مقالهی مبنا: دن اسکات، «نگاهی نزدیکتر به ارابهی علوفه اثر جان کانستبل»، درا پینت آکادمی (Draw Paint Academy). مشاهدهی مقالهی اصلی
در این نوشته یکی از مشهورترین منظرههای انگلیسی را از نزدیک بررسی میکنیم: ارابهی علوفه اثر جان کانستبل.
شناسنامهی اثر
- عنوان اصلی: The Hay Wain (در اصل: Landscape: Noon)
- نقاش: جان کانستبل
- تاریخ خلق: ۱۸۲۱
- تکنیک: رنگروغن روی بوم
- ابعاد: ۱۳۰٫۲ × ۱۸۵٫۴ سانتیمتر
- محل نگهداری: نشنال گالری، لندن

نکتهها و ایدههای کلیدی
- این اثر در اصل منظره: نیمروز نام داشت، اما بعدها به ارابهی علوفه تغییر نام یافت.
- صحنهای در امتداد رودخانهی استور در انگلستان را تصویر میکند که میان سافک و اسکس جاری است. سه اسب یک ارابهی چوبی را از میان آب کمعمق میکشند. در سمت چپ، کلبهی ویلی لات دیده میشود؛ نامگرفته از کشاورزی که تمام عمرش را در آن زندگی کرد. گمان میرود او در کل عمرش تنها چهار شب دور از این کلبه گذرانده است. ملک همسایه، آسیاب فلتفورد، در تملک پدر کانستبل بود.
- این سومین نقاشی از مجموعهی «ششفوتیها» بود که صحنههای گوناگونی در امتداد رودخانهی استور را تصویر میکردند.
«بیتابم که به اتاق نقاشیام در لندن برسم، چون خودم را در حال کار نمیدانم مگر آنکه پیش یک بوم ششفوتی باشم.» — نامهی کانستبل به کشیش جان فیشر، ۲۳ اکتبر ۱۸۲۱
- این نقاشی نخستین بار در سال ۱۸۲۱ در آکادمی سلطنتی لندن به نمایش گذاشته شد، اما خریداری نیافت. در سالون پاریس ۱۸۲۴ موفقتر بود؛ آنجا شارل دهم پادشاه فرانسه به آن مدال طلا داد. این نقاشی در همان نمایشگاه خریداری هم پیدا کرد.
- در سال ۲۰۰۵، در نظرسنجیای که رادیو ۴ بیبیسی (با همکاری نشنال گالری لندن) انجام داد، بهعنوان دومین بزرگترین نقاشی بریتانیا انتخاب شد. رقیبی که از آن پیش افتاد کشتی جنگی تمرر اثر جوزف ترنر بود.
- این اثر اکنون در نشنال گالری لندن آویخته است.
مطالعه در اندازهی واقعی
«وقتی مینشینم تا طرحی از طبیعت بزنم، نخستین کاری که میکوشم بکنم این است که فراموش کنم هرگز تصویری دیدهام.» — جان کانستبل
کانستبل برای آماده شدن پیش از اجرای آثار بزرگ، اغلب طرحهایی هماندازهی بوم نهایی میکشید. مطالعهی ارابهی علوفه خامتر و ناتمامتر از نسخهی اصلی است، اما ترکیببندی و هماهنگی کلی رنگها را بهروشنی نشان میدهد و خود اثری مستقل و دیدنی است.

رنگ و نور
«آسمان سرچشمهی نور در طبیعت است — و بر همهچیز فرمان میراند.» — جان کانستبل
نور تابلو از آسمان ابری میآید. ابرها بیشتر آن را پخش کردهاند، اما لکههایی از آفتاب مستقیم بر چمنزار دوردست افتاده است.
تابلو در مجموع نسبتاً تیره است، بهویژه در مقایسه با منظرههای روشن امپرسیونیستی. در نسخهی خاکستری میتوان تصویر را به دو محدودهی اصلی تقسیم کرد: زمین تیره و آسمانی با روشنایی میانه. دامنهی روشن و تیره در هر بخش محدود نگه داشته شده و همین تصمیم ترکیببندی را ساده و منسجم میکند.

نور روی دیوار کلبه نشان میدهد خورشید بالا و در سمت راست قرار دارد. آسمان همان ناحیه نیز روشنتر و شفافتر است و این جهت نور را تأیید میکند.
نکته: برای یافتن جهت نور، به سطوح زاویهدار و مشخص، مانند دیوارهای ساختمان، نگاه کنید. روشنترین سطح معمولاً جهت کلی تابش را نشان میدهد.
بیشتر رنگها خاموش و مهارشدهاند. خالصترین رنگها لکههای کوچک سرخ پیرامون اسبها هستند؛ سرخی که خود چندان تند نیست، اما در مقایسه با سبزها و قهوهایهای اطراف بهسرعت توجه را جلب میکند. برای برجسته کردن یک بخش لازم نیست رنگی بسیار درخشان باشد؛ کافی است از پیرامونش خالصتر باشد.
لکههای نور مستقیم خورشید که به زمین در پسزمینه میخورد برای ساختن حسی از عمق در نقاشی سودمند است. چشمان شما از میان پیشزمینهی تاریک به سوی این ناحیهی روشن کشیده میشوند.
ترکیببندی
مرز میان زمین و آسمان در مجموع شکلی شبیه حرف «L» میسازد؛ ساختاری که در نسخهی خاکستری آشکارتر دیده میشود.

در پایین این نقاشی را با شبکهای سهدرسه روی آن میبینید. خط افق درست بالای یکسوم پایینی نقاشی جای گرفته و بدینسان جای بیشتری برای آسمان در سمت راست باز میکند. همچنین توجه کنید که لکههای نور که به زمین دوردست میخورد چگونه به تکرار و تأکید خط افق کمک میکند.
نکته: برای نقاشی منظره، معمولاً ایدهی خوبی است که بسته به ایدهی بزرگتان، به آسمان یا زمین ترجیح بدهید. گذاشتن خط افق دقیقاً در میانه میتواند بیش از حد متقارن به نظر برسد، مگر آنکه همان را بخواهید.

شکلهای نرم و نامنظم طبیعت با خطوط هندسی و سخت کلبه و ارابه تضاد دارند.

فضای منفی نقش مهمی در ساختن حسی از عمق در منظره بازی میکند. این ناحیههای کوچک اما مهم کمک میکنند شما را از میان نقاشی به سوی پسزمینه بکشند. آنها همچنین به درختان پیرامون فرم و زمینه میدهند.
نکته: در نقاشی، اغلب دو راه برای رسیدن به یک نتیجه هست؛ بهویژه وقتی با فضای مثبت و منفی سروکار دارید. فرض کنید درختی در منظره میکشید، بسیار شبیه درختان این نقاشی. یک رویکرد این است که آسمان آبی را بکشید و سپس درخت را روی آن بکشید (رویکرد پیشفرض بیشتر هنرمندان). رویکرد دیگر این است که نخست درخت را بهطور خام بکشید، سپس از آسمان (فضای منفی) استفاده کنید تا درخت را بتراشید و پرداخت کنید.


قلمکاری و تکنیک
تابلو از فاصلهی معمول بسیار دقیق و واقعنما به نظر میرسد، اما در نمای نزدیک ضربههای آزاد و نسبتاً خشن قلممو آشکار میشوند. بزرگی بوم اجازه داده است کانستبل جزئیات فراوانی بیفزاید، بیآنکه هر بخش را با دقتی مینیاتوری پرداخت کند.
کانستبل از روشهای متنوعی استفاده کرده است: آمیختن رنگها، کشیدن رنگ نسبتاً خشک و روشن روی لایهی زیرین و خطهای ظریف برای شاخهها و جزئیات.

در نمای نزدیک، لکههای کوچک سفید حضور کشاورزان دوردست را القا میکنند. رگههای زرد نیز با قلمی نسبتاً خشک روی زمینهی سبز کشیده شدهاند.
به نظر میرسد کانستبل برای درختان ابتدا زمینهای تیره ساخته و سپس سبزها و زردهای روشنتر را با قلمی خشک روی آن کشیده است. این لایهگذاری سطحی زنده و بافتدار میسازد. در سراسر تابلو، سایهها اغلب نازکتر و بخشهای روشن با رنگی غلیظتر اجرا شدهاند.
تنهها و شاخههای درختان با لبههای نرم و بافتی که صاف به نظر میرسد کشیده شدهاند. این کمک میکند آنها میان برگهای انبوه عقب بروند. همچنین به خطکاری بهکاررفته برای شاخههای کوچکتر توجه کنید.
نکته: لازم نیست هر برگ و شاخه جداگانه کشیده شود. ابتدا تودهها و خطهای اصلی را ساده کنید و فقط جزئیاتی را نگه دارید که بیشترین اطلاعات را دربارهی درخت میدهند.

در آسمان، بیشتر مرزهای ابرها نرماند و فقط چند لبهی تیز برای تأکید بر بخشهای روشن دیده میشود. اینجا نیز روشنیها غلیظتر و تیرگیها نازکتر نقاشی شدهاند.
نکته: مشکلی رایج در نقاشیهای مبتدیان، استفادهی بیش از حد از لبههای سخت برای آسمان است. یادتان باشد: ابرها گریزان و گذرا هستند — قلمکاری و لبههای شما باید این را بازتاب دهند.

نمای نزدیک بعدی ارابه را همراه با اسبها و مردان نشان میدهد. به روشنیهای سفید اسکامبلشده روی آن توجه کنید — تکنیکی که کانستبل در بسیاری از نقاشیهایش برای تصویر کردن نور سوسوزن در سراسر منظره به کار میبرد. بسیاری از منتقدان آن زمان این را تکنیکی دستوپاچلفتی و گستاخ میدیدند. این گزیدهای از شمارهی مه ۱۸۳۱ مجلهی جنتلمن در ارجاع به نقاشی دیگری از کانستبل است:
«نمای کلیسای جامع سالزبری… گویا بلافاصله پس از یک کولاک برف گرفته شده… لکههای بیشمار سفید مرده که برای روشنیهای تصویر، یا شاید برای قطرههای باران پس از رگبار در نظر گرفته شدهاند، همه سردی یخزنندهی صبحی زمستانی را دارند.» — مجلهی جنتلمن، مه ۱۸۳۱، به روایت گالری تیت

درسهای کلیدی
- اگر میخواهید با هنرتان حرفی بزنید، نقاشی کردن در مقیاس بزرگتر را در نظر بگیرید. مجموعهی «ششفوتیهای» کانستبل به او کمک کرد از انبوه هنرمندان چشمگیر برجسته شود و راه را برای باقی کارنامهاش هموار کرد.
- من اغلب پیشنهاد میکنم مطالعههای کوچک در آمادهسازی برای آثار جدیتر انجام دهید. اما اگر منابع مشکلی نیست، انجام مطالعههای اندازهی واقعی را — چنانکه کانستبل کرد — در نظر بگیرید.
- وقتی در مقیاس بزرگ نقاشی میکنید، میتوانید جزئیات بیشتری جا دهید بیآنکه ناچار به قلمکاری موشکافانه باشید.
- محدود کردن دامنهی روشن و تیره میتواند ترکیببندی را منسجم کند. کانستبل پیشزمینه را در محدودهای تیره و آسمان را بیشتر در روشناییهای میانه نگه داشته است.
- رنگ غلیظ در روشنیها و لایههای نازک در سایهها، علاوه بر تضاد نوری، تضاد بافتی هم میسازند.
این را با نقلقول بینشمندانهی دیگری از کانستبل جمع میکنم:
«نقاش منظره باید با ذهنی فروتن در دشتها قدم بزند. هیچ انسان متکبری هرگز اجازه نیافت طبیعت را در همهی زیباییاش ببیند.» — جان کانستبل
منابع و اعتبار تصاویر
- Dan Scott, A Closer Look at The Hay Wain by John Constable, Draw Paint Academy
- رکورد رسمی The Hay Wain در نشنال گالری لندن
- گالری تیت — تکنیکها، مواد و نقاشیهای «ششفوتی» کانستبل
تصویر کامل اثر از ویکیمدیا کامنز و تصاویر تحلیلی از Draw Paint Academy دریافت شدهاند. اثر اصلی در نشنال گالری لندن نگهداری میشود.





نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ نخستین نفر باشید.