برج بابل در مرز میان روایت دینی، تاریخ بینالنهرین و تاریخ هنر قرار گرفته است. در سفر پیدایش، انسانها برجی میسازند که سرش به آسمان برسد و نتیجه کارشان پراکندگی و پیدایش زبانهای گوناگون است. باستانشناسی نیز در شهر تاریخی بابل بقایای زیگوراتی عظیم به نام «اِتِمِناَنکی» را میشناسد که احتمالاً یکی از سرچشمههای تاریخی شکلگیری این روایت بوده است. بیش از دو هزار سال بعد، پیتر بروگل مهتر این داستان را به تصویری تبدیل کرد که امروز برای بسیاری از مردم همان «شکل برج بابل» است.
اما تابلوی بروگل بازسازی شهر باستانی بابل نیست. برج او بیشتر به کولوسئوم رم شباهت دارد، شهر اطراف آن حالوهوای اروپای قرن شانزدهم را دارد و صدها کارگر مشغول ساخت سازهای هستند که از همان ابتدا نشانههایی از ناممکنبودن پروژه را در خود دارد.

برج بابل در یک نگاه
مشخصه اطلاعات
نام برج بابل؛ The Tower of Babel داستان اصلی سفر پیدایش، باب ۱۱، آیات ۱ تا ۹ محل روایت بابل در سرزمین شِنعار محل تاریخی احتمالی شهر باستانی بابل در عراق امروزی بنای تاریخی مرتبط زیگورات Etemenanki مشهورترین نقاشی The Tower of Babel نقاش پیتر بروگل مهتر سال نسخه وین ۱۵۶۳ تکنیک نقاشی روی پنل چوب بلوط ابعاد نسخه وین حدود ۱۱۴٫۴ × ۱۵۵٫۵ سانتیمتر محل نگهداری موزه تاریخ هنر وین، اتریش
نسخه سال ۱۵۶۳ بروگل امضا و تاریخگذاری شده و امروز در گالری نقاشی موزه Kunsthistorisches Museum وین نگهداری میشود.
داستان برج بابل دقیقاً چه بود؟
روایت اصلی بسیار کوتاهتر از افسانهها و تصویرهایی است که بعدها پیرامون برج بابل ساخته شد.
در آغاز باب یازدهم سفر پیدایش گفته میشود تمام مردم جهان یک زبان داشتند. گروهی به سرزمین شِنعار رسیدند و تصمیم گرفتند در آنجا ساکن شوند.
آنها به یکدیگر میگویند آجر بسازیم و آن را در آتش بپزیم. سپس تصمیم میگیرند
- شهری بنا کنند؛
- برجی بسازند که سرش به آسمان برسد؛
- برای خود «نامی» به وجود بیاورند؛
- از پراکندهشدن در سراسر زمین جلوگیری کنند.
در روایت، خدا شهر و برج را میبیند و زبان مردم را درهم میآمیزد، بهطوریکه دیگر نمیتوانند سخن یکدیگر را بفهمند. ساخت شهر متوقف میشود و انسانها در نقاط مختلف زمین پراکنده میشوند.
این داستان معمولاً به عنوان روایتی درباره غرور انسان، میل به قدرت، تمرکز قدرت و محدودیت جاهطلبی بشر خوانده شده است؛ اما خود متن بسیار موجز است و بسیاری از جزئیاتی که امروز بخشی از داستان برج بابل تصور میکنیم در آن وجود ندارند.
برای نمونه، در سفر پیدایش گفته نشده برج آنقدر بلند شده بود که واقعاً به آسمان رسیده باشد. حتی سقوط فیزیکی یا تخریب برج نیز در متن اصلی روایت نمیشود؛ پروژه به دلیل از دست رفتن زبان مشترک متوقف میشود.

آیا نمرود سازنده برج بابل بود؟
در بسیاری از نقاشیها، کتابها و روایتهای بعدی، نمرود یا Nimrod به عنوان پادشاه و سازنده برج بابل معرفی شده است.
اما یک تفاوت مهم وجود دارد
در خود داستان برج بابل در باب ۱۱ سفر پیدایش نام نمرود اصلاً ذکر نشده است.
نمرود در باب قبلی، یعنی سفر پیدایش ۱۰، معرفی میشود و «بابل» یکی از شهرهای قلمرو او خوانده میشود. پیوند مستقیم نمرود با پروژه برج بیشتر حاصل سنتهای تفسیری یهودی و مسیحی بعدی است، نه جملهای صریح در روایت اصلی.
این نکته برای فهم تابلوی بروگل اهمیت دارد، زیرا شخصیت سلطنتی کوچکی که در پایین سمت چپ نقاشی دیده میشود معمولاً نمرود تفسیر میشود.
برج بابل واقعاً کجا بود؟
اگر بخواهیم به جای روایت دینی سراغ جغرافیای تاریخی برویم، باید به بینالنهرین و عراق امروزی برویم.
بابل یکی از مهمترین شهرهای جهان باستان بود و بقایای آن در نزدیکی شهر امروزی حِلّه، جنوب بغداد، قرار گرفته است.
این فقط تطبیق حدسی نامها نیست. محوطه باستانی Babylon شناختهشده و کاوششده است و از سال ۲۰۱۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز قرار دارد. یونسکو صراحتاً میان افسانه برج بابل و بقایای زیگورات بزرگ شهر، یعنی Etemenanki، ارتباط تاریخی برقرار میکند.

اتمِناَنکی؛ بنایی واقعی پشت افسانه برج بابل؟
در مرکز بابل مجموعه عظیمی برای مردوک، خدای اصلی بابل، وجود داشت. این مجموعه شامل معبد Esagila و زیگوراتی به نام
Etemenanki
بود.
معنای نام آن تقریباً «خانهمعبد بنیاد آسمان و زمین» است.
زیگوراتها ساختمانهای مذهبی پلکانی بینالنهرین بودند. برخلاف هرم مصری که عمدتاً آرامگاه محسوب میشود، زیگورات با مجموعه معبد شهری ارتباط داشت.
منابع باستانشناسی و متون بابلی اجازه دادهاند طرح احتمالی Etemenanki بازسازی شود. بر اساس «لوح اِساگیل»، پایه آن تقریباً مربعی با اضلاع حدود ۹۰ متر بوده و ارتفاع بازسازیشده آن نیز در حدود ۹۰ متر برآورد میشود. بنا چندین طبقه داشته و معبدی در بالاترین قسمت آن قرار میگرفته است.

یعنی باستانشناسان ثابت کردهاند داستان برج بابل واقعی است؟
خیر.
این دو ادعا را نباید با هم یکی کرد
ادعای اول در بابل واقعاً برج عظیم مذهبی وجود داشته است.
برای این موضوع شواهد تاریخی، باستانشناسی و متنی داریم.
ادعای دوم انسانها زمانی یک زبان واحد داشتهاند و خدا به علت ساخت برج زبان آنها را ناگهان متفاوت کرده است.
باستانشناسی نمیتواند چنین رویدادی را اثبات کند و شواهد زبانشناختی نیز تاریخ زبانهای انسانی را بسیار پیچیدهتر نشان میدهند.
بنابراین دقیقتر است بگوییم Etemenanki یکی از محتملترین زمینههای تاریخی شکلگیری داستان برج بابل است، نه اینکه حفاریهای بابل روایت کتاب مقدس را به صورت کامل اثبات کرده باشند.
برج واقعی احتمالاً شبیه تابلوی بروگل نبود
اینجا یکی از جذابترین تفاوتها آشکار میشود.
اگر Etemenanki الهام تاریخی داستان برج بابل بوده باشد، احتمالاً بنایی
- چهارگوش؛
- پلکانی؛
- ساختهشده عمدتاً از خشت و آجر؛
- با نمای آجری؛
- شبیه دیگر زیگوراتهای بینالنهرینی
بوده است.
ولی برج بروگل
- تقریباً مدور است؛
- دهها ردیف طاق دارد؛
- مانند معماری رومی ساخته شده؛
- طبقات آن دور یک هسته مرکزی میچرخند.
بنابراین تصویر مشهور برج بابل که امروز در ذهن بسیاری از ما وجود دارد، بیشتر محصول تخیل یک نقاش فلاندری قرن شانزدهمی است تا معماری واقعی بابل.

تابلوی برج بابل بروگل؛ چه چیزی در تصویر میبینیم؟
پیتر بروگل مهتر در سال ۱۵۶۳ یکی از بزرگترین نسخههای «برج بابل» خود را نقاشی کرد.
تقریباً تمام فضای تصویر توسط برج اشغال شده است.
ساختمان آنقدر عظیم است که شهر بندری، کشتیها، خانهها و حتی انسانها در برابرش به اشیایی مینیاتوری تبدیل شدهاند. موزه تاریخ هنر وین نیز همین تفاوت مقیاس را یکی از ویژگیهای اصلی اثر معرفی میکند.
اما اگر فقط از فاصله دور به نقاشی نگاه کنیم، بخش بزرگی از اثر را از دست میدهیم.
برج بابل یکی از آن تابلوهایی است که باید روی آن زوم کرد.
صدها اتفاق کوچک در حال رخ دادن است.
پایین سمت چپ؛ پادشاهی که همه برایش خم شدهاند
در پایین سمت چپ نقاشی گروهی از افراد را میبینیم.
مردی با لباس سلطنتی همراه درباریانش به محل ساختمان آمده و تعدادی سنگتراش مقابل او زانو زدهاند.
این شخصیت معمولاً نمرود شناخته میشود.
در مقیاس کل اثر، نمرود بسیار کوچک است.
همین نکته معنا دارد.
پادشاه ممکن است تصور کند فرمانده پروژهای عظیم است، اما در برابر خود برج تقریباً ناپدید شده است. جاهطلبی انسانی چیزی خلق کرده که اکنون از خود انسان بسیار بزرگتر به نظر میرسد.

بروگل برج بابل را به یک کارگاه ساختمانی واقعی تبدیل کرده است
یکی از خیرهکنندهترین قسمتهای نقاشی تعداد فعالیتهای ساختمانی است.
با بزرگکردن تصویر میتوان دید
- سنگتراشان مشغول آمادهکردن بلوکها هستند؛
- کارگران مصالح جابهجا میکنند؛
- جرثقیلها و بالابرهای چوبی فعالیت میکنند؛
- رمپها طبقات برج را به هم متصل میکنند؛
- بخشهایی از دیوار هنوز نیمهکارهاند؛
- بعضی طبقات تقریباً کامل شدهاند؛
- داربستها در نقاط مختلف دیده میشوند.
موزه Kunsthistorisches وین بر همین علاقه تقریباً «دانشنامهای» بروگل به نمایش فنون ساختمانی و حرفههای مختلف تأکید میکند.
برج فقط پسزمینه یک قصه مذهبی نیست.
خودِ فرایند ساختن به موضوع اصلی نقاشی تبدیل شده است.

چرا بعضی قسمتها کامل و بعضی قسمتها ویران به نظر میرسند؟
این یکی از عجیبترین خصوصیات سازه است.
در یک قسمت با دیوارهای تقریباً کامل روبهرو هستیم و چند متر آنطرفتر سنگ خام، داربست و ساختار ناتمام دیده میشود.
بخشهایی حتی حالتی دارند که انگار همزمان با ساختهشدن، در حال فرسودگیاند.
به همین دلیل برج برخلاف ظاهر عظیم و قدرتمندش، سازهای کاملاً مطمئن به نظر نمیرسد.
این تضاد نقش مهمی در خوانش اثر دارد
انسانها با سازماندهی عظیم در حال ساخت چیزی هستند که قرار است نماد قدرتشان باشد؛ اما خود ساختمان نشانههایی از ناکارآمدی پروژه را نشان میدهد.
Smarthistory نیز به همین دوگانگی اشاره میکند در تصویر، ساختن و فروپاشی تقریباً همزمان احساس میشوند.
چرا برج بروگل شبیه کولوسئوم است؟
شاید مهمترین سرنخ معماری تابلو در بابل نباشد، بلکه در رم باشد.
بروگل در جوانی به ایتالیا سفر کرده بود و رم را دیده بود. ساختار مدور برج، ردیفهای متوالی طاقها و معماری لایهلایه آن آشکارا یادآور کولوسئوم است.
موزه Boijmans Van Beuningen نیز تأثیر مستقیم کولوسئوم بر معماری برج بروگل را تأیید میکند.

