مقالهی مبنا: دومینیک ویتک، «تحلیل یک اثر: مونالیزا اثر لئوناردو داوینچی»، بلاگ آرتسپر. مشاهدهی مقالهی اصلی
مونالیزا مشهورترین نقاشی جهان است، اما هویت زن، معنای لبخند و دلیل دلبستگی طولانی لئوناردو به این اثر همچنان موضوع بحثاند. هر روز هزاران نفر برای دیدن این پرترهی کوچک به موزهی لوور میروند. سرگذشت تابلو، شیوهی نقاشی و نظریههایی که پیرامون آن شکل گرفتهاند، راهی برای شناخت هنر و فرهنگ رنسانس نیز فراهم میکنند.
شناسنامهی اثر
- عنوان اصلی: Portrait of Lisa Gherardini, known as the Mona Lisa (La Joconde)
- نقاش: لئوناردو داوینچی
- تاریخ خلق: حدود ۱۵۰۳ تا ۱۵۱۹
- تکنیک: رنگروغن روی تختهی صنوبر
- ابعاد: ۷۷ × ۵۳ سانتیمتر
- محل نگهداری: موزهی لوور، پاریس

تاریخچه
لئوناردو کار بر این پرتره را احتمالا حدود سال ۱۵۰۳ آغاز کرد، اما تابلو را به سفارشدهنده تحویل نداد و تا پایان زندگی به اصلاح آن ادامه داد. هنگامی که در سال ۱۵۱۶ برای پیوستن به دربار فرانسوای اول ایتالیا را ترک کرد، مونالیزا را نیز با خود به فرانسه برد. اثر پس از مرگ او وارد مجموعهی سلطنتی فرانسه شد و در دوران لویی چهاردهم در ورسای قرار داشت. ناپلئون مدتی آن را در اقامتگاه خود در کاخ تویلری آویخت و تابلو سپس به لوور بازگشت.

در جریان دو جنگ جهانی، مونالیزا مانند دیگر آثار مهم لوور به محل امن منتقل شد. در جنگ جهانی دوم، کارکنان موزه بارها جای آن را تغییر دادند تا به دست نیروهای اشغالگر نیفتد. با وجود خطرهای سفر، آندره مالرو، وزیر فرهنگ فرانسه، با امانت دادن اثر به ایالات متحده موافقت کرد و جان اف. کندی و ژاکلین کندی در سال ۱۹۶۲ از آن استقبال کردند. امروز تابلو به دلیل حساسیت و ارزش بیمانندش دیگر سفر نمیکند و در محفظهای محافظتشده در لوور نگهداری میشود.
مدل نقاشی

لئوناردو تابلو را امضا و تاریخگذاری نکرد. پذیرفتهشدهترین نظر این است که زن، لیزا گراردینی، همسر بازرگانی فلورانسی به نام فرانچسکو دل جوکوندو است. جورجو وازاری نیز چند دهه بعد از پرترهای سخن گفت که لئوناردو از «مونا لیزا»، یعنی بانو لیزا، کشیده بود. نام فرانسوی اثر، لا ژوکوند، از نام خانوادگی شوهر او میآید. احتمالا دل جوکوندو این پرتره را سفارش داد، اما هرگز آن را تحویل نگرفت. نظریههای دیگری هم مطرح شدهاند؛ روبرتو زاپری، تاریخنگار ایتالیایی، مدل را پاچیفیکا براندانی، معشوقهی جولیانو د مدیچی، میدانست.
شهرت اثر زمینه را برای نظریههای بسیار دور از ذهن نیز فراهم کرده است. مدل را گاه مادر لئوناردو، سالای شاگرد او یا کاترینا اسفورتزا، دوشس فورلی، معرفی کردهاند. پژوهشگرانی حتی کوشیدهاند بقایای منسوب به لیزا گراردینی را بررسی و چهرهاش را بازسازی کنند، اما به نتیجهای قطعی نرسیدند. با وجود این بحثها، بیشتر پژوهشگران همچنان لیزا گراردینی را محتملترین مدل تابلو میدانند.
چهره

رابطهی نگاه و لبخند مونالیزا با تماشاگر از عوامل اصلی جذابیت اوست. حالت دهان چنان ظریف و مبهم است که با تغییر محل نگاه، لبخند گاهی آشکارتر و گاهی محوتر به نظر میرسد. نظریههای پزشکی متعددی، از مشکلات دندان تا اختلال تیروئید یا ضعف عضلات صورت، برای توضیح چهره مطرح شدهاند، اما هیچکدام اثبات نشدهاند. وازاری نیز نوشته بود که لئوناردو برای حفظ حالت شاد مدل از موسیقیدانان و سرگرمکنندگان کمک میگرفت؛ روایتی جذاب که نمیتوان درستی آن را بهطور مستقل تایید کرد.
تکنیک

بررسیهای فنی در آغاز قرن بیستویکم شناخت دقیقتری از روش مشهور لئوناردو، یعنی «اسفوماتو»، به دست دادند. این واژه به گذارهای نرم و دودمانندی اشاره دارد که مرز میان نور و سایه را محو میکنند. لئوناردو لایههای بسیار نازک و شفاف رنگ را بارها روی هم گذاشت؛ بعضی از این لایهها فقط چند میکرون ضخامت دارند. در نتیجه، پوست و سایهها بدون خط مرزی و تقریبا بدون اثر آشکار قلممو شکل گرفتهاند. تصویربرداریها همچنین نشان دادهاند که بعضی جزئیات و رنگدانهها، از جمله موهای ظریف ابرو، ممکن است در گذر زمان محو شده باشند.
یک آیکون

مونالیزا در سال ۱۹۱۱ از لوور دزدیده شد. در جریان تحقیقات حتی پابلو پیکاسو و دوستش گیوم آپولینر نیز مورد سوءظن قرار گرفتند، اما سارق وینچنزو پروجا، کارگر ایتالیایی سابق موزه، بود. او تابلو را بیش از دو سال در آپارتمان خود پنهان کرد و سرانجام هنگام تلاش برای فروش آن در فلورانس دستگیر شد. پروجا ادعا میکرد میخواسته اثری را که به گمانش ناپلئون از ایتالیا ربوده بود به کشورش بازگرداند، در حالی که لئوناردو خود تابلو را به فرانسه برده بود. این سرقت شهرت اثر را چند برابر کرد. پس از آن هنرمندانی چون مارسل دوشان، سالوادور دالی، اندی وارهول و بنکسی بارها تصویر مونالیزا را تغییر دادند و بازآفرینی کردند.

لئوناردو نزدیک به شانزده سال این نقاشی را نزد خود نگه داشت و احتمالا بارها روی آن کار کرد. بعضی مفسران تفاوت ظریف دو نیمهی چهره را نشانهی گذر زمان یا پیر شدن دانستهاند، اما این فقط یکی از خوانشهای شاعرانهی اثر است. آنچه قطعیتر به نظر میرسد مهارت لئوناردو در ساختن چهرهای زنده و تغییرپذیر است؛ چهرهای که پس از پنج قرن هنوز پاسخ نهایی خود را به تماشاگر نمیدهد.
منابع و اعتبار تصاویر
- Dominic Witek, Artwork Analysis: The Mona Lisa by Leonardo da Vinci, Artsper Magazine
- رکورد رسمی مونالیزا (La Joconde) در مجموعهی موزهی لوور
تمام تصاویر این صفحه از نسخهی منتشرشده در بلاگ Artsper دریافت شدهاند. اثر اصلی در موزهی لوور، پاریس نگهداری میشود.





نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ نخستین نفر باشید.