سلام به تو که مرا به خدایم نزدیکتر کرده‌­ای

226
1

نویسنده: مسعود حبوباتی

سلام به تو که مرا به خدایم نزدیکتر کرده‌­ای

ماهدختکم،

خاطره‌­ی زیبای تمام لحظاتم،

تورا به شیرینی لبخندت دوست می­‌دارم.

چندخطی برای تونوشتن وجوهرقلم رابه اتمام رساندن، ازبهترین لحظات برای ثبت ناب‌ترین دقایق عاشقانه هایمان است.

این‌­را به تو گفته­‌بودم یادت است؟!

و اما خب امشب هم که تو من باید از داستان دلتنگی برایت بنویسم و کاغذی را به نام مقدس عشق آغشته‌کنم

ای مثل خون که هرروز و هرشب از برای تو به همه می‏‌گویم!

تمام گفته‌­هایم در هر بحثی عطر حضور تورا دارد. نفس‏‎‌‌های من قسم به زیبایی تو و قسم به داستان عاشقانه ‎پرفرازونشیبی می­‌دهند که با هم پیموده‌­ایم. شاید این اسم تو است که اینگونه روح مرا به خودعجین کرده است.

شاید این وجود مقدس تو بوده است که مرا درگیر به گرمای عشق کرده است. نمیدانم کدام بوده است ولی براستی دلبرکم، این احساس چه نام دارد؟

شاید تو ندانی ولی در این مدت عاشقانه‌­هایمان، برنامه­ای برای خود چیده‌­ام که امشب از برای دلتنگی به تو خواهم گفت تا کمی بیشتر از آنچه در این مرد عاشق دیده‌­ای، ببینی. می­‌دانم که باید در تمام لحظات و دقایق به فکر تو باشم ولی در این میان سه مرتبه از روز را برای تو برگزیده­‌ام که با بخاطر سپاری مجدد و مکرر دلبری های تو هرگز شکر نعمت به کفر نعمت منجر نشوم. شکر از خدایی که به من دلبری را داد که حتی با خستگی فراوان، دست معلول به علت انسانی را درانتهای شب آغشته به نرمی دستانش کند تا شاید اندکی از درد آن کاسته و آن لحظه دردآور تصادف­ را به ورطه فراموشی بسپارم. شکر از خدایی که دلبری را به من داد که حتی با تمام دغدغه‌­های خانه به کار موردعلاقه‌­اش رسیده‌­است و شکر از خدایی که همسرم را چون عطر گل­‌های بابونه در زندگیم قرار داد تا از عطر خوش او مدهوش به آرامش شوم.

دلبرکم،

گاهی دوام یک عشق به ثبت کردن ویادآوری هرروزآن است،کاری که ما با نهایت ذوق انجام می‌دهیم. من از مبحث فلسفه وجودی که درکتاب‌­های مدرسه و دانشگاه خوانده ایم هیچ نمی‌دانم وحتی هیچ علاقه ای هم به یادگیری آن ندارم اما ازفلسفه وجودی تو یعنی دلبر زیبایم خوب می‌دانم وخوب فراگرفته ام که عشق درکناردلبرعاشق ومعشوق است که ترنم زیبای خودرا پیدا می‌کند.

تمام داستان من حکایت از امروز صبح را دارد، صبحی که صدای تورا، صدای همسر زیبایم­ را شنیدم و لمس کردم که سرشار از احساسات دلبرانه اش و همانندگل رزقرمزی حساس بود. راستی دلبر توجه کرده ای که هرچیزی که زیباتر است حساس‌ترهم است، مثلاً لیوان های خانه مادربزرگم که ازسه رنگ زیبای مهربانی، عشق ودوستداشتن ساخته شده است آنقدرآسان می‌شکندکه باید بیشترازخودمان به آن دقت داشته باشيم وهمینطوربشقاب های خانه خودمان هم اینگونه هستند اما دیگرازاین مثال هاخسته شده ام وحرف دلم را می‌خواهم بگویم.

دلبر، ای خوشبوترین گل باغ وجود من،

دلتنگی، بخشی ازجدایی ناپذیرهای وجود وسرشت من شده است، بخشی که تلوتلویِ آن درصدایم ونفس نفس کشیدن های مناست، به توگفته ام و بازهم می‌گویم دوستداشتن ودلتنگی دو امرجدایی ناپذیرازهم است که هیچگاه نمی‌توانند از هم جدا باشند و اصلاً زیبایی یک عشق به دلتنگی آن است به درد نا مبهمی که دارویی هیچ جز وصال ندارد. درکنار تو بودن خوب نیست، فراتر از خوب است، این حس وحال هنوز بعدازگذشت مدت ­ها هم چنان یکسان است وهربارکه تورا می‌نگرم همین حال را دارم، حال عاشقی که معشوق خودش را از میان انبوهی از آدمیان یافته است.

گاهی از زمان ­ها عطرها یاد افراد را در ذهن مان و دلمان زنده نگه می‌دارند. عاشقان را عاشق تر و دلبران را دلبرتر می‌کنند.

 منظور مهمان عطرگیسوان تو است. آری گاهی وقت ها عطرها مرگ و زندگی را برای یک عاشق بوجود می‌آورند، راستی دلبرک خوشبوی آقای نویسنده، صداها هم هرکدام عطری دارند، خوشبوترین تا تلخ و تندترین نوع صداکه هرکدام آدم‌هایی را جذب خودش می‌کند. مراکافیست صدا بزنی تاجان فدایت کنم ای دلبر زیبای دنیایم.

خاصیت عشق نابودی وجود و رویش احساسات است. عشق آمده است تا مارا تغییردهد تغبیرخواب وخوراک، تغبیری که خواب می‌شود میان وعده­ی غذایی اصلی، دلتنگی و انتظار دلبر کشیدن یک وعده­ی اصلی درتمام شبانه­روز.

عاشقان برای درمان درد شان به سمت کارهای متفاوتی می‌‏روند، یکنفر می‌‏خواند، یکنفرمی‏‌نویسد و یکنفرگوینده‌‏ای می‏شود که صدایش تمام درد عاشقان را می‌‏گوید. عشق تو مرانویسنده‏‌ای کرد پاک ودلباخته که تنها راه تسکین این درد را درنوشتن می‏‌دانم، زمانیکه می‏نویسم دراین تصور هستم که دستانت در دستم و چشم درچشم تو حرف‌‏هایم را می‌‏گویم،‌ به گمانم تنها راه درمان دلتنگی برای من دستان تو است. دستانی ظریف و لطیف که بوسیدنش آرام‌‏بخش‏‌ترین لحظه است.

مرا ببخش که اگر نتوانستم هنوز حتی کوچگ­‌ترین آروزهایت را به واقعیت مبدل کنم. تلاش می­­‌کنم تا شاید در این اوضاع بتوانم.

دوستتدارم ای دلبر زیبای من…

از طرف خورشید آسمانت

تیر ۰۲/ مسعود حبوباتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک دیدگاه برای “سلام به تو که مرا به خدایم نزدیکتر کرده‌­ای

  1. زیبا بود♥️