عدم برابری ادراکی ذهن؛ پدیده‌ای که باعث می‌شود گاهی دو عدد یکسان، در ذهن ما برابر نباشند!

157
0
عدم برابری ادراکی ذهن

بیایید بحثمان را با یک سوال منطقی شروع کنیم!

تصور کنید برای خرید نوشابه به سوپر مارکت رفته‌اید. فروشنده یک بطری خانواده روی پیشخوان می‌گذارد و می‌گوید ۱۲۰ هزار تومان! در حالی که می‌دانید در سوپر مارکت دیگری که فقط یک ربع با آنجا فاصله دارد، این نوشابه با قیمت ۳۰ هزار تومان به فروش می‌رسد، چه کار می‌کنید؟ آیا ۱۲۰ هزار تومان را پرداخت می‌کنید یا به فروشگاه دیگر می‌روید تا ۹۰ هزار تومان صرفه‌جویی کرده باشید؟ 

حالا تصور کنید قصد خرید یک خودرو را دارید. به نمایشگاهی رفته‌اید که این خودرو را با قیمت ۳۲۰ میلیون تومان می‌فروشد. دوست‌تان به شما می‌گوید که نمایشگاهی را می‌شناسد که همین خود را دارد و آن را ۹۰ هزار تومان ارزان‌تر می‌فروشد، در این حالت چه کار می‌کنید؟ آیا برای صرفه‌جویی ۹۰ هزار تومان این نمایشگاه را ترک می‌کنید و به نمایشگاه بعدی می‌روید؟ 

در هر دو مثال بالا، شما با خروج از فروشگاه و رجوع به فروشگاهی دیگر ۹۰ هزارتومان صرفه‌جویی می‌کنید. آزمایشات و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد افرادی با سطح درآمدی یکسان، در مورد اول یعنی خرید نوشابه، یک ربع پیاده‌روی بیشتر را به جان می‌خرند تا ۹۰ هزارتومان صرفه‌جویی کنند اما در مورد دوم یعنی خرید خودرو چنین کاری نمی‌کنند. 

به نظر شما چرا چنین است؟ در هر دو حالت فرد قرار است با رجوع به مکانی دیگر (که فقط یک ربع یا نیم ساعت با آنجا فاصله دارد) ۹۰ هزار سود کند. عدد کاملا یکی است اما نتایج اختلاف بسیار زیادی باهم دارند. چه اتفاقی برای مغز می‌افتد که یکی از ۹۰ هزارتومان‌ها را با ارزش‌تر از دیگری می‌داند؟ در صورتی که این دو کاملا برابر هستند!

یک آزمایش دیگر با نتایجی غیر قابل پیشبینی!

سندهیل مولانتین به همراه یکی از دانشجویانش کریستال هال آزمایشی را طراحی کرده‌اند که شرحش در کتاب فقر احمق می‌کند آمده است. 

آن‌ها در این آزمایش به سراغ عده‌ای ثروتمند رفتند و از گروهی از آن‌ها پرسیدند که آیا حاضرند برای صرفه‌جویی ۵۰ دلار در کالایی که ۱۰۰ دلار است، به فروشگاهی دیگر بروند؟ 

۵۹ درصد افراد پاسخ مثبت داده‌ بودند. 

آن‌ها به گروه دوم قیمت کالا را به جای ۱۰۰ دلار، ۵۰۰ دلار اعلام کردند ولی مبلغ صرفه‌جویی همان ۵۰ دلار بود.

۳۹ درصد از افراد این گروه پاسخ مثبت داده بودند. 

و اما به گروه سوم از این افراد ثروتنمد گفته شده بود که هزینه این کالا ۱۰۰۰ دلار است. (مبلغ صرفه‌جویی همان ۵۰ دلار). تنها ۱۷ درصد از افراد گفته بودند به سراغ فروشگاه ارزان‌تر می‌روند. 

عده دیگری که آن‌ها همین سوال‌های مشابه (دقیقا با همین قیمت‌ها) از آن‌ها پرسیده شد، از نظر مالی مردمی فقیر یا با درآمد بسیار کم بودند. پاسخ‌های این گروه بسیار حیرت‌انگیز است!

گروه اول (کالای ۱۰۰ دلاری): ۷۶ درصد از افراد این گروه گفته بودند که برای صرفه‌جویی ۵۰ دلاری در کالای ۱۰۰ دلاری حاضرند به فروشگاه دوم بروند. به نظر می‌رسید به دلیل سطح درآمد پایین‌تر، نزدیک به صد درد صد افراد باید پاسخ مثبت می‌داند اما فقط ۷۶ درصد آن‌ها حاضر به این کار بودند. محققین می‌گویند شاید دلیلش این بوده که آن‌ها خودرو نداشته‌اند و هزینه رفت و آمد و از کار افتادگی یا دیگر مسائل را حساب کرده و به نتیجه رسیده‌اند که باید کالا را ۵۰ دلار گران‌تر بخرند. 

گروه دوم (کالا ۵۰۰ دلاری): نتیجه آزمایش فرق چندانی نکرد، ۷۳ درصد افراد گفته بودند که برای صرفه جویی پنجاه دلاری به مغازه دوم می‌روند. و اما نتیجه گروه سوم (یعنی گروه کالای ۱۰۰۰ دلاری) اعجاب انگیز است. ۸۷ درصد آن‌ها پاسخ مثبت داده بودند! در صورتی که انتظار می‌رفت این درصد کاهش پیدا کند، به طرز چشم‌گیری افزایش داشت! محققین می‌گویند شاید به این دلیل است که ذهن افراد فقیر اینطور استنتاج می‌کند که: کسی که بیشتر خرج می‌کند، باید بیشتر به فکر صرفه‌جویی باشد! در واقع چون قرار است ۱۰۰۰ دلار خرج کنی، بهتر است بیشتر نگران صرفه‌جویی باشی.

یادداشت حاشیه‌ای: عملکردهای عجیب ذهن فقط به این مورد محدود نمی‌شود، ذهن ما در شرایط گوناگون رفتاری از خود نشان می‌دهد که بسیار جالب و درخور توجه است، به طور مثال ذهن آدمی در شرایط بحرانی و دقیقه نودی عملکرد بسیار عجیبی از خود نشان می‌دهد که باعث می‌شود در انجام کارها انسجام و قدرت بیشتری داشته باشد. برای آگاهی از این عملکرد می‌توانید به نوشتار عملکرد عجیب ذهن در کارهای دقیقه نودی رجوع کنید. البته گاهی نیز این عملکردهای عجیب کار دست آدم می‌دهد. به طور مثال شاید باورتان نشود اما خطرات تمرکز زیاد آنقدر بالاست که گاهی باعث مرگ می‌شود.

اما چه ویژگی‌ای در ذهن باعث بروز چنین اتفاقی می‌شود؟

وبر، فیزکدان آلمکانی و از بنیان‌گذاران روانشناسی تجربی
وبر، فیزکدان آلمکانی و از بنیان‌گذاران روانشناسی تجربی مشکل را حل می‌کند!

یک فیزیک دان آلمانی به نام ارنست وبر راز این قضیه را متوجه می‌شود. او ضمن طراحی یک آزمایش ساده (اما بسیار خلاقانه) به راز این اتفاق در ذهن پی می‌برد! 

او آزمایشی را طراحی می‌کند تا بتواند از طریق آن «درک» انسان را اندازه‌گیری کند. به همین جهت فردی را روی یک صندلی می‌نشاند و یک بشقاب (که درونش وزنه‌ای قرار دارد) را به دستش می‌دهد. از فرد می‌خواهد که وقتی حس کرد بشقاب سنگین‌تر شده به او خبر بدهد. 

فرآیند افزودن وزنه‌ها به بشقاب طوری طراحی شده بود که هیچ صدایی نداشته باشد و فرد از این طریق متوجه افزودن وزنه نشود. 

هدف ارنست وبر این بود که متوجه شود «کمترین تفاوت وزنی محسوس» چقدر است. یعنی انسان قادر است چقدر تغییر وزن را احساس کند. 

نتیجه بسیار شگفت انگیز بود. در طی آزمایش‌های فراوان با وزنه‌های مختلف، مشاهده شد که همه چیز به وزنه‌ی اولیه بستگی دارد و به طور کلی انسان می‌تواند حدود یک سی‌ام تغییر وزن را حس کند! 

یعنی اگر وزنه‌ی اولیه ۳۰ کیلوگرم باشد، تغییری که انسان آن را احساس می‌کند باید حداقل ۱ کیلو گرم باشد! اما اگر وزنه اولیه سه کلیو گرم باشد، تغییری که انسان می‌تواند آن را درک کند ۱۰۰ گرم است! 

این یعنی همه چیز به پس زمینه اولیه بستگی دارد و درک ذهنی و قدرت احساس انسان چیزی کاملا نسبی است و ربطی به اندازه‌گیری‌های ریاضی ندارد! اگر به این پدیده علاقه دارید، باید به سراغ علم پدیدارشناسی بروید!

در مورد پول هم همین است

دقیقا به همین خاطر است که ما به صرفه جویی ۹۰ هزار تومنی روی نوشابه اهمیت می‌دهیم، اما به صرفه‌جویی همین مقدار پول در هنگام خرید خودرو، یعنی وقتی رقم اولیه و «پس زمینه» بیشتر باشد، اهمیتی نمی‌دهیم. و این یعنی عدم برابری ادراکی ذهن.

سعید تقوی
نوشته شده توسط

سعید تقوی

من به فلسفه، ادبیات و هنر علاقه‌مندم و در مورد آن‌ها می‌نویسم تا بیشتر یاد بگیرم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *