قدرت ذهن در وقوع معجزه و نظر علم در مورد آن! + یک آزمایش واقعی

199
0
قدرت ذهن در وقوع معجزه

قدیس آگوستین – فیلسوف، اندیشمند و الهی دان مسیحی-  می‌گوید: «معجزات نه بر خلاف طبیعت، که بر خلاف آنچه ما از طبیعت می‌دانیم روی می‌دهند».

این گفته اشاره به این دارد که علم و درک ما از سازوکار طبیعت هنوز آنقدر پیشرفت نکرده که بتوانیم رویدادی مثل معجزه را درک کنیم، از همین رو آن را غیر واقعی و فراطبیعی می‌دانیم.

حالا، حدود ۱۷۰۰ سال بعد از این گفته، دانشمندانی چون دیوید بوهم و رابرت یان (پروفسور و رئیس دانشگاه علوم هوافضایی دانشگاه پرینستن) معتقدند که آگوستین راست می‌گفته است.

اینکه علم، امروزه پس از فراز و نشیب‌های فراوان، و پس از یک دوره رد و انکار تمسخر آمیز حرف‌های روحانیون و عرفا دارد به نتایج شگفت‌انگیزی در مورد قدرت‌های ماورالطبیعی می‌رسد، به لطف نظریه کوانتوم و در پی آن، ظهور نظریه جهان هولوگرافیک است. در این مقاله هیچ قصد نداریم به این نظریات بپردازیم و اتفاقا برعکس، می‌خواهیم با چند مثال ساده، یک آزمایش و به کمک تحلیل‌های ارائه شده‌ی همه-فهم توسط دیوید بوهم در مورد قدرت‌های فراروانی صحبت کنیم. 

توضیح: این مقاله، یکی از سری مقالاتی‌ست که در مورد توانایی‌های و عملکرهای ذهن نوشته‌ایم. می‌توانید تمام آن‌ها را صفحه ذهن یکجا ببینید.

معجزه بطری خون قدیس جنارو

بطری خون سن جنارو
بطری خون سن جنارو

هر ساله جمعیت گسترده‌ای از مسیحیان در کلیسای جامع شهر ناپل به نام «دوئومو سن جنارو» دور هم جمع می‌شوند تا شاهد معجزه‌ای شگفت انگیز باشند. 

این معجزه یک بطری حاوی مایع خشک‌شده‌ی قهوه‌ای رنگی است که می‌گویند همان خون قدیس جنارو‌ست. قدیسی که امپراتور روم، دیوکلتیان، در سال ۳۰۵ پس از میلاد گردن او را زد.

گفته می‌شود پیرزنی پس از مراسم گردن زنی، موفق می‌شود قطراتی از خون این قدیس را در یک بطری جمع‌آوری کند تا به یادگار از این قدیس بماند. 

اما در طی سالیان، یعنی تا هزار سال بعد از این ماجرا، هیچ کس اثری از این بطری سراغ نداشت. تا اینکه آن را در گنجینه‌های مخفی کلیسای سن جنارو پیدا کردند. 

معجزه از این قرار است که هر سال، سالی دوبار، وقتی جمعیت فریاد زنان گرد این بطری در کلیسا جمع می‌شوند، مایع قهوه‌ای رنگ خشک‌شده، ناگهان به رنگ قرمز در می‌آید و شروع به جوشیدن می‌کند. 

جالب اینجاست که در سال ۱۹۰۲ که علم با سرعت سرسام آوری داشت دین و معجزات را رد می‌کرد، روی این بطری آزمایش طیف‌شناسانه انجام دادند و دانشگاه ناپل تصدیق کرد که محتویات این بطری بدون شک خون است. 

توضیح: ناگفته نماند که هیچگاه مردم و کلیسا اجازه نداد درب این بطری باز شود تا مورد آزمایشات دقیق‌تری قرار بگیرد. 

تا اینجای کار شاید با خود بگویید که چنین چیزی امکان پذیر نیست و قطعا حقه‌ای در کار است. اما باید بدانید که تبدیل شدن این مایع قهوه‌ای به خون و جوشیدنش، از نظر علم نه تنها بعید نیست، بلکه یک اتفاق کامل عادی است. 

البته این را مستقیم اثبات نکرده‌اند، بلکه آزمایشات فراروانی متعددی ثابت می‌کند که چنین رفتاری از ماده، و چنین تغییر شکلی، کاملا عادی است، فقط هنوز علم توان توضیحش را ندارد. 

قبل از اینکه به سراغ تعریف این آزمایش توسط رابرت یان برویم، بد نیست نظر دوید بوهم را راجع به این قضیه بشنویم. 

نظر دوید بوهم در مورد رویدادهای فراطبیعی؛ علم شروع به توضیح می‌کند!

دیوید بوهم
دیوید بوهم

رویدادهایی از این دست ما را متحیر می‌کنند. چراکه جهان‌بینی رایج ما چارچوبی برای سردرآوردن از پدیده‌های فراروانی ارائه نمی‌دهد. بوهم بر این باور است که اگر به جهان همچون پدیده‌ای تمام‌جنبش و انرژی بنگریم، به چارچوب مورد نظر می‌رسیم. 

او جهت توضیح منظور خود یک مثال جالب می‌زند. بوهم از ما می‌خواهد شبی را تصور کنیم که در تاریکی، در حال قدم زدن در کوچه‌ای خلوت هستیم و ناگهان سایه‌ای از گوشه چشمان ما عبور می‌کند. اولین چیزی که به ذهن شما خطور می‌کند این است که این سایه متعلق به یک خفت‌گیر و جنایت‌کار است و به محض خطور چنین فکری، ضربان قلب‌تان شدت میابد. اطلاعاتی که در این فکر گنجانده‌شده، باعث بروز پرورش یافتن تخیلاتی می‌شود که شما در لحظه احتمال آن‌ها را می‌دهید. درگیری، کتک‌کاری، حمله و غیره. ممکن است شما به دلیل افزایش این حس و افزایش شدید آدرنالین و فرار از چنین حادثه‌ای سرعت حرکت خود را سریع‌تر کنید تا زودتر از مهلکه دور شوید. 

منتها نکته اینجاست که این فکری که به ذهن شما خطور کرد، قطعا صرفا یک فرآیند فقط-ذهنی نیست. چراکه از پاره‌ای فرآیندهای زیست‌شناختی، نظیر تحریک شدن اعصاب، ضربان قلب و ترشح آدرنالین و سایر هورمون‌ها، منقبض شدن عضلات و بسیاری موارد دیگر، جدایی ناپذیر است. 

این کار قدرت ذهن و معنایی‌ست که به آن فکر می‌کنید
این کار قدرت ذهن و معنایی‌ست که به آن فکر می‌کنید

برعکس، اگر فکر شما در هنگام دیدن سایه این باشد که آن صرفا یک سایه معمولی است، واکنش‌های ذهنی و زیست‌شناختی حالت قبل در شما ایجاد نمی‌شود. 

این یعنی صرفا یک «نوع فکر» روی ذهن و ماده به طور یکسان در بدن شما تاثیر می‌گذارد. 

از نظر بوهم، نکته مهمی که در این مثال نهفته است این است که این فقط آگاهی نیست که که در برابر یک «فکر» یا «معنا» واکنش نشان می‌دهد. بدن و ماده نیز نسبت به یک معنا و فکر واکنش نشان می‌دهند. 

حالا برگردید و به آن معجزه فکر کنید، عده زیادی دور هم جمع شده‌اند و به یک معنا فکر می‌کنند. آیا احتمال تاثیر این فکر روی ماده وجود ندارد؟

خب، حالا وقت آن است که با آقای بوهم خداحافظی کنیم و تا مقاله‌ای دیگر به سراغش نرویم، اما، حالا زمان آن است که بریم سروقت آقای رابرت یان و آزمایش حیرت‌انگیزش!

آزمایش تاثیر فکر روی به وقوع پیوستن احتمالات

رابرت یان، همچون بسیاری از ما بنده علم بود و به هیچ رو اعتقادی به رخ دادن اتفاقات فراطبیعی نداشت. او که سال‌ها مشاور ناسا و وزارت دفاع آمریکا بود و در دانشگاه علوم هوافضای آمریکا تدریس می‌کرد و در حوزه «پیش‌رانش فضای عمیق» کتاب شاهکاری منتشر کرده بود، یک روز از سمت یک دانشجو به آزمایشی فراطبیعی دعوت شد. در ابتدا اصلا علاقه‌ای به شرکت در این آزمایش نداشت، اما بالاخره با اصرار دانشجوی خود به آزمایش پیوست و از آنچه به چشم دید حیرت کرد. نتایج این آزمایش چنان حیرت انگیز بود که او یک آزمایشگاه تاسیس کرد تا تحقیقاتی بیشتری را در این حوزه انجام دهد. 

رابرت یان
رابرت یان

آزمایشی که می‌خواهیم در مورد آن صحبت کنیم، آزمایشی است که او در این آزمایشگاهی که خودش ساخت به کمک یکی از دستیارانش انجام داد. شخصی به نام براندا دان که روانشناس بالینی بود. 

رابرت یان برای این آزمایش دستگاهی را ساخته بود که به صورت رندوم و اتفاقی، شماره تولید می‌کرد. یا ۱ یا ۲. در واقع این دستگاه را مانند یک ماشین خودکار برای انداختن شیر یا خط تصور کنید. این دستگاه به صورت رندوم شیر یا خط می‌انداخت. 

در حالت معمولی وقتی شیر یا خط می‌اندازید، بر اساس علم احتمال، احتمال آمدن شیر یا خط (و در این دستگاه ۱ یا ۲) ۵۰-۵۰ است. ممکن است اگر یک، دو، پنج یا صد بار شیر یا خط بندازید، یکی از آن‌ها بیشتر از دیگری روی دهد. اما وقتی این تعداد به هزاران می‌رسد، بر اساس علم احتمال، نتیجه تعداد شیرها و خط‌ها بیشتر به ۵۰-۵۰ درصد نزدیک می‌شود. 

و اما خود آزمایش رابرت یان

آن‌ها از تعداد زیادی از مردم خواستند تا روبه‌روی این دستگاه بنشیند و به این فکر کند که دستگاه، عدد یک را نشان می‌دهد. هیچ کاری دیگری نیاز نبود انجام دهند. فقط روبه‌روی این دستگاه تولید شماره‌های تصادفی بنشیند و به آمدن ۱ فکر کند. 

آن‌ها چندین هزار نفر را به کار گرفتند و از هرکدام خواستند تا چندین بار این کار را انجام دهد. یعنی هر نفر بیش از یک بار به آمدن ۱ فکر کرد.

نتیجه را هم که احتمالا حدس می‌زنید، تعداد یک‌هایی که پس از هزاران بار آزمایش بدست آمد، به شکل باورنکردنی و با اختلاف بسیار زیادی بیشتر از تعداد ۲ ها بود. 

حاشیه: اگر به این دست آزمایش‌ها و پرده برداری از قدرت ذهن علاقه دارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله «قدرت تصویرسازی ذهنی؛ نیرویی که می‌تواند واقعیت را دستکاری کند» را بخوانید.

در خلال این آزمایش آن‌ها متوجه یک نکته جالب دیگر هم شدند و آن این بود که هر شخص، قدرت متفاوتی در تغییر احتمال دارد. برخی از افراد با فکر کردن، تمام عدد‌هایی که دستگاه نشان می‌داد را به ۱ تبدیل کردند و برخی قدرت کمتری داشتند. یان و دان نتایجی دیگری هم را دریافت کردند که باعث شد تا بعدها برای توضیح این پدیده، نام «امضای شخصی» را به این تفاوت تاثیر افراد بدهند. 

یک نتیجه جالب دیگر و یک نمونه خنده‌دار

یان و دان معتقد بودند که همین امضاهای شخصی است که توضیح می‌دهد چرا بعضی از افراد شوم هستند و باعث بروز اتفاقات بد می‌شوند. (در فرهنگ ما، به این افراد چشم‌شور گفته می‌شود). 

گل سر سبد یکی از این افراد شوم، خود فیزیکدانی بود به نام ولفگانگ پائولی. فیزیکدانانی که با او کار می‌کرده‌اند می‌گویند کافی‌ست پائولی پا به یک آزمایشگاه بگذارد تا شیشه‌ای بشکند، دستگاهی خراب شود، محفظه‌ای منفجر شود. 

ولفگانگ پائولی شوم در کنار انیشتین
ولفگانگ پائولی شوم در کنار انیشتین

کار تاجایی بالا می‌گیرد که آن‌ها به شوخی پدیده‌ای را معرفی می‌کنند به نام «اثر پائولی» که باعث می‌شود اتفاقات شوم رخ دهد.

یکبار که یکی از دوستان این آقای پائولی مشغول آزمایش مهمی بوده‌است، ناگهان دستگاهش از کار می‌افتد و هیچ دلیل علمی‌ای پیدا نمی‌کند که این خرابی را توجیح کند. از او می‌پرسند آیا پائولی آنجا بود؟‌ و او می‌گوید که نه. ولی وقتی بیشتر تحقیق می‌کنند، می‌فهمند که پائولی در همان هنگام، در مترویی در حال عبور از کنار ساختمان این آزمایشگاه بوده است. 

نمونه‌های فراوان افراد چشم‌شور را هم که حتما شما بیشتر از من می‌شناسید. 

قدرت ذهن

قدرت های ذهن سالیان سال است که مورد بررسی و آزمایش قرار گرفته‌اند. شاید برای سال‌ها علم وجود ماوراالطبیعه را انکار می‌کرد و حاضر نبود بپذیرد که چیزهایی فراتر از درک بشر هم وجود دارند. با این حال پیشرفت‌های بشر در علم او را به این نتیجه رساند که همه چیز به شناخت ما از قدرت ذهن بستگی دارد.

سعید تقوی
نوشته شده توسط

سعید تقوی

من به فلسفه، ادبیات و هنر علاقه‌مندم و در مورد آن‌ها می‌نویسم تا بیشتر یاد بگیرم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *