سفیران؛ رمزگشایی نمادهای پنهان در شاهکار هولباین

روایت آرتسی از تابلوی سفیران؛ کف مرمری با کهن‌الگوی کلان‌جهانی، ابزارهای نجومی ناهم‌تراز، سیم پاره‌ی عود و جمجمه‌ای که فقط از کنار دیده می‌شود.

سعید تقویخواندن ۸ دقیقه
نمای کامل تابلوی سفیران اثر هانس هولباین کوچک‌تر در نشنال گالری لندن
نمای کامل تابلوی سفیران اثر هانس هولباین کوچک‌تر در نشنال گالری لندن

سفیران اثر هانس هولباین کوچک‌تر؛ تحلیل کامل نمادهای اثر در آستانه‌ی انشقاق کلیسا: ابزارهای علمی، کتاب‌ها، سیم پاره‌ی عود و جمجمه‌ی آنامورفیک معروف.

مقاله‌ی مبنا: جولیا فیوره، «رمزگشایی نمادگرایی در ‹سفیران› هانس هولباین»، آرتسی (Artsy)، ۱۷ اوت ۲۰۱۸. مشاهده‌ی مقاله‌ی اصلی

بخش بزرگی از تصویر امروزی ما از دربار پرزرق‌وبرق و مرگبار هنری هشتم مدیون هانس هولباین کوچک‌تر است. این هنرمند آلمانی و نقاش رسمی پادشاه، با بیش از صد پرتره چهره‌های عصر تیودور را زنده نگه داشت؛ از توماس مور و توماس کرامول تا خود هنری هشتم و چند تن از شش همسر او.

اما مشهورترین تابلوی او به‌آسانی تن به تفسیر نمی‌دهد. ژان دو دَنتویل و ژرژ دو سلو (۱۵۳۳)، معروف به سفیران، قرن‌ها موضوع بررسی تاریخ‌نگاران هنر بوده است. این پرتره‌ی دونفره در نشنال گالری لندن همچنان معمایی جذاب است و تقریباً هر جزء آن بیش از یک معنا دارد.

شناسنامه‌ی اثر

  • عنوان اصلی: Jean de Dinteville and Georges de Selve (‘The Ambassadors’)
  • نقاش: هانس هولباین کوچک‌تر
  • تاریخ خلق: ۱۵۳۳
  • تکنیک: رنگ‌روغن روی تخته‌ی بلوط
  • ابعاد: ۲۰۷ × ۲۰۹٫۵ سانتی‌متر
  • محل نگهداری: نشنال گالری، لندن
نمای کامل تابلوی سفیران اثر هانس هولباین کوچک‌تر
هانس هولباین کوچک‌تر، ژان دو دنتویل و ژرژ دو سلو (سفیران)، ۱۵۳۳، نشنال گالری لندن.

جهان خطرناک سیاسی هولباین

برای فهم این اثر تقریباً هم‌اندازه‌ی انسان، باید ابتدا فضای سیاسی خطرناک زمان هولباین و مسیر پیچیده‌ی زندگی خود او را شناخت.

هولباین سفیران را در سال ۱۵۳۳ کشید؛ همان سالی که اختلاف هنری هشتم با پاپ بر سر لغو ازدواج نخستش به اوج رسید. پادشاه با وجود مخالفت کلیسا با آن بولین ازدواج کرد و کمی بعد دخترشان الیزابت، ملکه‌ی آینده، به دنیا آمد؛ هرچند هنری همچنان در انتظار وارثی پسر بود.

جدایی هنری از رم نزدیک بود. یک سال بعد، او خود را رئیس کلیسای انگلستان اعلام کرد. بسیاری از معاصران، آن بولین را عامل تأثیرگذار بر پادشاه و مسبب این شکاف می‌دانستند.

پرتره‌ی هنری هشتم اثر هانس هولباین کوچک‌تر
هانس هولباین کوچک‌تر، پرتره‌ی هنری هشتم پادشاه انگلستان. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

هولباین پیش از پیوستن به دربار انگلستان، در سرزمین آلمانی‌زبان زادگاهش با نقاشی‌های دینی شهرت داشت. پدرش، هانس هولباین بزرگ‌تر، نیز نقاش شناخته‌شده‌ی گوتیک متأخر بود. او در بازل سوئیس برای طراحی چاپ‌های چوبی نیز آوازه یافت.

از مهم‌ترین کارهای چاپی او می‌توان به تصویرهای در ستایش دیوانگی اثر اراسموس و صفحه‌ی عنوان ترجمه‌ی آلمانی کتاب مقدس مارتین لوتر اشاره کرد. هولباین پیش از سفر به انگلستان کمتر به پرتره‌نگاری غیردینی پرداخته بود؛ شاخه‌ای که در رنسانس شمالی رونق می‌گرفت. با وجود ارتباطش با چهره‌های اصلاح دینی، در دربار انگلستان بدگمانی جدی برنینگیخت و تا پایان عمر مورد حمایت پادشاه ماند.

پرتره‌ی اراسموس روتردامی در حال نوشتن اثر هولباین
هانس هولباین کوچک‌تر، پرتره‌ی اراسموس روتردامی در حال نوشتن، ۱۵۲۳. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

اروپایی در آستانه‌ی جنگ

جدایی هنری از کلیسا، که تا اندازه‌ی زیادی از نیاز او به وارثی پسر سرچشمه می‌گرفت، نظم سیاسی و دینیِ از پیش ناپایدار اروپا را بیشتر برهم زد. هنری، فرانسوای اول پادشاه فرانسه، شارل پنجم امپراتور مقدس روم و پاپ در کشمکشی دائمی بودند. هم‌زمان، اندیشه‌های مارتین لوتر و نقد اقتدار کلیسا از شمال اروپا فراتر می‌رفت. گسست انگلستان از کلیسای کاتولیک نیز راه را برای گسترش اندیشه‌های اصلاح دینی و اومانیستی باز کرد.

سفیران این تنش را در جزئیات خود بازتاب می‌دهد. ژان دو دنتویل، سفیر فرانسه در انگلستان، در سمت چپ با لباس‌هایی مجلل از ابریشم، مخمل و خز سیاه‌گوش ایستاده است. او این پرتره‌ی بزرگ و پرجزئیات را برای قصرش در پولیزی سفارش داده بود.

یکی از وظایف دشوار دنتویل گزارش تحولات دربار انگلیس به دولت کاتولیک فرانسه بود. او همان سال در نامه‌ای به خانواده‌اش نوشت: «خسته‌ام و دل‌مرده... غمگین‌ترین، خسته‌ترین و ملال‌آورترین سفیر جهانم.» لباس پرهزینه‌ی تصویرشده شاید همان جامه‌ای باشد که در مراسم تاج‌گذاری جنجالی آن بولین در کلیسای وست‌مینستر پوشید.

دوست ساده‌پوش‌تر او، ژرژ دو سلو، در سمت راست ایستاده است؛ روحانی و دیپلماتی که کمی بعد اسقف لاوور فرانسه شد. او بخش بزرگی از زندگی حرفه‌ای خود را صرف مهار گسترش اصلاحات لوتری و بازگرداندن وحدت کلیسای کاتولیک کرد و احتمالاً برای مأموریتی مشابه به لندن آمده بود.

این دو مرد شاهد رویدادهایی بودند که توان مهارشان را نداشتند. حضور دنتویل در غسل تعمید الیزابت نیز از نگاه امروز معنایی کنایه‌آمیز دارد: آن نوزاد بعدها فرمانروای قدرتمند کشوری پروتستان شد.

هولباین این بحران سیاسی را در چارچوبی فلسفی و دینی قرار می‌دهد. در اندیشه‌ی رنسانس، انسان در مرکز آفرینش قرار داشت و هم‌زمان به جهان مادی و قلمرو آسمانی وابسته بود. با این نگاه، اشیای تابلو روایتی از دانش و زندگی زمینی، مرگ و امید به رستگاری می‌سازند.

کف مرمر و «کهن‌الگوی کلان‌جهانی»

این معنا از کف مرمرین صحنه آغاز می‌شود. الگوی آن از کف مشهور کلیسای وست‌مینستر گرفته شده است؛ جایی که کتیبه‌ای لاتین به مفهوم «این کره، الگوی جهان بزرگ را نشان می‌دهد» اشاره داشت.

اندیشه‌ی «جهان بزرگ و جهان کوچک» در ستاره‌بینی، کیمیاگری و هندسه‌ی رنسانس حضور داشت. بر پایه‌ی آن، همان نیروهایی که کیهان را شکل می‌دهند در بدن انسان نیز عمل می‌کنند و هر فرد نمونه‌ای کوچک از جهان است. حتی اگر دنتویل و دو سلو متن کتیبه را نمی‌شناختند، احتمالاً معنای نمادین این الگو را درک می‌کردند.

قفسه‌ی بالا و پایین؛ آسمان و زمین

بخش میانی تابلو بیش از همه ذهن تاریخ‌نگاران را مشغول کرده است: مجموعه‌ای از ابزارهای علمی، کتاب‌های ریاضی و نت‌های موسیقی که میان دو مرد چیده شده‌اند. این انبوه اشیا تصادفی نیست و بیش از ثروت مالی، دانش و جایگاه فکری آنان را نشان می‌دهد.

اشیای قفسه‌ی بالا — کره‌ی سماوی، ساعت آفتابی و ابزارهای گوناگون دیگری که در اخترشناسی و اندازه‌گیری زمان به کار می‌رفتند — به قلمرو آسمانی مربوط‌اند. کره‌ی زمینی، پرگار، عود، جعبه‌ی فلوت‌ها و کتاب سرود بازِ قفسه‌ی پایین به مشغولیت‌های زمینی اشاره می‌کنند. دو مرد ایستاده، این ساختار دوطبقه را در میان می‌گیرند و بدین‌سان به هر دو قلمرو پیوند می‌خورند.

اما هولباین در دل این نظم نشانه‌هایی از اختلال می‌گذارد. ابزارهای قفسه‌ی بالا برای عرض جغرافیایی شمالی درست تنظیم نشده‌اند. با توجه به دقت نقاش و ارتباطش با دانشمندان، این خطا احتمالاً عمدی است: حتی نظم آسمان نیز برهم خورده است.

در قفسه‌ی پایین، کره‌ی زمینی پاسخ کره‌ی آسمانی بالاست و نام‌های «Baris» و «Pritannia»، صورت‌های آوایی پاریس و بریتانیا، روی آن دیده می‌شوند. کنار آن، کتاب حساب پتر آپیان روی صفحه‌ای باز است که با واژه‌ی dividirt، به معنای «تقسیم شود»، آغاز می‌شود. این واژه را اغلب اشاره‌ای به شکاف مذهبی اروپا دانسته‌اند.

سیم پاره‌ی عود نیز نمادی آشکار از ناهماهنگی کلیساست. کتاب کنار آن سرودنامه‌ای لوتری است که سرود Veni Sancte Spiritus را نشان می‌دهد؛ دعایی خطاب به روح‌القدس که سنتاً برای وحدت کلیسا خوانده می‌شد. امید به آشتی که در این جزئیات دیده می‌شود، هرگز تحقق نیافت.

مرگ در پیش چشم

اشیا از شکست تلاش‌های سیاسی و مذهبی سفیران خبر می‌دهند، اما دو مرد درمانده به نظر نمی‌رسند. تابلو موضوعی بزرگ‌تر را پیش می‌کشد: مرگ و امید مسیحی به رستگاری.

بازنمایی دقیق ابزارها مهارت هولباین در ساختن حجم و جنس را نشان می‌دهد. خز، ابریشم، چوب و فلز چنان ملموس‌اند که بیننده نخست با جهان مادی روبه‌رو می‌شود؛ جهانی که سپس نشانه‌های مرگ و ایمان معنایش را پیچیده می‌کنند.

هولباین در عین جاودانه کردن چهره‌ها، بر انسان بودن آن‌ها تأکید می‌کند. دنتویل با خنجری در دست، مرد عمل به نظر می‌رسد؛ دو سلو بازویش را بر کتاب گذاشته و حالتی اندیشمندانه دارد. روی خنجر و کتاب سن آن‌ها، به‌ترتیب ۲۹ و ۲۵ سال، نوشته شده است. این اشاره به سن، در کنار سنجاق جمجمه‌مانند روی کلاه دنتویل، جوانی آنان را با فناپذیری پیوند می‌دهد.

مرگ برای مردم اروپای رنسانس حضوری روزمره‌تر از امروز داشت. همه‌گیری‌هایی مانند طاعون ناگهان می‌رسیدند و جمعیت بزرگی را از میان می‌بردند؛ خود هولباین نیز احتمالاً در همه‌گیری سال ۱۵۴۳ لندن درگذشت. از همین رو، آماده کردن روح برای مرگ در زندگی مسیحیان اهمیتی فوری داشت.

جمجمه‌ی آنامورفیک در پایین تابلوی سفیران
جمجمه‌ی آنامورفیک (کشیده و کج‌نما) در پایین مرکز تابلوی سفیران. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

جمجمه‌ای که از کنار دیده می‌شود

آشکارترین نشانه‌ی مرگ، جمجمه‌ی کج‌نمای پایین تابلوست. از روبه‌رو شکلی کشیده و نامفهوم دارد، اما اگر از زاویه‌ای تند و از کنار نگاه کنیم به جمجمه تبدیل می‌شود. شاید دنتویل تابلو را کنار درگاهی نصب کرده بود تا رهگذران هنگام عبور ناگهان با چهره‌ی مرگ روبه‌رو شوند؛ هرچند این فرض قطعی نیست.

در ساده‌ترین خوانش، جمجمه یک مِمِنتو موری است؛ یعنی «به یاد داشته باش که خواهی مرد». چنین نشانه‌ای فناپذیری انسان را یادآوری و بیننده را به چشم پوشیدن از وسوسه‌های زمینی دعوت می‌کند.

اعوجاج جمجمه معناهای دیگری نیز دارد. این شکل درست روی دایره‌ی مرکزی الگوی کف، یعنی مرکز نمادین جهان، قرار گرفته است. بازی پرسپکتیوی نیز محدودیت دید انسان را آشکار می‌کند: آنچه از یک نقطه بی‌معناست، از جایگاهی دیگر حقیقتی روشن می‌شود.

اما نباید از مرگ ترسید

با این حال، پاسخ مسیحی تابلو به مرگ، ترس نیست. در گوشه‌ی بالای چپ و پشت پرده‌ی سبز، بخشی از صلیب دیده می‌شود؛ نماد رستاخیز و وعده‌ی زندگی جاودان. ساعت آفتابی استوانه‌ای نیز ظاهراً روی ۱۱ آوریل، جمعه‌ی نیک سال ۱۵۳۳، تنظیم شده و به مرگ و رستاخیز مسیح اشاره دارد.

کیت بامفورد، پژوهشگر هنر، استدلال کرده است که پرتره مانند «آینه‌ی فناپذیری» عمل می‌کند: از یک سو مرگ دو مرد را یادآور می‌شود و از سوی دیگر، با ثبت چهره و دوستی آنان، نوعی ماندگاری به آن‌ها می‌بخشد.

با همه‌ی توجه اثر به اشیای مادی، دانش، نماد و فریب‌های بصری، موضوع نهایی سفیران چیزی است که نمی‌توان مستقیماً تصویرش کرد یا کاملاً شناخت: خدا.

منابع و اعتبار تصاویر

تصاویر این صفحه بازتولید آثار در مالکیت عمومی هستند و از ویکی‌مدیا کامنز دریافت شده‌اند. اثر اصلی در نشنال گالری لندن نگهداری می‌شود.

این نوشته را هم‌رسانی کنید

پیشنهاد خواندنی

پرتره‌ی آرنولفینی؛ آیا این تصویر یک زن مرده است؟

پرتره‌ی آرنولفینی اثر یان فان آیک؛ پژوهش‌های تازه نشان می‌دهد این صحنه‌ی عروسی نیست. سگ، شعله‌های خاموش چلچراغ و مدالیون‌های آینه، همه به مرگ همسر آرنولفینی اشاره می‌کنند.

سعید تقویخواندن ۵ دقیقه

نظرها

هنوز نظری ثبت نشده؛ نخستین نفر باشید.

دیدگاه خود را بنویسید

سفیران؛ رمزگشایی نمادهای پنهان در شاهکار هولباین | ایران و جهان