نامه‌ای به خودم

125
0

نویسنده: نازنین اشرف

سلام نازنین جان خوبی عزیزم؟ چقدر ناگهانی دلم برات تنگ شد. خواستم برای شخص دیگری نامه بنویسم و احساسات زلالم را برایش خرج کنم، قبل از نوشتن روبه روی آینه ایستادم و به خودم نگاه کردم و دیدم تو غریب واقع شدی. سال‌های سال برای همه وقت گذاشتم، به همه ابراز محبت کردم از تو گذشتم تا مبادا در دل کسی آبی تکان نخورد اما برای تو چکار کردم…؟!

همیشه از تو کار کشیدم و هر خدمتی که کردی رو وظیفه‌ات دانستم. در حالی که تو جسم منی و همراه روح منی، تا لحظه‌ای که در این کالبد فیزیکی‌ام. تو نوکر و برده من نبوده و نیستی. تو یک همراه خوب و آگاهی و کلی کار انجام میدی. چقدر از حال تو غافل شدم متأسفم لطفا منو ببخش، به خاطر همه چیز مچکرم و یک عالمه دوستت دارم. الان که دارم می‌نویسم خوب که دقت می‌کنم می‌بینم همه چیز را مدیون تو هستم. از تو ممنونم که تا اکنون همراه من بودی و ازت می‌خواهم ادامه راه را نیز همراهی‌ام کنی.

منو ببخش وقتی عضوی درد می‌گرفت اهمیت نمی‌دادم. درد صدای اعتراض تو بود و من حالیم نبود، تو فریاد می‌زدی و من به رسم سرکوبگران تو را سرکوب می‌کردم. از چشم‌های قشنگم ممنونم که زیبا دیدن را به من آموخت. از گوش‌هایم سپاسگزارم که به کمکش زیباترین صداها را می‌شنوم، از اندیشه‌ام سپاسگزارم که هادی راهم شده. از دست‌ها و پاهایم ممنونم که با آنها کارها را انجام می‌دهم و هرجا می‌خواهم راه می‌روم. از قلبم متشکرم که عشق را درونم پرورش داد، از ریه‌هایم کمال تشکر را دارم آنها با تنفس به من زندگی بخشیدند و از کلیه‌هایم تشکر می‌کنم مثل یک کارخانه همیشه دقیق و منظم کار می‌کنند.

از تک‌تک سلول‌هایم ممنونم و از خالقم سپاسگزارم که روح مرا در قالب تو قرار داد تا زیستن روی زمین را تجربه کنم. به خودم که می‌آیم با این همه نظم و نظامات که خلقت در وجودم نهاده کار من چیه؟ خوردن و خوابیدن و ارضای غرایض…؟! قطعا که نه.

سلول به سلول دست به کار شدند تا زنده باشم و زندگی کنم و در کالبدی که خلق شدم انسان باشم و انسانیت را ترویج کنم. زبان قاصر از شکر این همه نعمت است. چشم می‌بیند، گوش می‌شنود و قلب احساس می‌کند. با تک‌تک سلول‌هایم سپاس از خداوند، از جهان هستی، از وجود خودم و از همه و همه و همه…

وسپاس فراوان از کسانی که چالش نوشتن نامه را گذاشتند تا فرصتی شود و کمی به خودمان بیاییم و نوشتن نامه و ابراز احساسات به صورت مکتوب را که مدت‌هاست فراموش کردیم یادآور شویم و بدانیم بذل و بخشش محبت چه در حق اطرافیان و چه در حق خودمان عشق گران بهای الهی است که در وجودمان به ودیعه گذاشته شده و ما باید پاسدارش باشیم.

فرستنده نامه: نازنین اشرف

گیرنده نامه: نازنین اشرف    

تاریخ نگارش نامه: 5/8/1402

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *