بهار آخر

168
0

نویسنده: پویا احمدپور

02-08-20

به اسم تو

امروز صبح نیز بی تو شروع شد، پنجره را به سختی باز کردم، دنیای خاکستری را تیره و تار دیدم؛ بوی خاک نم خورده به مشامم رسید همان خاکی که با تو رویش راه می رفتم. شاید بویش فرق می کرد، شاید شیرین تر بود. نمی دانم! به هر حال بویش آشنا بود، بوی ظریف و شیرین گیسوانت به هنگام گم گشتنم، یا که بوی گنگ و زهرآگین رد پایت به هنگام رفتنت.

گنجشک ها دیگر نمیخوانند و باد رقص وداع می کند. هر چند که باد چو تو مستور است، اما با اشک درخت سوز رقص سیالش را دیدم. 

 آسمان با ولع میگرید، خشمگین است و دل مرا با خود تنگ می سازد، دل همه ما تنگ توست؛ همه ما در حال بازی تئاتر حُزنتیم، چرا که نور زندگی در ما رنگ باخت.

هر روز بر لبه بام در صحن فلق به انتظارت می نشینم تا که بیرون آیی تا پرتو اُریب اَخترم به هنگام لبخند خوش صَلایت بر صورتت بتابد. لاله های گوشت، گونه های خیست، شانه های خمت و بر استپ بکر کمرت. ااا … مرا ببخشای که در وصف پیکرت تبحری ندارم، نمی دانم کدامین یک خدا تو را تصویر کرد! حال … در گذریم. بعد، بکشانی قوسی میان طومار شِکستت با یدین چو برف سوزانت، من هم تصویرت را شعر کنم و در صخره روحم، زیر چشمه سینه ام بکارمش، شاید که گل داد و نزد تو بیارمش.انگار که نه انگار چند است مرا ترک گفتی و زنهار از هر بار اقناع به تکرار خاطر چو بوفِ شوومِ ویرانِ بومِ چشمانم.

هممم، خنده دار است، نمیدانم … چرا بعد از ترک گفتنت خورشید هنوز هم طلوع می کند؟ درآید که کدامین یک ماه را روشن سازد؟ فردا خواهمش گفت که کسی این بیرون نیست تا نورت را در بر گیرد.

بیا و برگرد تا ستاره های درون چشمت خاطرم هست. بیا و برگرد، تا جانی برای در آغوش گرفتنت هست. بیا و برگرد، که در غیابت هر عهد و موسمی تلخست. بیا و برگرد، تا بهار آخری در میان است. قرار است بیایم کنارت و از بالا به گنجشک های صامت و سپهر عبوس نگاه کنیم. میدانم که آنجا بهاری برای گذار در آن نیست پس، بیا و برگرد …

نامه را پهلوی گل های روییده از قلبت، بر روی خاک می گذارم.  با عشق؛ من.

پی نوشت: 

امرزو زیادمین سال روز مرگت بود، حسابش را ندارم. شعر نور را برایت نوشته ام.

گفتنم محزون مباش چو یارت شب است / گفتما ره نور را دیر زمان است شه بست

گفتنم اختر اَر زیست، نور مستور نیست / گفتما بی او، شوق تلعت نیز شب است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *