خاطره متداعی در ذهن؛ چرا بوی یک عطر ما را به گذشته می‌برد؟

170
0
خاطره متداعی

راننده تاکسی موزیکی را پخش می‌کند که مدت‌هاست آن را نشنیده‌اید. هرچند یک زمانی آن را زیاد گوش می‌دادید ولی حالا دیگر آن روزها گذشته و خاطراتش در دور دست‌های ذهن‌تان مدفون شده است. هنوز چند ثانیه بیشتر از پخش شدن آن نگذشته است که ناگهان تصاویری گاه واضح و گاه مبهم از آن روزگار در ذهن‌تان تداعی می‌شود. تصاویری که به آن موزیک ارتباط ندارد، ولی مربوط به خاطره‌های همان دوره‌ای است که این موسیقی را هم در کنار کارهای دیگر گوش می‌کردید.

یا ممکن است یک تکه شیرینی یا شربت خاصی را بخورید و یاد مادر بزرگ‌تان و خانه قدیمی‌اش بی‌افتید.

شاید هم در مترو یا خیابان بوی عطر رهگذری را استشمام کنید و یاد عشقی قدیمی در دل‌تان زنده شود.

همه ما قطعا چنین تجربه‌ای را از سر گذرانده‌ایم: چیزی را چشیده‌ایم، شنیده‌ایم، دیده‌ایم یا لمس کرده‌ایم که تداعی کننده خاطره یا تصویری در ذهن‌مان بوده‌اند.

به این اتفاق می‌گویند خاطره متداعی. یعنی یک چیز، چیزی دیگر را تداعی می‌کند.

اما چرا مغز چنین است؟ چرا خاطره متداعی اتفاق می‌افتد؟ چرا یک چیز، مارا یاد چیز دیگری می‌اندازد؟

این به خاطر ساختار هولوگرافیک مغز است!

اگر اشعه لیزر را توسط یک شیشه نیمه-جیوه‌-اندود به نیم تقسیم کنیم و نیمی از این اشعه را به یک خیار بتابانیم و نیم دیگرش را به یک اردک و سپس دو نور بازتابانده شده از خیار و اردک را به یک صفحه بتابانیم، یک طرح تداخلی (حاصل تلاقی دو موج) روی صفحه ایجاد می‌شود که به آن طرح هولوگرافیک می‌گویند. اگر به این صفحه نور تابانده شود، تصویر سه بعدی خیار و اردک پدیدار می‌شود که به آن هولوگرام گفته می‌شود.

یک خاصیت جالب در مورد این صفحه این است که اگر ما نور را به جای اینکه مستقیم به صفحه‌ای که طرح تداخلی موج روی آن ذخیره شده است بتابانیم، ابتدا آن را به خیار بتابانیم و سپس به صفحه، طرحی که پدیدار می‌شود، اردک است! نه خیار!

یعنی یک اشعه لیزر ابتدا به دو شی تابیده شد و بازتابشان روی صفحه‌ای ذخیره گشت. موج باز تابیده شده از اردک با موج باز تابیده شده از خیار باهم تداخل کردند و روی صفحه ذخیره شدند. حالا اگر نور به خیار تابیده شود و سپس به صفحه برسد و با طرح تداخلی که روی آن است برخورد کند، به جای تصویر خیار، طرح هولوگرافیک اردک پدیدار می‌شود.

دانشمندان می‌گویند مغز هم ساختاری هولوگرافیک دارد. یعنی مثل یک صفحه هولوگرافیک است. اگر دو شی (یا دو تصویر یا دو خاطره) به صورت همزمان در این صفحه ذخیره شوند، فکر کردن به یکی (انگار که با فکر کردن دارید نور را به این صفحه می‌تابانید) دیگری نیز در ذهن پدیدار می‌شود.

مثلا اگر نوشیدن شربت خیارسکنجبین و مادربزرگ‌تان باهم در صفحه مغز ثبت شده باشد، سال‌ها بعد از مرگ مادر بزرگ‌تان، با نوشیدن خیارسکنجبینی (که دقیقا همان طعم را بدهد) یاد مادر بزرگ می‌افتید.

سعید تقوی
نوشته شده توسط

سعید تقوی

من به فلسفه، ادبیات و هنر علاقه‌مندم و در مورد آن‌ها می‌نویسم تا بیشتر یاد بگیرم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *