8 نوع هوش وجود‍ دارد: کدام یک از انواع هوش های چندگانه در شما قوی‌تر است؟

132
1
انوع هوش و ویژگی‌های‌شان

IQ همه چیز نیست! محققان می‌گویند همه افراد دارای هوش های هشتگانه هستند – شما در کدامیک بالاترین رتبه را دارید؟

همه در مورد IQ یا ضریب هوشی شنیده‌اند، عدد ثابتی که قرار است نشان دهد چقدر باهوش هستید. اما اگر راه دیگری برای نگاه کردن به هوش وجود می‌داشت چه می‌شد – اگر به جای یک عدد کلی، هشت نوع متمایز از هوش وجود می‌داشت که می‌توانستید در طول عمرتان آن‌ها را تغییر داده و بهبود بخشید؟ خب چنین چیزی وجود دارد و اساس هوش های چندگانه است.

تئوری هوش چندگانه، هوشمندی انسان را به عنوان مقوله‌های متفاوتی می‌بیند که هر فرد در هر یک از آن‌ها استعدادهای متفاوتی دارد. رابرت یلدینگ، روانشناس بالینی در کالیفرنیا، می‌گوید: در این تئوری، «هوش های مختلف یک فرد نسبتاً مستقل تلقی می‌شود، به این معنی که هر یک از ما می‌توانیم نقاط قوت و ضعف متفاوتی در بین هوش های هشتگانه داشته باشیم»

نگاه به هوش از این طریق می‌تواند به شناسایی نقاط قوت و ضعف شخصی شما کمک کند. یلدینگ می‌گوید: «انواع هوش‌های چندگانه می‌توانند برای فکر کردن به قدرت خود و تشخیص نقاط قوت و سبک شناختی‌تان در روانشناسی بسیار مفید باشند. به‌علاوه، اگر می‌خواهید هوش خود را در یکی از انواع آن تقویت کنید، می‌توانید انواع هوش را به صورت جداگانه با راه‌های مختلف تقویت کنید.

بیایید ببینیم که نظریه هوش های چندگانه چگونه توسعه یافته است، هشت نوع هوش چیست و شما کدام یک را دارید.

نظریه هوش های چندگانه گاردنر

قبل از اینکه بتوانید مشخصات هوش خود را شناسایی و سپس کنترل کنید، باید بدانید که این نوع هوش از کجا آمده است و چرا بیش از یک راه برای باهوش بودن وجود دارد.

نگاهی به تاریخ و چگونگی شکل‌گیری این نظریه

تئوری هوش عمومی در اوایل دهه ۱۹۰۰ متولد شد، زمانی که آلفرد بینه، روان‌شناس فرانسوی، یک تست هوش ارائه کرد تا مشخص کند کدام دانش‌آموزان به آموزش ویژه نیاز دارند – و IQ از آن زمان تقریباً به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده است.

اما در دهه ۱۹۸۰، هاوارد گاردنر، روانشناس دانشگاه هاروارد به این فکر کرد که آیا راه دیگری جز تئوری هوش عمومی وجود دارد یا خیر. اسکات سیدر، روانشناس کاربردی که همکار او بود، می‌گوید: «او تازه شروع به فکر کردن به این موضوع کرد که چرا ما به عنوان یک انسان، به نظر می‌رسد که هرکدام‌مان این لیست‌های بسیار مبهم از مهارت‌های حل مسئله را داریم و در برخی زمینه‌ها بیشتر از سایر آن‌ها توانایی داریم»

منطقی است، نه؟ همه ما کسی را می‌شناسیم که با کلمات بسیار خوب است و می‌تواند حتی سخت‌ترین معماها را حل کند – اما نمی‌تواند کارهای ساده و پیش‌پا افتاده از نظر ما را انجام دهد.

گاردنر همچنین متوجه شد که اطرافیان او، برای مثال، ممکن است مهارت فوق العاده‌ای در موسیقی نشان دهند، اما مهارت بسیار پایین‌تری در ریاضیات داشته باشند. یا ممکن است قادر به رقصیدن باله در سطح فوق العاده حرفه‌ای باشند اما در شطرنج مهارت خاصی نداشته باشند. سیدر می‌گوید «فکر می‌کنم این افکار بود که باعث شد که او به این فکر کند که آیا راه مفیدتری برای مفهوم‌سازی هوش از این دیدگاه عمومی و رایج وجود دارد یا نه»

و اما خود این نظریه

یلدینگ می‌گوید، نظریه‌ای که گاردنر ارائه کرد، نشان می‌دهد که «هوش بیشتر از آنچه در جوامع غربی تصور می‌شود، فراوانی و کثرت دارد». گاردنر به جای تمرکز بر تنها یک راه برای باهوش بودن، معیارهایی را برای آنچه که انواع مختلف و قابل شناسایی هوش را می‌سازند، ایجاد کرد.

سیدر می‌گوید: «او به ادبیات تجربی در روانشناسی، انسان‌شناسی و زیست‌شناسی تکاملی نگاه کرد. او فکر می‌کرد که برای اینکه چیزی نشان‌دهنده یک هوش متمایز باشد، باید از دیدگاه علم شناختی نشانه‌ای برایش وجود داشته باشد که آن مهارت حل مسئله در نوعی خاص با عنصر خاصی از ساختار عصبی ما در مغز مطابقت دارد.» 

گاردنر همچنین استدلال کرد که هر هوشی باید به طور مستقل در اعجوبه‌ها نشان داده شود یا در قربانیان سکته مغزی تحت تأثیر قرار گیرد و همچنین باید ریشه در هدف اولیه برای بقا داشته باشد.

انواع هوش های هشتگانه

هوش های هشتگانه گاردنر
هوش های هشتگانه گاردنر

معیارهای انواع هوش چندگانه ممکن است تصادفی به نظر برسند، اما اینطور نیست که گاردنر در طول سال‌ها دسته‌های بیشتری را اضافه کرده باشد. از هفت مورد اول که در کتابش در سال ۱۹۸۳ به نام Frames of Mind منتشر شد، او فقط یک مورد به نام هوش طبیعت گرایانه را بعدا به لیست خود اضافه کرد. با این حال تعداد هوش ها هنوز مشخص نیست و ممکن است بیشتر باشد. سیدر می‌گوید: «من فکر می‌کنم او کاملاً انتظار دارد که با یادگیری بیشتر در مورد انسان‌ها، مغز و هوش، فهرست هشتگانه هوش تغییر کند»

بنابراین، انواع هوش دقیقاً چیست؟ یلدینگ می‌گوید: «هوش‌های شناسایی‌شده شامل هوش‌های زبانی، منطقی-ریاضی، فضایی، موسیقیایی، جسمی-جنبشی، طبیعت‌گرایانه، بین فردی و درون فردی هستند.

آن را با IQ مقایسه کنید، که می‌گوید یک عامل کلی هوش یا آیکیو وجود دارد که همه چیز را در بر می‌گیرد. سیدر می‌گوید: «در تئوری هوش عمومی، مغز ما را به‌عنوان یک رایانه، یک پردازنده واحد در نظر می‌گیرید که می‌توانید آن را برای همه چیزهای مختلف اعمال کنید». طرفداران تئوری هوش چندگانه فکر می‌کنند که مردم هشت یا چند کامپیوتر نسبتاً مستقل دارند که همگی با سرعت‌های متفاوتی پردازش می‌کنند.

۱- هوش زبانی

دو هوش اول، زبانی و منطقی-ریاضی، توانایی‌هایی هستند که عموما در آزمون هوش اندازه‌گیری می‌شوند. هوش زبانی به این معنی است که شما با کلمات خوب هستید—ممکن است در نوشتن، سخنرانی یا خواندن برتر باشید (که به این معنی است که از مزایای فراوان خواندن نیز بهره مند می‌شوید).

سیدر می‌گوید: «می‌توانید اطلاعات را تجزیه و تحلیل کنید و محصولاتی را ایجاد کنید که از طریق زبان به سراغ شما می‌آیند». جالب اینجاست که یک فرد با هوش زبانی بالا می‌تواند تصمیم بگیرد که شاعر شود، اما همچنین می‌تواند تصمیم بگیرد که مجری اخبار تلویزیون شود. که هردوی این‌ها می‌توانند شخصیت‌هایی بسیار متفاوت از یکدیگر باشند.

به عنوان مثال، یک شاعر ممکن است درونگرا باشد. در حالی که یک مجری اخبار تلویزیون برونگرا، پویا و کاریزماتیک است. اما او می‌گوید که هر دو از هوش زبانی خود برای انجام کارشان استفاده می‌کنند.

نقاط قوت هوش زبانی

  • خواندن و تجزیه و تحلیل اطلاعات مکتوب
  • برقراری ارتباط از طریق گفتار یا نوشتار
  • انجام کارهایی که شامل زبان نوشتاری یا گفتاری است

شغل های مناسب هوش زبانی

  • رمان‌نویس یا شاعر
  • سخنران
  • روزنامه‌نگار یا مجری تلویزیون
  • ویراستار یا سردبیر

۲- هوش منطقی-ریاضی

اگر اهل اعداد و ارقام هستید و واقعا در معماهای ریاضی مهارت دارید، از هوش منطقی-ریاضی بالایی برخوردار هستید. سیدر می‌گوید، افرادی که این هوش را دارند، «توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات و ایجاد محصولاتی را دارند که از اعداد استفاده می‌کنند». کسی که هوش منطقی-ریاضی بالایی دارد ممکن است برنامه نویس کامپیوتر یا تحلیل‌گر یا {به قول امروزی‌ها} پرفورمنس پرسن شود.

کسانی که با معادلات، محاسبات، اثبات‌های علمی و مسائل انتزاعی کار می‌کنند، احتمالاً هوش منطقی-ریاضی بالایی دارند. سیدر می‌گوید: «هوش‌های زبانی و منطقی-ریاضی، هوش تحصیلی هستند که در اکثر مدارس به شدت در اولویت هستند.

نقاط قوت هوش منطقی-ریاضی

  • انجام محاسبات و معادلات
  • کار با اعداد
  • اثبات‌های علمی

شغل های مناسب هوش منطقی-ریاضی

  • ریاضی‌دان
  • برنامه‌نویس
  • دانشمند
  • حسابدار
  • پرفورمنس منیجر
  • پرفورمنس مارکتر
  • دیتا ساینتیست یا تحلیل‌گر داده

۳- هوش فضایی

هوش فضای یا بصری
هوش فضای که به آن هوش بصری یا ویژوال هم می‌گویند

آیا می‌توانید در ذهن خود به صورت سه بعدی «ببینید»؟ اگر در حل پازل یا درک نمودارها و نقشه‌ها عالی هستید، یا اگر چشم خوبی برای تجسم تصاویر و الگوها در ذهن خود دارید، هوش فضایی بالایی دارید.

سیدر می‌گوید: «هوش فضایی توانایی دستکاری و تولید تصاویر فضایی است. کسی که هوش فضایی بالایی دارد ممکن است به سمت معماری، تقریبا هر نوع هنر یا طراحی گرافیکی جذب شود.» شطرنج‌بازانی که می‌توانند چندین حرکت بعدی را به خوبی در ذهن خود مجسم کنند، در هوش فضایی نیز خوب هستند.»

‏نقاط قوت هوش فضایی

  • تجسم سه بعدی
  • درک نمودارها، نقشه‌ها و گراف‌ها
  • طراحی و ترکیب تصاویر

شغل های مناسب هوش فضایی

  • هنرمند 
  • گرافیک دیزاینر یا طراح گرافیک
  • معمار
  • خلبان هواپیما یا کاپیتان کشتی

۴- هوش موسیقیایی

آنهایی که هوش موسیقیایی بالایی دارند فقط خوانندگان یا نوازندگان گیتار نیستند، بلکه به طور خاص استعدادی برای تشخیص ریتم، زیر و بم، لحن، ملودی و صدا دارند. افرادی که این هوش را دارند علاوه بر نوازنده بودن، ممکن است رهبر ارکستر، ترانه سرا یا حتی یک یا مهندس صدا باشند

این یک هوش است که حتی افرادی که توانایی طبیعی و ذاتی پایین‌تری دارند نیز ممکن است سعی در تقویت آن داشته باشند و کاملا هم موفق باشند. سیدر می‌گوید: «من به مدت هشت سال، از ۴ تا ۱۲ سالگی، درس پیانو خواندم، اما هرگز در خواندن نت یا نواختن با گوش مهارت خاصی نداشتم. اما اگر تصمیم جدی می‌گرفتم که برای تبدیل شدن به یک نوازنده قوی‌تر پیانو واقعا سخت کار کنم، مطمئنا می‌توانسم هوش موسیقایی خود را از طریق کار سخت، تمرین و درس تقویت کنم.»

نقاط قوت هوش موسیقیایی

  • حس کردن عناصر موسیقی
  • به یاد آوردن الگوها و ملودی‌های موسیقی
  • ایجاد و تولید یا ادیت موزیک

شغل های مناسب هوش موسیقیایی

  • خواننده یا نوازنده
  • رهبر ارکستر
  • ترانه‌سرا
  • آهنگ ساز
  • مهندس صدا

۵- هوش جسمانی-حرکتی

اگر در استفاده از قسمتی از بدن (مانند دستانتان) یا کل بدنتان برای انجام کارها خوب هستید، این نوع هوش را دارید. سیدر می‌گوید: «این توانایی استفاده از بدن خود برای ایجاد محصولات یا حل مشکلات است.»

اگرچه می‌توانید قدرت خود را در این زمینه تقویت کنید، اما اگر به طور طبیعی در آن بالا هستید، ممکن است بدن شما غریزه‌ای برای چگونگی حرکت موثر داشته باشد. جالب اینجاست که، باز هم، بسته به آنچه که با آن ترکیب می‌شود، ممکن است شما یک جراح ارتوپد باشید که برای انجام عمل جراحی به هوش جسمانی-حرکتی بسیار بالایی نیاز دارد. یا شاید یک رقصنده باله یا یک ورزشکار، که همچنین نیاز به داشتن سطوح بالایی از هوش جسمانی-حرکتی است.

به همین دلیل است که بیش از یک هوش ممکن است مسیر شما را در زندگی ایجاد کند. این ترکیبی از هوش، همراه با ویژگی‌های شخصیتی است که ممکن است یک نفر را بیشتر به نجار و دیگری را به بسکتبالیست تبدیل کند.

نقاط قوت هوش جسمانی-حرکتی

  • داشتن هماهنگی فیزیکی یا هماهنگی بالای دست و چشم
  • استفاده از مهارت‌های حرکتی ظریف و/یا درشت
  • حافظه عظلانی عالی

شغل های مناسب هوش جسمانی-حرکتی

  • ورزشکار یا رقصنده
  • جراح
  • نجار یا صنعتگری دیگر

یادداشت: اگر به دنیای ذهن علاقه دارید، از مجموعه مقالات در مورد قدرت‌های آن و فلسفه ذهن آن غافل نوشید.

۶- هوش بین فردی

آیا شما همان دوستی هستید که همه وقتی مشکلی برای بحث کردن دارند سراغ او می‌روند؟ آیا دانش غریزی در مورد نحوه شناسایی افراد را دارید؟ یا ممکن است در یک نظر بفهمید طرف چندمرده حلاج است؟ پس احتمالا هوش بین فردی بالایی دارید، یعنی توانایی تعامل موثر با دیگران.

سیدر می‌گوید: هوش بین فردی توانایی تشخیص و درک حالات، خواسته‌ها و انگیزه‌های دیگران است. «تقریبا همه ما در حرفه‌های خود از هوش بین فردی بالایی بهره‌مندیم.» بنابراین چه مدیر یک فروشگاه باشید و چه در حال همکاری با دیگران در یک شرکت، این نوع از هوش های چندگانه برای‌تان مفید خواهد بود. برخی از مشاغل، مانند درمانگران و معلمان، حتی به آن نیاز مبرم دارند.

او می‌گوید: «از نظر روش‌هایی که هوش‌های مختلف با هم ترکیب می‌شوند، فردی که هوش زبانی و هوش بین‌فردی بالایی دارد، معلم انگلیسی یا دبیر ادبیات فوق‌العاده‌ای خواهد بود». یا اگر شما یک شخص جذاب در بین مردم شناخته می‌شوید که در خواندن دیگران مهارت دارد، ممکن است حتی یک سیاست‌مدار یا فروشنده موفق شوید.

یلدینگ می‌گوید: «اگر با هوش بین فردی ارتباط برقرار کنید، احتمالا کار با دیگران در حوزه‌های اجتماعی مناسب شما خواهد بود»

نقاط قوت هوش بین فردی‏

  • توانایی شناخت مردم
  • حل و فصل مشکلات و مذاکره موثر
  • درک دیگران

شغل های مناسب هوش بین فردی‏‏

  • تراپیست
  • معلم 
  • سیاست‌مدار
  • مدیر
  • فروشنده

۷- هوش درون-فردی

اگر واقعا در درک خود و پذیرش اینکه چه کسی هستید خوب هستید، هوش درون فردی بالایی دارید. سیدر می‌گوید: «هوش درون فردی توانایی تشخیص روحیات، خواسته‌ها، انگیزه‌ها و نیات خود است»

مانند هوش بین فردی، همه ما کمابیش از این نوع هوش بهره‌مندیم. اما برخی از مشاغل هستند که این هوش در آن‌ها بسیار مفیدتر است. مانند شغل‌هایی که در آن فرد برای خودش کار می‌کند، مانند یک کارآفرین یا فریلنسر، یا به تنهایی، مانند یک نویسنده.

سیدر می‌گوید: «هرکسی که کارش بسیار خودگردان باشد، به‌ویژه از هوش درون فردی سود می‌برد. توانایی شما در خود اندیشی همچنین ممکن است شما را به فیلسوف یا الهیدان خوبی تبدیل کند. به قول یونانیان باستان، داشتن این هوش در درجات بالا به معنای «شناخت خود» است.

نقاط قوت هوش درون-فردی

  • خودآگاه بودن
  • خود-انگیزه‌-بخشی
  • درک نیازها و خواسته‌های خود

شغل های مناسب هوش درون-فردی‏

  • کارآفرین
  • فریلنسر
  • فیلسوف

۸- هوش طبیعت‌گرایانه

گاردنر این مورد را در سال ۱۹۹۹ در کتاب خود به نام Intelligence Reframed: Multiple Intelligences for the 21st Century اضافه کرد زیرا احساس می‌کرد که معیارهای یک حوزه مجزا را دارد. سیدر می‌گوید هوش طبیعت‌گرایانه توانایی «تشخیص و تمایز چیزهایی است که در دنیای طبیعی یافت می‌شوند، خواه گیاهان باشند یا حیوانات یا آب‌وهوا».

افرادی که با گیاهان و حیوانات کار می‌کنند یا جنبه‌های طبیعت و محیط زیست را مطالعه می‌کنند معمولا از این هوش به مقدار بالایی برخوردار هستند. اگر این هوش را دارید، می‌دانید که چگونه چیزهایی را در طبیعت به خاطر بسپارید، مانند تفاوت بین قارچ سمی و قارچ خوراکی، یا ویژگی‌های تشکیل ابرهای مختلف.

نقاط قوت هوش طبیعت‌گرایانه

  • تمایز گیاهان، حیوانات و/یا دیگر جنبه‌های طبیعی
  • تعامل موثر با محیط زیست
  • حساس بودن به نیازهای دنیای طبیعی

شغل های مناسب هوش طبیعت‌گرایانه

  • باغبان یا گیاه‌شناس
  • جانورشناس یا دامپزشک
  • هواشناس
  • فعال محیط زیست

یادداشت: اسکات سیدر دانشیار روانشناسی رشد و تربیت کاربردی در کالج بوستون است. او که سابقا معلم انگلیسی در مدارس دولتی بوستون بود، با هاوارد گاردنر در دانشکده تحصیلات تکمیلی هاروارد کار کرد و بیش از ۷۵ مقاله دانشگاهی را تالیف کرد. به همین دلیل بود که در این مقاله استناد زیادی به حرف‌هایش شد. 

هر کسی را بهر کاری ساختند

اگر مشغول به کاری هستید که بهر آن ساخته نشده‌اید، یا باید کار خود را عوض کنید، یا اگر به آن علاقه‌مندید، هوش مرتبط به آن کار را در خود تقویت کنید. هرچند انواع هوش های چندگانه گاردنر محدود به  همین هشت تا هستند، اما فراموش نکنید که این هشت‌ها، تنها هوش‌های احتمالی موجود در انسان نیستند. این‌ها فقط الگوهایی هستند که بزرگ‌ترین دسته‌های انسان‌ها در آن طبقه‌بندی می‌شوند. وقتی در جهان حتی اثر انگشت هیچ دو انسانی شبیه به هم نیست (از نظر ساده بودن فاکتور اندازه‌گیری) بنابراین در معیار پیچیده‌ای مثل هوش و توانایی‌های فردی چه بسا اینگونه نباشد و هرکس به شیوه خودش باهوش باشد.  

سعید تقوی
نوشته شده توسط

سعید تقوی

من به فلسفه، ادبیات و هنر علاقه‌مندم و در مورد آن‌ها می‌نویسم تا بیشتر یاد بگیرم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک دیدگاه برای “8 نوع هوش وجود‍ دارد: کدام یک از انواع هوش های چندگانه در شما قوی‌تر است؟

  1. · 19 دی 1402 در 8:57 قبل از ظهر

    عالی بود. ممنون