرادو
تصاویر این صفحه بازتولید اثر اصلی هیرونیموس بوش (در مالکیت عمومی) هستند و از ویکیمدیا کامنز دریافت شدهاند. اثر اصلی در موزهی ملی پرادو، مادرید نگهداری میشود.





نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ نخستین نفر باشید.