این انتخاب صرفاً برای زیباترشدن برج نبود.
کولوسئوم برای مخاطب اروپایی بروگل نمونهای از یک بنای عظیم متعلق به امپراتوریای بود که زمانی تصور میکرد قدرتش پایانناپذیر است اما اکنون آثارش به ویرانه تبدیل شده بود.
در نتیجه ارتباط بصری میان بابل و رم میتوانست مفهوم زوال قدرتهای بزرگ را نیز به ذهن مخاطب منتقل کند.
ولی بروگل کولوسئوم را هم عیناً کپی نکرده است
در طبقات مختلف برج، سبک معماری تغییر میکند.
طاقهای پایین بیشتر حالتی رومی دارند، ولی هرچه برج بالاتر میرود فرم بعضی طاقها به معماری قرون وسطایی و گوتیک نزدیک میشود.
موزه تاریخ هنر وین این ترکیب عناصر معماری باستانی و رومانسک را یکی از خصوصیات سازه بروگل میداند.
در نتیجه برج متعلق به یک زمان تاریخی مشخص نیست.
انگار تمدنهای مختلف روی یکدیگر قرار گرفتهاند.
چرا شهر اطراف برج بیشتر شبیه اروپا است تا عراق؟
اگر این تصویر قرار بود بازسازی تاریخی بابل باشد، باید انتظار منظرهای متعلق به جنوب بینالنهرین را داشته باشیم.
ولی چنین چیزی نمیبینیم.
شهر بندری اطراف برج، کشتیها، ساختمانها و فضای کلی منظره بسیار بیشتر به شهرهای شمال اروپا شباهت دارند.
این انتخاب را میتوان با زندگی خود بروگل مرتبط دانست.
او سالها در آنتورپ کار میکرد؛ یکی از مهمترین شهرهای تجاری اروپا در قرن شانزدهم. کشتیها و بازرگانانی از مناطق مختلف وارد آن میشدند و زبانهای متعددی در شهر شنیده میشد.
برای شهروند آنتورپ، داستان مردمی که زبان یکدیگر را نمیفهمند موضوعی کاملاً دور از تجربه زندگی روزمره نبود. موزه Boijmans نیز به ارتباط موضوع برج بابل با فضای چندزبانه آنتورپ اشاره میکند.

دریا در کنار برج بابل چه میکند؟
برج بروگل کنار آب ساخته شده است.
کشتیها وارد بندر میشوند و مصالح و کالاها احتمالاً از طریق همین شبکه حملونقل جابهجا میشوند.
از یک سو، این انتخاب عظمت پروژه را باورپذیرتر میکند ساخت چنین سازهای به شبکه حملونقل، نیروی انسانی و منابع فراوان احتیاج دارد.
از سوی دیگر، بندر شهر را به اقتصاد تجاری اروپای دوران بروگل نزدیک میکند.
تصویر در نتیجه فقط درباره انسانهای اسطورهای دوران باستان نیست.
مخاطب قرن شانزدهم میتوانست بخشی از جهان خودش را در آن ببیند.
یکی از مهمترین ترفندهای بروگل انسانها را پیدا کنید
برای فهم مقیاس برج، به خود برج نگاه نکنید.
به آدمها نگاه کنید.
کارگران در بعضی طبقات به نقطههایی چند میلیمتری تبدیل شدهاند. خانههای شهر کوچکاند. کشتیهای بزرگ بندر مقابل ساختمان تقریباً اسباببازی به نظر میرسند.
همین مقایسه است که عظمت برج را ایجاد میکند.
بروگل برای اینکه بگوید برج بزرگ است صرفاً یک سازه بزرگ نکشیده؛ او اشیایی با مقیاس آشنا در کنارش قرار داده تا مغز بیننده بتواند عظمت ساختمان را تخمین بزند.

چرا برج تقریباً تمام نقاشی را بلعیده است؟
در بسیاری از نقاشیهای مذهبی رنسانس، شخصیتهای اصلی داستان مرکز تصویرند.
اما در اینجا نه خدا دیده میشود، نه شخصیت انسانی بزرگی در مرکز قرار دارد.
قهرمان ظاهری تصویر خود ساختمان است.
برج از پایین تصویر شروع میشود و تقریباً تا بالاترین قسمت آسمان ادامه پیدا میکند.
حتی شهر کنار آن تحت سلطه بصری برج قرار دارد.
این تصمیم باعث میشود بیننده دقیقاً همان چیزی را تجربه کند که انسانهای داخل نقاشی تجربه میکنند
قرار گرفتن در برابر سازهای بیش از اندازه بزرگ.
اما هرچه بیشتر به جزئیات نگاه کنیم، شکاف میان ظاهر باشکوه پروژه و واقعیت آشفته ساخت آن آشکارتر میشود.
برج بابل بروگل دقیقاً درباره چه چیزی است؟
نمیتوان معنای یک اثر پیچیده را به یک جمله کاهش داد، اما چند لایه خوانش در آن به وضوح وجود دارد.
جاهطلبی انسان
اولین و مستقیمترین معنا از روایت کتاب مقدس میآید.
انسانها تصمیم گرفتهاند سازهای بنا کنند که مرز میان زمین و آسمان را از میان ببرد.
در نقاشی بروگل، ابعاد تقریباً غیرانسانی ساختمان همین جاهطلبی را تجسم میکند.
قدرت سیاسی
ورود شخصیت سلطنتی به کارگاه، پروژه را فقط به فعالیت خودجوش گروهی از انسانها محدود نمیکند.
برج به پروژهای سازمانیافته با
- حکومت؛
- نیروی کار؛
- مهندسی؛
- حملونقل؛
- مصالح؛
- مدیریت
تبدیل شده است.
اما نتیجه همچنان محکوم به شکست است.
ناهماهنگی در دل سازمان
از دور، پروژه منظم به نظر میرسد.
از نزدیک، صدها گروه کوچک هرکدام مشغول کاری جدا هستند.
همین ویژگی کاملاً با مسئله اصلی داستان بابل هماهنگ است جامعهای که تنها تا زمانی قادر به اجرای پروژه عظیم است که بتواند هماهنگ و مشترک عمل کند.
شکنندگی تمدن
شهر، بندر، کشتی، فناوری و معماری همه نشاندهنده تمدنی قدرتمند هستند.
بااینحال، داستانی که مخاطب از قبل میداند پایان خوشی ندارد.
همین آگاهی باعث میشود تصویر باشکوه برج همزمان کمی تراژیک به نظر برسد.
آیا بروگل فقط یک تابلوی برج بابل کشیده است؟
خیر.
از پیتر بروگل چند نسخه از این موضوع ثبت شده است و دو نقاشی اصلی باقی ماندهاند.
نسخه وین
مشهورترین و بزرگترین نسخه در سال ۱۵۶۳ ساخته شده است.
ابعاد آن حدود
۱۱۴٫۴ × ۱۵۵٫۵ سانتیمتر
است و اکنون در Kunsthistorisches Museum Vienna نگهداری میشود.

نسخه روتردام
نسخه دیگری احتمالاً حدود ۱۵۶۸ ساخته شده و امروز در مجموعه Museum Boijmans Van Beuningen قرار دارد.
ابعاد آن فقط حدود
۵۹٫۹ × ۷۴٫۶ سانتیمتر
است؛ یعنی به شکل محسوسی کوچکتر از نسخه وین.
به همین دلیل گاهی از آن با عنوان Little Tower of Babel نیز یاد میشود.

نسخه وین و روتردام یک نقاشی نیستند
ترکیب اصلی مشابه است، اما تفاوتهایی میان دو اثر وجود دارد.
در نسخه روتردام برج بخش حتی بزرگتری از کادر را در اختیار گرفته و تأکید بیشتری بر خود عملیات ساخت وجود دارد.
تعداد و وضعیت فعالیتهای انسانی نیز با نسخه وین یکسان نیست.
اگر دو تصویر کنار یکدیگر گذاشته شوند، مشخص میشود بروگل صرفاً نقاشی قبلی را در ابعاد کوچکتر کپی نکرده؛ موضوع را دوباره طراحی کرده است.

طبق اطلاعات موزه Boijmans، نسخه دیگری نیز وجود داشته که ظاهراً مینیاتوری روی عاج بوده، اما محل فعلی آن مشخص نیست.
یک تفاوت مهم میان برج واقعی و برج بروگل مصالح
در داستان سفر پیدایش خود مسئله مصالح نیز ذکر میشود.
مردم میگویند آجر بسازیم و آن را در آتش بپزیم؛ سپس از قیر یا مادهای قیری به عنوان ملات استفاده میکنند.
این توصیف با سنت معماری بینالنهرین سازگار است؛ جایی که کمبود سنگ ساختمانی باعث شده بود خشت و آجر نقش مهمی در معماری داشته باشند.
Etemenanki نیز هستهای خشتی و پوششی از آجر پخته داشته است.
اما بروگل سازهای سنگی، عظیم و رومیشکل نقاشی کرده است.
بنابراین حتی در مصالح نیز مشخص است که هدف او باستانشناسی نبوده است.
چرا نقاشی برج بابل هنوز اینقدر مدرن به نظر میرسد؟
موضوع اثر فقط «غرور انسان» نیست.
برج بابل درباره مسئلهای است که هنوز در پروژههای بزرگ انسانی وجود دارد
چطور هزاران نفر باید برای ساخت چیزی پیچیده با یکدیگر هماهنگ شوند؟
مهندس، کارگر، مدیر، حملکننده، تأمینکننده، حکومت و طراح باید در یک سیستم مشترک فعالیت کنند.
کافی است زبان، دستورها، اندازهها یا نظام هماهنگی مشترک از میان برود تا پروژهای بسیار بزرگ متوقف شود.
به همین دلیل برج بابل میتواند علاوه بر داستانی مذهبی، استعارهای برای
- شکست ارتباط؛
- بروکراسی؛
- پروژههای بیش از اندازه بزرگ؛
- جاهطلبی سیاسی؛
- ناتوانی سیستمهای پیچیده؛
- فاصله میان قدرت ظاهری و توان واقعی
باشد.
شاید همین ظرفیت گسترده باعث شده تصویر بروگل بعد از بیش از چهار قرن همچنان بارها بازسازی، تقلید و تفسیر شود. موزه تاریخ هنر وین نیز نسخه بروگل را یکی از مشهورترین و پرتکرارترین الگوهای تصویری برج بابل در تاریخ هنر معرفی میکند.
اگر تابلوی برج بابل را ببینیم، باید به کجاها نگاه کنیم؟
دیدن نسخه کوچک اینترنتی برای این اثر کافی نیست. بهتر است تصویر با وضوح بالا باز شود و مرحلهبهمرحله در آن حرکت کنیم.
اول برج را به صورت کلی ببینید تا مقیاس آن مشخص شود.
بعد سراغ نمرود و سنگتراشان پایین سمت چپ بروید.
سپس طبقات را یکییکی دنبال کنید و جرثقیلها، رمپها، کارگران و داربستها را پیدا کنید.
بعد به تفاوت بخشهای تکمیلشده و ناتمام برج دقت کنید.
در مرحله بعد، برج را با کولوسئوم رم مقایسه کنید.
و در نهایت از برج فاصله بگیرید و شهر، بندر و کشتیهای اطراف آن را ببینید. آن وقت مشخص میشود چرا این نقاشی فقط تصویری از یک ساختمان نیست؛ بروگل یک تمدن کامل در حال ساختن پروژهای ناممکن را داخل یک قاب قرار داده است.




نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ نخستین نفر باشید.