ذهن فقیر عملکرد بهتری از ذهن ثروتمند دارد! و چند راهکار برای استفاده از آن

164
0
عملکرد ذهن فقیر

فرض کنید یک سفر کاری در پیش دارید و تنها چمدانی که دارید، یک چمدان بزرگ است. 

در ابتدا شروع می‌کنید به تفکیک وسایل ضروری از غیر ضروری، با یک حساب سر انگشتی متوجه می‌شوید که وسایل ضروری شما شامل لباس زیر، شارژر، دوربین عکاسی، پرونده‌های مربوط به کار، حوله و غیره حتی یک سوم این چمدان بزرگ را هم پر نمی‌کند. در این حالت شما دور اتاق‌تان راه می‌روید و با خیال راحت هر وسیله‌ای که احتمال می‌دهید به دردتان می‌خورد یا استفاده از آن لذت بخش است را بر می‌دارید. مانند دو کتاب برای مطالعه در قطار (یا هواپیما یا ساعات بعد از کار در هتل مقصد)، چند دست لباس برای قدرت مانور بیشتر در عکس‌های یادگاری و بسیاری وسایل دیگر. 

چمدان با فضای خالی زیاد که باعث می‌شود موارد غیر ضروری را برداریم
چمدان با فضای خالی زیاد که باعث می‌شود موارد غیر ضروری را برداریم

سپس وقتی کار جمع کردن وسایل تمام شد، شما با خیال راحت چمدان بزرگ‌تان را که احتمال می‌دهید حتی در هنگام برگشت از سفر که مقداری سوغاتی هم به آن اضافه شده هنوز یک سوم آن خالی می‌ماند را بر می‌دارید و راهی سفر می‌شوید. به احتمال زیاد در این سفر شما نه تنها دو کتاب را نمی‌خوانید، بلکه حتی ممکن است فقط چند صفحه از یکی‌شان را ورق بزنید. و به طور قطع تمام آن‌ لباس‌هایی که هنگام برداشتن‌شان با خود گفتید (حالا بر می‌دارم فوقش نمی‌پوشم) را هم نمی‌پوشید. 

حال تصور کنید که برای رفتن به همین سفر، یک چمدان بسیار کوچک دارید. در این شرایط شما مجبورید به سختی انتخاب کنید که از بین ضروری‌ها کدام را با خود ببرید. حالا دیگر آنقدر جا کم است که نه تنها وسایلی همچون کتاب و لباس اضافه را نمی‌توانید بردارید، بلکه باید انتخاب کنید که یک دست لباس زیر کمتر بردارید تا جا برای حوله باز شود. 

چمدان کوچک
در چمدان کوچک، انتخاب‌ها محدود می‌شوند

در چنین شرایطی شما مدام در حال بررسی این هستید که با این فضایی که چمدان در اختیار شما می‌گذارد بهترین عملکرد را داشته باشید. زندگی هم همین است. هر چه وقت‌مان کمتر باشد، مدام به فکر کارهای مفید تریم. 

فضای خالی در چمدان زندگی و کار؛ چمدانی به اسم زمان

در چمدان زندگی، اگر زمان اضافه زیادی داشته باشید، آن را با کارهای بیهوده‌ای پر می‌کنید که احتمالا هیچ موقع در زندگی‌تان کاربردی نخواهد داشت. ساعت‌ها در اینستاگرام ویدیوهایی را می‌بینید که حتی از خیلی از آن‌ها خوشتان هم نمی‌آید و صرفا وقت‌تان را پر می‌کند. 

هدر دادن زمان در ایسنتاگرام
انسان زمانی را تلف می‌کند که اضافی باشد

اینستاگرام فقط یکی از مثال‌ها است. اگر کمی دقیق‌تر شویم، متوجه می‌شویم که بسیاری از کارها و فعالیت‌های روزانه ما قرار نیست به هیچ دردی بخورند، اما چون چمدان زندگی‌مان زمان اضافه زیادی دارد، به سراغ آن‌ها می‌رویم. مثلا دور دور کردن با ماشین در کوچه و خیابان، گشت زدن در بازارها بدون هدف خرید. سر زدن به آدم‌هایی که می‌دانید پرحرفند و هیچ سودی از ملاقات با آن‌ها حاصل نمی‌شود اما باز می‌روید چون از بیکاری که بهتر است. اگر کمی فکر کنید، احتمالا کلی کار دیگر هم پیدا می‌کنید که انجام دادن‌شان بیهوده است و فقط انجام می‌دهید که انجام داده باشید، زمان پر شده باشد، که وقت سپری شده باشد. 

حال اگر چمدان زمانی شما آنقدرها هم فضای یا همان وقت خالی نداشته باشد چه؟ 

جوابش را احتمالا می‌دانید. اما بگذارید قبل از بررسی شفاف این حالت، یک مثال از طبیعت بزنیم. یک قانون طبیعی که قضیه را مثل روز برای‌مان روشن می‌کند. شما احتمالا تصور می‌کنید که اگر ظرف زمان ما محدود باشد، آن را به کارهای مفید‌تری اختصاص می‌دهیم و به همین سادگی موفق می‌شویم. این درست است، اما قضیه به همین سادگی‌ها نیست. نه تنها ظرف زمان، که فضای خالی اندک در هر چیزی معجزه می‌کند. برای درک بهتر این جمله، بیایید برویم سراغ زنبورهای عسل!

زنبورهای عسل در برابر زنبورهای وحشی

کندوی زنبور عسل از نظر معماری و مهندسی دارای استاندارهایی است که حتی امروزه در صنعت ساخت و ساز استفاده می‌شود. زوایای دقیق ۱۲۰ درجه با خطای کمتر از ۰/۰۲ در این کندو ها شگفت انگیز است. اما آیا می‌دانید این زنبورها چطور این کندو را می‌سازند؟ 

کندوی زنبور عسل

آن‌ها برای هر یک قطره موم (که کندو از آن ساخته می‌شود) باید ۸ قطره عسل بخورند. و تازه خود هر قطره عسل، نیازمند پرواز به کیلومترها آن طرف‌تر و آوردن شهد گل‌هاست و طی فرآیندی پیچیده به دست می‌آید. این یعنی که هر ذره موم با هزار سختی و مشقت بدست می‌آید. و زنبورهای عسل مجبورند از تمام عسل‌ها و موم‌ها به بهترین شکل ممکن استفاده کنند تا بهترین کندو با صرف کمترین هزینه ساخته شود. 

در برابر این‌ها زنبورهای وحشی کندوی خود را از گل (خاک خیس) می‌سازند. کندوی این زنبورها نه تنها مهندسی شده نیست، بلکه حتی شکل خاصی هم ندارد. هر دسته زنبور کندوی خود را به شکل متفاوتی می‌سازند و هیچ دقتی برای ساخت آن نمی‌کنند. این کندوها از نظر مهندسی، فایده و زیبایی‌شناسی به گرد کندوهای زنبور عسل هم نمی‌رسند. اما چرا این گونه است؟ احتمالا می‌توانید حدس بزنید. چون آن را از گل می‌سازند، و گل به طور فراوان موجود است. 

کندو از گل
کنددو‌های بی‌نظم گلی زنبورهای وحشی

برگردیم به همان مثال چمدان زندگی، چمدان اشتباه زنبورهای عسل جای بسیار کمی دارد و همین باعث می‌شود در اوج خلاقیت کندو بسازند و چمدان اشتباه زنبورهای وحشی به وفور جای خالی دارد. این گل نشد، گلی دیگر، به همین دلیل در ساخت آن آنطور که زنبور عسل در ساخت کندویش دقت می‌کند، دقت نمی‌کنند. 

زندگی هم همین است

حالا که آن مثال‌ها را خواندید، راحت‌تر درک می‌کنید که چرا می‌گوییم ذهن فقیر، عملکرد بهتری نسبت به ذهن ثروتمند دارد. ذهن فقیر به دلیل محدودیت‌هایش در انتخاب، مجبور است بهترین انتخاب را داشته باشد. حال این که ذهن ثروتمند که با فراوانی رو‌به‌رو است (چه فراوانی در زمان، چه مسائل دیگر). 

حالا چطور از این قانون استفاده کنیم؟

در زندگی برای خود محدودیت‌هایی بسازید که همچون چمدان کوچک مسافرت مجبور باشید فقط کارهای ضروری را انجام دهید. مجبور باشید برای هر تصمیم‌گیری بین دو گزینه ضروری انتخاب کنید و اصلا به فکر چیزهای غیر ضروری نیفتید. 

برای خودت محدودیت بذار
برای خودتان محدودیت بگذارید

به طور مثال اگر همیشه برای خود هدف‌های مختلفی مانند خرید وسایل ضروری و کاربردی بگذارید در دام خرج الکی نمی‌افتید. شما باید برای تمام رنج‌های مالی یک هدف داشته باشید. 

مثلا تعیین کنید که برای پولی بین ۱ تا ۵ میلیون تومان چه هدفی مناسب‌تر است. یعنی به این فکر کنید که اگر پولی در بازه عددی ۱ تا ۵ میلیون بدست آوردید، انجام چه کاری ضرورت دارد. 

همین کار را برای بازه‌های درآمدی دیگر هم بکنید. برای ۵ تا ۱۰ میلیون. برای ۱۰ تا ۱۰۰ میلیون و همینطور تا آخر.

به‌این‌ترتیب شما ذهن خود را مجبور می‌کنید که همیشه در برابر بدست آوردن هر پولی، بهترین تصمیم ممکن را جهت خرج کردن آن بگیرد. 

در مورد زمان‌هم باید همین کار بکنید

این قانون را در مورد تمام ابعاد زندگی بکار بگیرید؛ مخصوصا زمان. برای خودت هدف‌هایی بگذارید که در راستای علایق و خواسته‌های‌تان هستند. هدف‌هایی مانند موارد زیر به شما کمک می‌کند هر وقت چمدان زمان‌تان خالی شد، با بهترین کار و فعالیت آن را پر کنید. 

  • اگر می‌خواهید نویسنده‌ای معروف شوید، خود را موظف کنید روزی دو ساعت کتاب بخوانید
  • اگر می‌خواهید در حرفه شغلی‌تان ارتقاء پیدا کنید، خود را موظف کنید روزی یک ساعت یک مطلب جدید یاد بگیرید. 
  • اگر می‌خواهید نقاشی روی بوم، تعمیر خودرو، معامله در فارکس یا هر چیز دیگری را به صورت حرفه‌ای یاد بگیرید، خود را مجبور بدانید که باید روزی یک ساعت به آن بپردازید.

به این ترتیب خواهید دید که بطالت و بیهودگی از زندگی شما رخت می‌بنند و می‌توانید خیلی زودتر از آنچه فکر می‌کنید به تمام خواسته‌های‌تان برسید. 

یک نتیجه‌گیری هولناک که باید از آن پرهیز کنید!

تا اینجای کار به نظر همه چیز واضح و مشخص است، با هم دیدیم که محدودیت در خیلی چیزها باعث می‌شود عملکرد بهتری داشته باشیم. اما در نظر داشته باشید که این قانون تا جایی برقرار است که محدودیت از حد خاصی بیشتر نشود. وقتی محدودیت‌ها آنقدر شدید می‌شوند که از حد می‌گذرانند باعث بروز پدیده‌ دیگری می‌شوند که باعث احمق شدن مغز در تصمیم‌گیری می‌شود. در واقع به همین دلیل است که آدم‌های فقیر، فقیر می‌مانند. فقر ذهن در خیلی از مسائل همانطور که دیدیم می‌تواند موثر و کاربردی باشد و باعث موفقیت شود، اما در مورد پول اینطور نیست. انسان‌های فقیر در شرایط چنان پیچیده‌ای از نظر روانی قرار می‌گیرند که تصمیم‌های اشتباه می‌گیرند. 

سعید تقوی
نوشته شده توسط

سعید تقوی

من به فلسفه، ادبیات و هنر علاقه‌مندم و در مورد آن‌ها می‌نویسم تا بیشتر یاد بگیرم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *