مقالهی مبنا: «رقص در مولن دو لا گالت»، آرتبل (Artble). مشاهدهی مقالهی اصلی
شناسنامهی اثر
- عنوان اصلی: Bal du moulin de la Galette (Dance at le Moulin de la Galette)
- نقاش: پیر آگوست رنوار
- تاریخ خلق: ۱۸۷۶
- تکنیک: رنگروغن روی بوم
- ابعاد: ۱۳۱ × ۱۷۵ سانتیمتر
- محل نگهداری: موزهی اورسه، پاریس

داستان و مضمون
رقص در مولن دو لا گالت، یا بال دو مولن دو لا گالت، یکی از مهمترین آثار رنوار در دههی ۱۸۷۰ است.
مولن دو لا گالت سالن رقص و کافهای روباز بود که بسیاری از هنرمندان ساکن پاریس به آن سر میزدند. رنوار در رقصهای بعدازظهر یکشنبه شرکت میکرد و از تماشای زوجهای شاد لذت میبرد. برای او این محیط بینقصی برای یک نقاشی فراهم میکرد.
بیشتر شخصیتهای تابلو دوستان رنوار بودند و چند مدل حرفهای نیز میان آنها دیده میشوند. بنابراین با ثبت اتفاقی مشتریان کافه روبهرو نیستیم؛ رنوار مجموعهای از پرترهها را برای ساختن صحنهای باورپذیر کنار هم چیده است.
تابلو نخستین بار در نمایشگاه امپرسیونیستها در سال ۱۸۷۷ به نمایش درآمد و شیوهی شخصی رنوار را نشان داد. دوستان او، فرانک لامی، نوربر گونوت و ژرژ ریویر، دور میز میانی نشستهاند.
ریویر که رنوار را بهخوبی میشناخت، همزمان با نمایشگاه در مجلهی لَنپرسیونیست نوشت که تابلو «صفحهای از تاریخ و تصویری گرانبها و دقیق از زندگی پاریسی» است. همهی منتقدان موافق نبودند و برخی ظاهر محو و ناتمام آن را نکوهش کردند.
رنوار که به نقاشیهای دلپذیرش شناخته میشود، رقص در مولن دو لا گالت را بهعنوان یکی از شادترین ترکیببندیهای مجموعهی آثارش دارد. امروز این اثر در موزهی اورسه پاریس به نمایش گذاشته شده و یکی از ستایششدهترین آثار تاریخ امپرسیونیسم است.
الهامهای اثر
«میخواهید بگویم به گمان من دو ویژگی یک اثر هنری چیست؟ اول، باید توصیفناپذیر باشد و دوم، باید تقلیدناپذیر.» — پیر آگوست رنوار
رنوار به تصویرهای شاد از زندگی معاصر شهرت داشت؛ آثاری که مانند لحظهای گذرا، حالوهوای یک مکان را ثبت میکنند. رقص در مولن دو لا گالت نمونهی کامل این گرایش است. صحنههای رقص، با جمعیتی سرگرم و پرتحرک، برای او جذاب بودند و این کافه نیز به خانهاش نزدیک بود.
بخش بزرگی از کارهای اولیهی رنوار از همتایان و دیگر هنرمندان الهام گرفته بود. در سال ۱۸۶۹ رنوار بسیار نزدیک با مونه کار کرد و هر دو بر نقاشی نور و آب تمرکز داشتند. در همین دوره بود که آنها تکنیکی را توسعه دادند که در مرکز امپرسیونیسم قرار گرفت. آنها کشف کردند که سایهها قهوهای یا سیاه نیستند، بلکه با اشیای پیرامونشان رنگ میگیرند؛ و «رنگ محلی» اشیا با نور و بازتابهای اشیای پیرامون تعدیل میشود.
در آن زمان سبک رنوار و مونه تقریباً یکسان بود، اما در دههی ۱۸۷۰ هر یک روشهای خودشان را کاویدند و بیشتر بهتنهایی کار کردند.
رقص در مولن دو لا گالت در کنار شباهتهایش با آثار مونه، تأثیرهایی از گسترهای از هنرمندان دیگر را هم نشان میدهد. رنوار در کارنامهی اولیهاش بهشدت از هنرمندی اوژن دلاکروا الهام گرفت؛ هموطن فرانسویای که کارش نمونهی رمانتیسم قرن نوزدهم بود. رنوار و دیگر امپرسیونیستها همچنین بهشدت از تکنیک دلاکروا تأثیر گرفتند؛ تکنیکی که در آن او رنگهای متضاد را با ضربههای کوچک قلممو به کار میبرد تا جلوهای بسیار پرجان بسازد.
روشنی نرم تابلو یادآور کامی کورو نیز هست؛ منظرهپردازی که میان سنت نئوکلاسیک و نقاشی در فضای بازِ پیش از امپرسیونیسم پلی مهم ساخت.
بهعلاوه رنوار واقعگرایی گوستاو کوربه و ادوار مانه را میستود. او همچنین ستایشگر بزرگ درک دگا از حرکت بود.
تحلیل اثر
تابلو مانند تصویری ناگهانی از زندگی پاریسی به نظر میرسد، اما ابعاد بزرگش آن را از بیشتر صحنههای روزمرهی آن دوره متمایز میکند. این یکی از جاهطلبانهترین ترکیببندیهای پیکرهای رنوار بود و زندگی تفریحی شهر را در مقیاسی نزدیک به نقاشی تاریخی نشان میداد.
ترکیببندی: رنوار، مانند مانه در موسیقی در تویلری، چهرهی دوستانش را در دل جمعیت گنجاند. قطع شدن بدنها در لبههای قاب نیز این حس را میسازد که مهمانی بیرون از تصویر ادامه دارد.
تجربهی نقاشی در فضای باز در آرژانتوی به او کمک کرد نور طبیعی را موضوعی اصلی کند، اما در اینجا انسانها، بهویژه زنان، کانون تصویرند.
ضربههای روشن قلممو به بدنها حرکت و به فضا عمق میدهند. لکههای آفتاب و سایه روی لباسها و چهرهها میافتند و ترکیببندی را زنده میکنند. روانی قلمزنی و بزرگی بوم، جاهطلبی رنوار را نشان میدهد.
پالت رنگ: رنوار از سیاه خالص و خط دورگیر روشن پرهیز میکند و فرمها را با کنار هم گذاشتن رنگهای روشن و سایههای رنگی میسازد؛ روشی شاخص در امپرسیونیسم.
رنوار از لکههای رنگ نرم استفاده میکند و این را با پیکرههای پرجانرنگ ترکیب میکند تا برداشتی از نور خالخالیشدهی تابیده از میان درختان بدهد. او لکههای نور را با صورتیها و بنفشهای نرم میسازد، در حالی که برای پیکرهها از سایههای جسورتر آبی، سرخ و سبز برای لباسها بهره میگیرد.
نورپردازی: استفادهی رنوار از نور در رقص در مولن دو لا گالت و همچنین طرحگونگی آن، نمونهوار امپرسیونیستی است. او پیکرهها را هم در آفتاب و هم در سایه غسل میدهد و لکههایی از نور طبیعی و مصنوعی ترکیببندی را تقسیم میکنند و سرزندگی صحنه را تصویر میکنند. نور خورشید بهخوبی با لباسهای تیره کنتراست میسازد و ضربههای قلمموی روشن رنوار حرکت به نقاشی میافزاید.
آفتابی که از میان برگها میگذرد، حسی تابستانی و بیواسطه میآفریند. رنوار در این ترکیببندی بزرگ، پرترهی گروهی، طبیعت بیجان و منظره را به هم پیوند میزند.
واکنش منتقدان
رنوار بهعنوان یکی از بنیانگذاران جنبش امپرسیونیست، کارش انتقاد بسیاری دریافت کرد و رقص در مولن دو لا گالت استثنا نبود و واکنشهای آمیختهای از بینندگان گرفت. اما امروز یکی از ستایششدهترین آثار دورهی امپرسیونیستی است.
واکنش نخستین: در حالی که بسیاری از منتقدان تکنیک ضربههای قلمموی روان و نور سوسوزن رنوار را ستودند، دیگران احساس میکردند این بوم برداشتی تا حدی مبهم از صحنه است.
مانند بسیاری از نقاشیهای او، استفادهی رقص در مولن دو لا گالت از نور حسی از سرزندگی میساخت که از قواعد سالون پیروی نمیکرد. سالون که بر سبکهای کلاسیک و نه معاصر تمرکز داشت، تصویر کردن سالنهای رقص از این نوع را نمیپسندید.
اما ژرژ ریویر، نویسنده و دوست خوب رنوار در آن زمان که خودش در این نقاشی حضور دارد، نقدی بر آن در مجلهی لَنپرسیونیست نوشت که همراه نمایشگاه منتشر شد. او آن را «صفحهای از تاریخ، تصویری گرانبها و بهشدت دقیق از زندگی پاریسی» توصیف کرد.
پس از مرگ: این بوم روح این صحنه را با شادی و شور ثبت میکند و برخی منتقدان استدلال میکنند که این بزرگترین تصویرگری مونمارتر و پاریس است.

منتقدی چون والدِمار یانوشچاک خوانشی تیرهتر پیشنهاد کرده است. او به چهرهی زنان، لبهای جدی و چشمهای سایهدارشان اشاره میکند و میپرسد آیا واقعاً از همراهی مردان خوشحالاند. این برداشت را نمیتوان قطعی دانست، اما خوشی ظاهری تابلو را پیچیدهتر میکند.
رقص در مولن دو لا گالت تصویری از یکی از محبوبترین سوژههای رنوار — سرگرمی — بود و روشن بود که او از نقاشی کردن سالنهای رقص، کنسرتها و کافهها لذت بسیاری میبرد. به گفتهی برخی، همین شور و شوق او را به دسترسپذیرترین و محبوبترین نقاش جهان تبدیل میکند.
نقاشیهای مرتبط
مولن دو لا گالت که نقطهای محبوب برای هنرمندان و نویسندگان بود، در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم موضوع نقاشیهای بسیاری شد. مانند رنوار، هنرمندانی چون پیکاسو و ونگوگ هم مشتاق ثبت حالوهوا و شادی آن بودند، هرچند هر بوم با بوم دیگر تفاوت دارد.

هانری دو تولوز-لوترک، مولن دو لا گالت، ۱۸۸۹: تولوز-لوترک در کنار سزان، ونگوگ و گوگن یکی از بزرگترین نقاشان دورهی پستامپرسیونیستی شمرده میشود. مانند رنوار، تولوز-لوترک هم به مونمارتر جذب شد؛ بهسبب حالوهوای تا حدی گذشتهگرایش و محبوبیتش میان همقطاران هنرمند.
تولوز-لوترک سیزده سال بعد همان کافه را از زاویهای مشابه کشید: مهمانان کنار میزها نشستهاند و زوجها در پسزمینه میرقصند. اما به جای آفتاب و رنگهای زندهی رنوار، قهوهایها و خاکستریهای تیره فضایی بستهتر میسازند. چهرهها نیز کمتر به بیننده نگاه میکنند و صحنه طبیعیتر و کمتر ژستگرفته به نظر میرسد.

وینسنت ونگوگ، مولن دو لا گالت، ۱۸۸۶: ونگوگ این نقاشی را در ۱۸۸۶ و در حالی که با برادرش در آپارتمانی در مونمارتر زندگی میکرد کامل کرد. نقاشی کردن در فضای بیرون او را واداشت جلوههای نور طبیعی را بکاود و نتیجهاش پالتی تابان است که از سوژههای معمول او با تُنهای غمگرفته فاصله میگیرد.
پابلو پیکاسو، مولن دو لا گالت، ۱۹۰۰: پیکاسو لو مولن دو لا گالت را در ۱۹۰۰ آفرید. او در آن به هنرمندان فرانسوی مانند تولوز-لوترک و اشتاینلن و همچنین هموطن کاتالانش رامون کاساس ادای احترام کرد.
تصویر پیکاسو از چراغهایی که در تاریکی میسوزند و زنانی با رژ لب، حالوهوایی بسیار متفاوت را بازنمایی میکرد و بومی رازآلودتر از بوم رنوار میساخت. پیکاسو از لباسهای مُدروزتری هم استفاده کرد. اما مانند آفرینش رنوار حدود چهارده سال پیشتر، کار پیکاسو به یک اجرای صحنهای شبیه است و پیکرههایش ژستگرفته به نظر میرسند. بهعلاوه، مردم بوم پیکاسو هم به بیننده نگاه میکنند. گویا هم پیکاسو و هم رنوار به هویت کسانی که میکشیدند اهمیت میدادند.
کیس فان دونگن، مولن دو لا گالت، ۱۹۰۴: فان دونگن ساکن باتو-لاووآر در مونمارتر بود و این محله موضوع شماری از آثارش شد. پیکاسو هم آنجا زندگی میکرد و با کارگاهی کنار فان دونگن، این دو دوستان محکمی شدند. فان دونگن با هنرش آزمایش میکرد و کارش در حال حرکت به سوی شکلی از اکسپرسیونیسم دیده میشد. صحنهی او در مولن دو لا گالت به گفتهی برخی، جای خود را به پرترهنگاری میداد.
هنرمند
رنوار بیش از همه با صحنههای دلپذیر زندگی و تصویر پیکرههای انسانی شناخته میشود. او از استادان و سنتهای گوناگون آموخت و سرانجام زبان شخصی خود را در امپرسیونیسم پدید آورد.
او منظره، پرتره، طبیعت بیجان و صحنههای زندگی مدرن کشید و در طول کارنامهاش بارها روش خود را تغییر داد. در دورهای از تجربههای تندتر امپرسیونیستی فاصله گرفت و به طراحی و سنت کلاسیک بازگشت، اما نور و لذت حسی رنگ در آثارش ماند. هزاران نقاشی او امروز از بازتولیدشدهترین تصاویر تاریخ هنرند.
دورهی هنری
رنوار همراه با همکلاسیهایش مونه، سیسلی و بازیل، جنبش امپرسیونیست را بنا گذاشتند. این هنرمندان جوان که هنر را به جهتی تازه میبردند، تکنیکهای تازه را آزمودند و رادیکالهای زمان خود شمرده میشدند، چون قواعد شکلهای سنتی نقاشی را شکستند و بیرون از کارگاه کار کردند.
هرچند امپرسیونیسم در فرانسه زمانی آغاز شد که چند نقاش دیگر با نقاشی در هوای آزاد آزمایش میکردند، رنوار و همتایانش تکنیکهای تازهای پروراندند که این جنبش را تعریف کرد؛ هنرشان بیواسطه بود و حرکت را با ترکیببندیهای صادقانه و رنگهای پرجان بازنمایی میکرد.
آنها که از سوی سالون رد شده بودند، آثارشان را در نمایشگاههای خصوصی به نمایش گذاشتند و برای نقاشیهای متمایز و مدرنشان حمایت به دست آوردند. آثارشان با استفاده از رنگهای روشن، ضربههای قلمموی پیدا و تأکید بر نور بهآسانی قابل تشخیص بود. سبکشان سوژهها و مناظر را بهطور طبیعی تصویر میکرد. مردم از این نگاه اصیل استقبال کردند، هرچند منتقدان هنری چنین نکردند.
سر برآوردن امپرسیونیسم الهامبخش بسیاری از هنرمندان دیگر آن زمان و در سراسر قرن نوزدهم شد و راه را برای گونههای دیگری از جنبشها گشود؛ از جمله نئوامپرسیونیسم، پستامپرسیونیسم، فوویسم و کوبیسم.
منابع و اعتبار تصاویر
- Dance at le Moulin de la Galette, Artble
- Gerhard Gruitrooy, Renoir: A Master of Impressionism, 2009.
- Jean Renoir, Renoir, My Father, 1964.
- رکورد رسمی Bal du moulin de la Galette در موزهی اورسه
تصاویر این صفحه بازتولید آثار در مالکیت عمومی هستند و از ویکیمدیا کامنز دریافت شدهاند. اثر اصلی در موزهی اورسه، پاریس نگهداری میشود.





نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ نخستین نفر باشید.