یاقوت سینه سرخم

179
5

نویسنده: آروین آبادی

سلام یاقوت عزیزتر از جانم

شاید کار درست این بود که زودتر برایت نامه بنویسم و تو را از حال خود با خبر کنم.

یاقوت سینه‌سرخم؛ امیدوارم که حالت خوب باشد و از این که نامه‌ام را می‌خوانی خوشحال باشی؛ کاش می‌توانستم ذوق در نگاهت را بعد از دیدن نامه بر روی نگاتیو دوربینم ثبت کنم؛ هر لحظه به تو فکر می‌کنم و خودم را سرزنش می‌کنم که چرا سر قرار با تو به میدان فردوسی نیامدم؟! نمی‌دانم چه زمانی؟ و یا کی؟ اما روزی تو را در همان میدان با همان لباس سرخی که برای شناختن یکدیگر نشان کردیم  و با گل سرخی که در دست داری ملاقات خواهم‌کرد؛ می‌دانی، برای من هم بسیار سخت بود که بر سر قرار بیایم و تو را از دور نظاره کنم و اصلا نتوانم با تو ملاقات کنم ، من آن روز بر سر قرارمان آمدم؛ وقتی که قرارگاه کمونیستی ما لو رفت و ساواک تمامی افراد مخفیگاه‌مان را دستگیر کرد من هم جزو دستگیرشدگان بودم؛ اگر آن روز هم به دیدن تو می‌آمدم ممکن بود تو را هم دستگیر کنند و مثل من در این قفس تاریک حبس کنند؛ آن‌روز ترس از دست دادن تو هر لحظه آزارم می‌داد؛ اما می خواهم بدانی که من عاشقت هستم و تو را تا آخر عمر دوست خواهم داشت؛ نمی‌خواهم تو را معطل زندگی سراسر تلاطم خود کنم؛ اما هر روز منتظرم باش همانجا درست در میدان فردوسی که قرار شد یکدیگر را ملاقات کنیم؛ احتمال آزاد شدن من از زندان تقریبا نزدیک به صفر است اما امیدم را برای دیدار با تو تا کنون از دست نداده‌ام؛ شاید مرا هم مثل بقیه بر سر دار کنند یا شاید شانس با من یار باشد و چندسالی تحمل رنج و دوری تو در کنج این شکنجه‌گاه بتواند پنجره‌ی کوچکی از امید را برایم باز کند؛ این انتظار هر چه باشد باز هم دردناک است؛ شاید به سویت برگردم، شاید هم نه؛ اگر فرشته‌ی مرگ به من اجازه دهد و زنده‌ بمانم باز هم برایت نامه می‌نویسم؛ اما اگر از من دیگر نامه‌ای دریافت نکردی بدان کلکم را کنده‌اند؛ این را هم بدان که تحت هر شرایطی تو و عشق تو همیشه در قلب من جاودان خواهدماند. نمی‌دانم این نامه امیدی برای دیدارمان خواهد بود یا آخرین نامه‌ای است که برایت می‌نویسم؛ فقط مرا ببخش.

خداحافظ عشق قرمز‌پوش من

از طرف مازیاری که تو منتظر آمدنش

 بودی و شاید هم بمانی

Digital paint by Arvin Abadi
Digital paint by Arvin Abadi

فرستنده: مازیار

گیرنده: یاقوت همیشه منتظر

12 دی ماه 1347

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 دیدگاه برای “یاقوت سینه سرخم

  1. وای چقدر خوبههههههههههه

  2. به به 🤌🏻🤌🏻🤌🏻🤌🏻

  3. واقعا قلمتون عالیه
    احساسات زیبایی که نویسنده داشته واقعا ستودنیه

  4. عالی بود یاد داستان خانمی افتادم که همین داستان رو داره

  5. قلمتون مانا🙃💚
    متن فوق‌العاده بود👌🏼
    واقعا دستخوش♥️🫂