۲۰ تا از بهترین نقاشی‌های ونگوک؛ آشنایی با مشهورترین آثار ون‌گوگ و داستان پشت آن‌ها

خواندن ۲۲ دقیقه
تصویرسازی اختصاصی از جهان نقاشی‌های وینسنت ون‌گوگ با آسمان شب، سرو، آفتابگردان، زنبق و گندمزار
تصویرسازی اختصاصی از جهان نقاشی‌های وینسنت ون‌گوگ با آسمان شب، سرو، آفتابگردان، زنبق و گندمزار

۲۰ نقاشی مهم وینسنت ون‌گوگ را همراه داستان خلق، محل نگهداری و نکته‌های دیداری هر اثر بشناسید.

نام وینسنت ون‌گوگ بیش از هر چیز با آسمان‌های چرخان، زردهای درخشان، آبی‌های عمیق و ضربه‌قلم‌هایی شناخته می‌شود که حتی روی یک تصویر دیجیتال هم حضور فیزیکی رنگ را به بیننده یادآوری می‌کنند. بااین‌حال، محدودکردن نقاشی‌های ونگوک به «شب پرستاره» و «گل‌های آفتابگردان» بخش بزرگی از مسیر هنری او را پنهان می‌کند.

ون‌گوگ در فاصله‌ای نسبتاً کوتاه از زندگی حرفه‌ای خود از نقاشی تیره و زمخت زندگی دهقانان به یکی از شخصی‌ترین زبان‌های تصویری قرن نوزدهم رسید. برای شناخت او باید در کنار آثار مشهور، پرتره‌ها، منظره‌ها، فضای داخلی اتاق‌ها و حتی یک صندلی خالی را هم دید.

فهرست زیر رتبه‌بندی قطعی آثار ون‌گوگ نیست. «بهترین» در هنر معیار عددی ندارد. این ۲۰ نقاشی به این دلیل انتخاب شده‌اند که یا از مهم‌ترین آثار او هستند، یا مرحله‌ای تعیین‌کننده از تحول سبک او را نشان می‌دهند، یا برای فهم نگاهش به رنگ، طبیعت، انسان و نقاشی اهمیت ویژه‌ای دارند.

۱. شب پرستاره؛ The Starry Night

نمای کامل تابلوی شب پرستاره اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، شب پرستاره، ۱۸۸۹، موزه هنر مدرن نیویورک. منبع تصویر: بلاگ Artsper.

سال خلق: ۱۸۸۹

اگر قرار باشد فقط یک نقاشی نماد تمام آثار ون‌گوگ باشد، احتمالاً «شب پرستاره» انتخاب بیشتر مردم است. اما شهرت فوق‌العاده آن گاهی باعث می‌شود خود نقاشی کمتر دیده شود.

ون‌گوگ هنگام اقامت در آسایشگاه سن‌پل دو موزول در سن‌رمی فرانسه این اثر را کشید. منظره از چشم‌انداز اطراف محل اقامت او الهام گرفته بود، اما آنچه روی بوم می‌بینیم کپی مستقیم منظره نیست. خود روستا از پنجره اتاق او به این شکل دیده نمی‌شد و بخش‌های مختلف نقاشی حاصل ترکیب مشاهده، حافظه و تغییرات آگاهانه هنرمند بودند. اثر نیز برخلاف تصور رایج، شبانه مقابل منظره نقاشی نشده است؛ ون‌گوگ آن را طی چند جلسه در طول روز تکمیل کرد.

چیزی که باید در این نقاشی دنبال کرد، فقط ستاره‌ها نیست. تقریباً هیچ قسمت آسمان آرام نیست. خطوط رنگ به دور ستاره‌ها حلقه می‌زنند، ابر یا جریان هوا مانند موج حرکت می‌کند و سرو تیره سمت چپ از زمین تا آسمان بالا رفته است.

در پایین این آشوب، روستا تقریباً آرام است. همین تضاد یکی از نیروهای اصلی اثر را می‌سازد: سکون زمین در برابر آسمانی که انگار زنده است.

«شب پرستاره» نمونه روشنی از فاصله گرفتن ون‌گوگ از بازنمایی صرف طبیعت است. او دیگر نمی‌خواهد فقط بگوید آسمان چه شکلی است؛ رنگ، خط و ضربه قلم را طوری سازمان می‌دهد که تجربه دیدن آسمان را تشدید کند.

نکته جالب: این اثر برخلاف تصور بعضی گردشگران در موزه ون‌گوگ آمستردام نیست؛ در مجموعه موزه هنر مدرن نیویورک، MoMA، نگهداری می‌شود. حتی موزه ون‌گوگ اعلام کرده که پرسش «شب پرستاره کجاست؟» یکی از پرتکرارترین پرسش‌های بازدیدکنندگان آن است.

۲. گل‌های آفتابگردان؛ Sunflowers

نمای کامل تابلوی آفتابگردان‌ها، نسخه ۱۸۸۸ گالری ملی لندن
وینسنت ون‌گوگ، آفتابگردان‌ها، ۱۸۸۸، گالری ملی لندن. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال نسخه مشهور لندن: ۱۸۸۸

وقتی درباره «آفتابگردان‌های ون‌گوگ» صحبت می‌کنیم، درواقع با یک نقاشی واحد روبه‌رو نیستیم. او مجموعه‌ای از طبیعت بی‌جان‌های آفتابگردان خلق کرد و چند نسخه از ترکیب گل‌ها در گلدان وجود دارد. نسخه سال ۱۸۸۸ گالری ملی لندن یکی از مشهورترین آن‌هاست.

ون‌گوگ در آرل این مجموعه را زمانی آغاز کرد که منتظر آمدن پل گوگن بود. بخشی از آفتابگردان‌ها قرار بود برای تزئین اتاق گوگن در خانه زرد استفاده شوند. گالری ملی لندن توضیح می‌دهد که ون‌گوگ در مجموع هفت نسخه از این گروه آفتابگردان‌ها را در سال‌های ۱۸۸۸ و ۱۸۸۹ ساخت؛ پنج نسخه امروز در موزه‌ها قابل مشاهده‌اند.

موضوع در ظاهر بسیار ساده است: گلدانی پر از گل.

اما ون‌گوگ تقریباً یک نقاشی کامل را بر خانواده‌ای از زردها بنا می‌کند. گلبرگ، پس‌زمینه، میز و قسمت‌هایی از گلدان در طیف‌های گوناگون زرد و زرد-قهوه‌ای قرار گرفته‌اند.

گل‌ها نیز در یک مرحله از زندگی نیستند. برخی بازند، بعضی خم شده‌اند و برخی سرهای سنگین و دانه‌دار خود را پایین انداخته‌اند. به همین دلیل نقاشی فقط تصویری تزئینی از گل نیست؛ چرخه شکوفایی، بلوغ و پژمردگی هم در آن حضور دارد.

از نزدیک، ضخامت رنگ اهمیت زیادی پیدا می‌کند. در بخش‌هایی از گل‌ها رنگ آن‌قدر ضخیم قرار گرفته که سطح بوم تقریباً برجسته شده است؛ تکنیکی که معمولاً با اصطلاح Impasto شناخته می‌شود.

۳. کافه‌تراس در شب؛ Café Terrace at Night

نمای کامل تابلوی کافه‌تراس در شب اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، کافه‌تراس در شب، ۱۸۸۸، موزه کرولر–مولر. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۸۸

«کافه‌تراس در شب» یکی از اولین نقاطی است که می‌توان علاقه جدی ون‌گوگ به نقاشی شب را در آن دید.

برخلاف سنتی که شب را عمدتاً با سیاه، خاکستری و قهوه‌ای تیره نمایش می‌داد، ون‌گوگ می‌خواست نشان دهد تاریکی هم پر از رنگ است. او این صحنه را در آرل و در فضای باز نقاشی کرد.

مرکز بصری نقاشی همان کافه روشن است. زرد، نارنجی و سبز نور مصنوعی در برابر آبی عمیق آسمان قرار می‌گیرند. ون‌گوگ متوجه شده بود که افزایش زرد و نارنجی، آبی اطراف را نیز شدیدتر نشان می‌دهد.

جالب‌تر اینکه آسمان این اثر تزئینی و تصادفی نیست. پژوهش‌های بعدی نشان داده‌اند موقعیت ستارگان با آسمان آرل در حدود شب ۱۶ یا ۱۷ سپتامبر ۱۸۸۸ سازگار است. موزه کرولر-مولر این نقاشی را نخستین آسمان پرستاره مهم در مجموعه آثار ون‌گوگ معرفی می‌کند.

به مسیر سنگ‌فرش هم نگاه کنید. خطوط کف خیابان چشم را از پیش‌زمینه به عمق کوچه می‌برند. در نتیجه با وجود تخت‌بودن رنگ‌ها، نقاشی عمق قدرتمندی پیدا می‌کند.

۴. شب پرستاره بر فراز رون؛ Starry Night Over the Rhône

نمای کامل تابلوی شب پرستاره بر فراز رون اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، شب پرستاره بر فراز رون، ۱۸۸۸، موزه اورسی. منبع تصویر: بلاگ Artsper.

سال خلق: ۱۸۸۸

یک سال پیش از «شب پرستاره» معروف، ون‌گوگ آسمان دیگری را در آرل نقاشی کرده بود: ستاره‌ها بر فراز رود رون.

این دو اثر را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت.

در «شب پرستاره بر فراز رون»، با منظره‌ای بسیار واقعی‌تر مواجهیم. چراغ‌های گازی شهر در ساحل مقابل قرار دارند و انعکاس نارنجی و زردشان به شکل ستون‌هایی لرزان وارد آب شده است.

در پیش‌زمینه، دو انسان کوچک کنار رود ایستاده‌اند. همین حضور انسانی تفاوت مهمی با «شب پرستاره» سن‌رمی ایجاد می‌کند؛ در اینجا شب فقط یک منظره کیهانی نیست، فضایی است که انسان نیز در آن زندگی می‌کند.

ون‌گوگ ماه‌ها پیش از کشیدن این اثر درباره علاقه‌اش به نقاشی یک آسمان پرستاره نوشته بود. موزه اورسی توضیح می‌دهد که او در سپتامبر ۱۸۸۸ سرانجام این ایده را در چند اثر شبانه، از جمله کافه‌تراس و منظره رود رون، عملی کرد.

اگر به رنگ‌های نقاشی دقت کنید، متوجه می‌شوید «شب» برای ون‌گوگ مترادف سیاهی نیست. آبی پروس، اولترامارین و کبالت در کنار نارنجی چراغ‌ها شب را می‌سازند.

۵. اتاق خواب در آرل؛ The Bedroom

نسخه نخست اتاق خواب در آرل اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، اتاق خواب در آرل، نسخه نخست، ۱۸۸۸، موزه ون‌گوگ. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

نسخه نخست: ۱۸۸۸

تخت، دو صندلی، میز کوچک، چند تصویر روی دیوار و تعدادی وسیله شخصی؛ موضوع یکی از مشهورترین نقاشی‌های تاریخ هنر همین است.

ون‌گوگ اتاق خواب خود در «خانه زرد» آرل را نقاشی کرد؛ خانه‌ای که برای مدتی آن را چیزی شبیه فضای شخصی و پایگاه زندگی هنری رؤیایی خود می‌دید.

او سه نسخه نقاشی‌شده از این اتاق ساخت. نسخه نخست متعلق به ۱۸۸۸ است و دو نسخه دیگر در ۱۸۸۹ ساخته شدند. امروز این نسخه‌ها در مجموعه‌های مختلف از جمله موزه ون‌گوگ، مؤسسه هنر شیکاگو و موزه اورسی قرار دارند.

یکی از جالب‌ترین ویژگی‌های تصویر، پرسپکتیو آن است. خطوط اتاق کاملاً مطابق پرسپکتیو آکادمیک و هندسی رفتار نمی‌کنند. تخت بزرگ‌تر از انتظار به نظر می‌رسد و فضای اتاق کمی کج و فشرده شده است.

اما این «اشتباه» را نباید فقط ناتوانی فنی دانست. رنگ‌ها و ساده‌سازی فرم‌ها اتاق را از یک ثبت معماری به تصویری شخصی تبدیل کرده‌اند.

اگر برای اولین بار این اثر را می‌بینید، به زوج‌های رنگی توجه کنید: زرد تخت و صندلی‌ها در برابر آبی دیوار، قرمز پتوی تخت در برابر سبز پنجره و تضادهای دیگر. ساختار رنگی اتاق به اندازه وسایل آن اهمیت دارد.

۶. زنبق‌ها؛ Irises

نمای کامل تابلوی زنبق‌ها اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، زنبق‌ها، ۱۸۸۹، موزه جی. پل گتی. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۸۹

ون‌گوگ تنها یک روز پس از ورود داوطلبانه به بیمارستان روان‌پزشکی سن‌پل دو موزول در سن‌رمی شروع به نقاشی «زنبق‌ها» کرد. موضوع مقابل او در باغ بیمارستان قرار داشت.

ترکیب اثر غیرمعمول است. تقریباً خبری از آسمان یا افق نیست. بیننده مستقیماً مقابل انبوه گیاهان قرار گرفته و حتی بعضی از گل‌ها و برگ‌ها توسط لبه‌های بوم قطع شده‌اند.

این شیوه کادربندی یکی از جاهایی است که علاقه ون‌گوگ به چاپ‌های ژاپنی را می‌توان احساس کرد.

هر گل نیز کمی متفاوت است. ون‌گوگ یک الگوی واحد را بارها تکثیر نکرده؛ خمیدگی و جهت گلبرگ‌ها تغییر می‌کند و یک زنبق روشن در میان زنبق‌های دیگر به نقطه‌ای متمایز تبدیل شده است.

تحقیقات جدید Getty نکته جذاب دیگری را نیز آشکار کرده‌اند: زنبق‌هایی که امروز عمدتاً آبی دیده می‌شوند، در ابتدا بیشتر به سمت بنفش متمایل بوده‌اند. تغییرات شیمیایی برخی رنگدانه‌ها طی بیش از یک قرن ظاهر رنگی نقاشی را تغییر داده است.

این مسئله یادآوری مهمی درباره نقاشی‌های تاریخی است: اثری که امروز در موزه می‌بینیم الزاماً از نظر رنگ دقیقاً همان چیزی نیست که نقاش در روز پایان کار دیده است.

۷. شکوفه‌های بادام؛ Almond Blossom

نمای کامل تابلوی شکوفه‌های بادام اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، شکوفه‌های بادام، ۱۸۹۰، موزه ون‌گوگ. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۹۰

این اثر از نظر حال‌وهوا با بسیاری از تصاویری که مردم از زندگی ون‌گوگ در ذهن دارند فاصله زیادی دارد.

شاخه‌های بادام تقریباً تمام تصویر را گرفته‌اند و پشت آن‌ها آسمانی آبی و نسبتاً یکدست قرار دارد. خبری از زمین، افق یا فضای سه‌بعدی متعارف نیست.

ون‌گوگ این نقاشی را برای تولد برادرزاده‌اش Vincent Willem کشید؛ کودکی که نام وینسنت را از عمویش گرفته بود. شکوفه‌ای که بعد از زمستان ظاهر می‌شود، در این زمینه معنای تولد و آغاز زندگی جدید پیدا می‌کند.

تأثیر چاپ‌های ژاپنی در این اثر کاملاً مهم است: قطع شدن شاخه‌ها توسط کادر، زمینه تقریباً تخت و تمرکز بر خطوط پیرامونی فرم‌ها با بسیاری از ترکیب‌بندی‌های هنر چاپی ژاپن قرابت دارد.

از طرف دیگر، رنگ‌ها نسبت به بسیاری از آثار متأخر او آرام‌تر هستند. اگر کسی ون‌گوگ را فقط با حرکت خشن قلم و آسمان‌های پیچان می‌شناسد، «شکوفه‌های بادام» نشان می‌دهد دامنه زبان تصویری او بسیار وسیع‌تر بوده است.

۸. گندمزار با کلاغ‌ها؛ Wheatfield with Crows

نمای کامل تابلوی گندمزار با کلاغ‌ها اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، گندمزار با کلاغ‌ها، ۱۸۹۰، موزه ون‌گوگ. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۹۰

راهی که وارد گندمزار می‌شود اما پیش از رسیدن به افق منشعب یا ناپدید می‌شود، آسمان بسیار تیره و گروهی کلاغ در بالای مزرعه؛ عناصر این نقاشی آن‌قدر با مرگ ون‌گوگ پیوند خورده‌اند که سال‌ها این تصور رواج داشت که «گندمزار با کلاغ‌ها» آخرین نقاشی اوست.

این ادعا درست نیست.

موزه ون‌گوگ صراحتاً توضیح می‌دهد که ون‌گوگ پس از این اثر نیز چند نقاشی دیگر ساخت؛ بنابراین نمی‌توان آن را آخرین نقاشی او دانست.

بااین‌حال، ارتباط دادن اثر با احساسات دشوار ون‌گوگ کاملاً بدون سند نیست. او درباره برخی از منظره‌های گندمزار این دوره نوشته بود که قصد داشته در آن‌ها «اندوه» و «تنهایی شدید» را بیان کند. نکته جالب این است که بلافاصله اضافه می‌کند همین طبیعت برایش چیزی سالم و نیرو‌بخش نیز داشته است. بنابراین خواندن نقاشی صرفاً به عنوان «تصویر خودکشی قریب‌الوقوع» آن را بیش از حد ساده می‌کند.

به پهنای غیرمعمول تصویر هم توجه کنید. سطح وسیع گندم تقریباً مثل نواری زرد در برابر آبی تیره آسمان قرار گرفته است و مسیرهای سبز-قهوه‌ای آن را می‌شکافند.

۹. سیب‌زمینی‌خورها؛ The Potato Eaters

نمای کامل تابلوی سیب‌زمینی‌خورها اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، سیب‌زمینی‌خورها، ۱۸۸۵، موزه ون‌گوگ. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۸۵

اگر کسی «سیب‌زمینی‌خورها» را بدون شناخت قبلی ببیند، شاید حتی حدس نزند این نقاشی متعلق به همان هنرمندی است که چند سال بعد «آفتابگردان‌ها» و «شب پرستاره» را خلق کرد.

رنگ‌ها بسیار تیره‌اند. پنج نفر دور میز کوچکی جمع شده‌اند و تنها منبع مهم نور چراغ بالای سرشان است.

ون‌گوگ عمداً نمی‌خواست دهقانان را زیبا یا ایده‌آل کند. دست‌های زمخت، چهره‌های استخوانی و فضای ساده خانه بخشی از ایده اثر بودند. موزه ون‌گوگ توضیح می‌دهد که او می‌خواست یک «نقاشی واقعی دهقانی» بسازد و زندگی سخت کشاورزان را بدون بزک‌کردن نمایش دهد.

این نقاشی همچنین برای فهم تحول ون‌گوگ حیاتی است. فقط چند سال بعد، آشنایی با امپرسیونیسم، نئوامپرسیونیسم، نقاشان معاصر پاریس و چاپ‌های ژاپنی پالت او را کاملاً تغییر داد.

اگر «سیب‌زمینی‌خورها» را کنار «کافه‌تراس در شب» بگذارید، یکی از سریع‌ترین تحولات سبکی یک نقاش بزرگ را مقابل خود خواهید داشت؛ فاصله دو اثر فقط حدود سه سال است.

۱۰. خودنگاره ۱۸۸۹؛ Self-Portrait

خودنگاره سال ۱۸۸۹ وینسنت ون‌گوگ با کت آبی
وینسنت ون‌گوگ، خودنگاره، ۱۸۸۹، موزه اورسی. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

ون‌گوگ پرتره‌های متعددی از خودش کشید. موزه اورسی تعداد خودنگاره‌های نقاشی‌شده یا طراحی‌شده او را بیش از ۴۰ اثر اعلام می‌کند. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، خودنگاره سال ۱۸۸۹ این موزه است.

زمینه تصویر تقریباً ثابت نیست. خطوط پیچان آبی و سبز اطراف بدن حرکت می‌کنند و همین ریتم در مو و ریش او ادامه پیدا می‌کند.

در مقابل، بدن نسبتاً بی‌حرکت است.

این تضاد باعث می‌شود چهره حتی بدون اغراق نمایشی، بسیار متمرکز و شدید به نظر برسد.

یکی از دلایل تعداد زیاد خودنگاره‌های ون‌گوگ نیز کاملاً عملی بود: مدل در دسترس و رایگان بود. اما به مرور، خودنگاره برای او به آزمایشگاهی برای رنگ، ضربه قلم و مسئله بازنمایی شخصیت تبدیل شد.

نکته مهم دیگر این است که نباید همه خودنگاره‌های او را گزارش مستقیم وضعیت روانی‌اش دانست. آن‌ها آثار طراحی‌شده هنری هستند؛ رنگ زمینه، لباس، زاویه سر و خطوط صورت تصمیمات تصویری‌اند، نه نمودار پزشکی.

۱۱. کافه شبانه؛ The Night Café

نمای کامل فضای داخلی تابلوی کافه شبانه اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، کافه شبانه، ۱۸۸۸، گالری هنر دانشگاه ییل. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۸۸

«کافه‌تراس در شب» و «کافه شبانه» تقریباً هم‌دوره‌اند، اما احساس کاملاً متفاوتی ایجاد می‌کنند.

در اولی، نور گرم کافه در دل شب می‌تواند دعوت‌کننده باشد. در دومی، فضای داخلی کافه عمداً آزاردهنده است.

دیوارها قرمزند. میز بیلیارد سبز عظیمی تقریباً به سمت بیننده رانده شده است. چراغ‌ها حلقه‌های زرد ایجاد کرده‌اند و خطوط پرسپکتیو کف و دیوارها به شکلی غیرعادی تند به عمق تصویر می‌روند.

ون‌گوگ خودش درباره هدف این اثر نوشته بود که می‌خواهد نشان دهد چنین کافه‌ای می‌تواند مکانی باشد که انسان در آن «خود را تباه کند، دیوانه شود یا مرتکب جرم شود». Yale نیز بر استفاده آگاهانه او از برخورد قرمزها و سبزها برای ایجاد احساس بی‌قراری تأکید می‌کند.

در نتیجه رنگ در اینجا قرار نیست زیبا باشد. رنگ نقش روان‌شناختی دارد.

همین نکته برای فهم بخش بزرگی از هنر متأخر ون‌گوگ مهم است: او از رنگ فقط برای توصیف ظاهر اشیا استفاده نمی‌کند؛ رنگ می‌تواند کیفیت احساسی صحنه را تغییر دهد.

۱۲. گندمزار با سروها؛ Wheat Field with Cypresses

نمای کامل تابلوی گندمزار با سروها اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، گندمزار با سروها، ۱۸۸۹، موزه متروپولیتن نیویورک. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۸۹

ون‌گوگ در سن‌رمی بارها به سروها بازگشت. شکل بلند، تیره و شعله‌مانند این درختان برای ترکیب‌بندی‌های او بسیار مناسب بود.

در «گندمزار با سروها» تقریباً همه چیز حرکت می‌کند.

گندم‌ها با ضربه‌های خمیده ساخته شده‌اند. بوته‌ها موج دارند. کوه‌ها نرم و متحرک‌اند و ابرها به توده‌هایی پیچان تبدیل شده‌اند.

متروپولیتن می‌گوید ون‌گوگ این منظره آفتابی را یکی از بهترین نقاشی‌های تابستانی خودش می‌دانست و چند نسخه و بازآفرینی از ترکیب آن ساخت.

اگر از نزدیک به اثر نگاه کنید، متوجه می‌شوید حرکت طبیعت بیش از آنکه از طراحی دقیق برگ‌ها و شاخه‌ها حاصل شود، از جهت ضربه‌های قلم ساخته شده است.

این یکی از ویژگی‌های مهم ون‌گوگ است: ضربه قلم فقط ابزار پرکردن شکل نیست؛ خودش بخشی از موضوع نقاشی می‌شود.

۱۳. درختان زیتون؛ The Olive Trees

نمای کامل تابلوی درختان زیتون اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، درختان زیتون، ۱۸۸۹، موزه هنر مدرن نیویورک. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۸۹

اگر «شب پرستاره» طبیعت شبانه سن‌رمی باشد، «درختان زیتون» را می‌توان همتای روزانه آن دید.

MoMA براساس نامه‌های ون‌گوگ توضیح می‌دهد که این منظره زیتون و «شب پرستاره» تقریباً همزمان ساخته شدند و ون‌گوگ درباره هر دو به برادرش تئو نوشت.

شکل درختان تقریباً پیچ خورده است. زمین نیز آرام و مسطح نیست؛ خطوط روی خاک موج می‌خورند و حتی ابر سفید بالای کوه‌ها حالتی حجیم و مارپیچی دارد.

ون‌گوگ خودش اذعان کرده بود که فرم‌ها را تشدید کرده است. بنابراین اگر درخت زیتون واقعی را کنار این اثر قرار دهید، شباهت طبیعی وجود دارد اما هدف او بازسازی عکاسانه منظره نیست.

این همان نقطه‌ای است که ون‌گوگ به یکی از مهم‌ترین پیش‌زمینه‌های اکسپرسیونیسم تبدیل می‌شود: جهان واقعی هنوز وجود دارد، اما هنرمند آن را از صافی تجربه شخصی خود عبور می‌دهد.

۱۴. خانه زرد؛ The Yellow House

نمای کامل تابلوی خانه زرد اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، خانه زرد، ۱۸۸۸، موزه ون‌گوگ. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۸۸

«خانه زرد» فقط یک ساختمان در زندگی ون‌گوگ نبود.

او پس از رفتن به آرل بخشی از این ساختمان را اجاره کرد و برای اولین بار فضایی داشت که می‌توانست تا حد زیادی آن را خانه و کارگاه خودش بداند.

مهم‌تر اینکه رؤیایی بزرگ‌تر داشت: ایجاد محیطی که هنرمندان بتوانند کنار یکدیگر زندگی و کار کنند. پل گوگن سرانجام دعوت او را پذیرفت و مدتی در همین خانه با ون‌گوگ زندگی کرد، اما همکاری آن‌ها فقط حدود دو ماه دوام آورد.

در نقاشی، زرد ساختمان در برابر آبی شدید آسمان قرار گرفته است. رنگ‌ها آن‌قدر تمیز و روشن‌اند که شهر تقریباً شبیه مجموعه‌ای از قطعات رنگی کنار یکدیگر دیده می‌شود.

برای شناخت زندگی ون‌گوگ، دیدن این اثر در کنار «اتاق خواب» اهمیت دارد. یکی نمای بیرونی خانه است و دیگری خصوصی‌ترین فضای داخل آن.

۱۵. بذرپاش؛ The Sower

نمای کامل تابلوی بذرپاش با خورشید بزرگ زرد اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، بذرپاش، ۱۸۸۸، موزه کرولر–مولر. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق نسخه کرولر-مولر: ۱۸۸۸

موضوع مردی که بذر می‌پاشد، اختراع ون‌گوگ نبود. او سال‌ها شیفته آثار ژان‌فرانسوا میله بود و بارها از «بذرپاش» میله طراحی کرده بود.

اما در آرل تصمیم گرفت نسخه‌ای کاملاً متعلق به زبان خودش بسازد.

در نقاشی سال ۱۸۸۸، خورشید مانند صفحه‌ای بزرگ پشت سر مرد قرار گرفته و رنگ‌های زرد، نارنجی، بنفش و آبی با شدت زیادی مقابل هم قرار گرفته‌اند.

موزه کرولر-مولر نکته جالبی درباره این ترکیب مطرح می‌کند: مرد در حال کاشت بذر است، اما پشت سر او گندم رسیده نیز دیده می‌شود. بنابراین زمان طبیعی در یک لحظه فشرده شده است؛ کاشت و محصول همزمان حضور دارند و چرخه طبیعت را تداعی می‌کنند.

به اندازه انسان نیز توجه کنید. بذرپاش قهرمان عظیم تصویر نیست. زمین و خورشید بسیار مهم‌تر از او هستند.

این اثر نمونه خوبی برای دیدن رابطه پیچیده ون‌گوگ با نقاشان گذشته است: او فقط از آن‌ها کپی نمی‌کرد؛ یک موضوع قدیمی را می‌گرفت و با زبان رنگی جدید بازسازی می‌کرد.

۱۶. در آستانه ابدیت؛ At Eternity's Gate

نمای کامل تابلوی در آستانه ابدیت اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، در آستانه ابدیت، ۱۸۹۰، موزه کرولر–مولر. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال نسخه رنگ‌روغن: ۱۸۹۰

پیرمرد روی صندلی نشسته، بدنش را خم کرده و صورتش را میان دو مشت گرفته است.

یکی از تأثیرگذارترین تصاویر ون‌گوگ همین ترکیب ساده است.

اما داستان اثر جالب‌تر از آن چیزی است که از تاریخ ۱۸۹۰ تصور می‌شود. ایده اصلی بسیار قدیمی‌تر بود. ون‌گوگ در سال ۱۸۸۲ طرحی از مردی سالخورده در همین وضعیت ساخته بود و هشت سال بعد در سن‌رمی به آن بازگشت.

نسخه ۱۸۹۰ بنابراین ثبت یک لحظه تصادفی در روزهای پایانی زندگی او نیست؛ بازخوانی موضوعی است که تقریباً از ابتدای فعالیت هنری‌اش همراهش بوده است. موزه کرولر-مولر توضیح می‌دهد که او در نسخه جدید ترکیب را تغییر داد و احتمالاً جزئیاتی از فضای آسایشگاه را نیز وارد آن کرد.

رنگ آبی لباس در برابر زرد و نارنجی کف و صندلی قرار دارد. همین تضاد، بدن خم‌شده مرد را از محیط جدا می‌کند.

عنوان رایج اثر، «در آستانه ابدیت»، سبب شده تفسیرهای مذهبی و وجودی متعددی درباره آن شکل بگیرد؛ اما حتی بدون دانستن عنوان، وضعیت فیزیکی بدن برای انتقال فرسودگی و اندوه کافی است.

۱۷. کلیسای اوور؛ The Church at Auvers

نمای کامل تابلوی کلیسای اوور اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، کلیسای اوور، ۱۸۹۰، موزه اورسی. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۹۰

این کلیسا واقعاً وجود دارد و هنوز هم در اوور-سور-اواز قابل مشاهده است. اما ون‌گوگ قصد نداشت یک تصویر معماری دقیق از آن بسازد.

ساختمان در نقاشی تقریباً موج می‌خورد.

دیوارها و سقف خطوطی کاملاً ثابت ندارند و دو مسیر اطراف کلیسا مانند جریان‌هایی در دو سوی ساختمان حرکت می‌کنند. آسمان آبی تیره نیز باعث می‌شود کلیسای روشن‌تر بیش از پیش از محیط جدا شود.

موزه اورسی اشاره می‌کند که اگر این اثر را با مجموعه کلیساهای روئن کلود مونه مقایسه کنیم، تفاوت رویکرد دو نقاش آشکار می‌شود. مونه بیشتر به تغییرات نور روی ساختمان توجه داشت؛ ون‌گوگ ساختمان واقعی را به ماده‌ای برای بیان شخصی تبدیل می‌کند.

نقاشی بین ۴ تا ۸ ژوئن ۱۸۹۰ ساخته شد؛ یعنی کمتر از دو ماه پیش از مرگ ون‌گوگ.

به زن کوچکی که روی مسیر سمت چپ حرکت می‌کند نیز توجه کنید. حضور او مقیاس ساختمان را مشخص می‌کند و در عین حال بر تنهایی فضای اطراف می‌افزاید.

۱۸. پرتره دکتر گاشه؛ Portrait of Dr. Gachet

پرتره دکتر گاشه با کلاه سفید و گیاه دیجیتالیس
وینسنت ون‌گوگ، پرتره دکتر گاشه، نسخه موزه اورسی، ۱۸۹۰. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۹۰

پل گاشه پزشکی بود که پس از خروج ون‌گوگ از سن‌رمی و رفتن او به اوور با هنرمند ارتباط داشت. او خودش نیز به هنر علاقه داشت و با هنرمندان مختلفی آشنا بود.

ون‌گوگ از گاشه دو نسخه مهم پرتره ساخت.

در نسخه موزه اورسی، پزشک سرش را روی دست قرار داده است؛ ژستی که از دیرباز برای نمایش مالیخولیا و اندیشه استفاده می‌شد.

روی میز گیاه Digitalis یا Foxglove دیده می‌شود؛ گیاهی دارویی که حضورش با هویت پزشک ارتباط مستقیم دارد. موزه اورسی نیز به نقش آن در ساختار معنایی پرتره اشاره می‌کند.

آنچه اثر را جالب می‌کند این است که ون‌گوگ نمی‌خواهد صرفاً قیافه یک پزشک را ثبت کند. حالت بدن، صورت، رنگ سرد لباس و زمینه همه در ساختن شخصیت دخالت دارند.

او درباره این پرتره به نوعی بیان مالیخولیای زمانه فکر می‌کرد. بنابراین دکتر گاشه فقط یک فرد نیست؛ نمونه‌ای از پرتره‌ای است که در آن شباهت ظاهری باید به نوعی شناخت روانی تبدیل شود.

۱۹. صندلی ون‌گوگ؛ Van Gogh's Chair

نمای کامل صندلی چوبی ون‌گوگ با پیپ و تنباکو
وینسنت ون‌گوگ، صندلی ون‌گوگ، ۱۸۸۸، گالری ملی لندن. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۸۸۸

چطور یک صندلی خالی می‌تواند پرتره یک انسان باشد؟

ون‌گوگ در آرل دو صندلی را نقاشی کرد: صندلی خودش و صندلی پل گوگن.

این دو اثر عملاً به صورت «پرتره بدون چهره» عمل می‌کنند.

صندلی ون‌گوگ ساده، چوبی و روستایی است. روی نشیمن آن پیپ و تنباکو قرار دارد. فضا روشن است. در مقابل، صندلی گوگن پیچیده‌تر است، کتاب روی آن دیده می‌شود و محیط شبانه با نور مصنوعی روشن شده است.

گالری ملی لندن این دو اثر را بازنمایی شخصیت و حتی تفاوت دیدگاه هنری دو نقاش می‌داند.

اینجا غیبت انسان تبدیل به موضوع شده است.

بیننده کسی را روی صندلی نمی‌بیند، اما اشیا درباره صاحب آن اطلاعات می‌دهند. به همین دلیل اثر می‌تواند برای شناخت مفهوم طبیعت بی‌جان در هنر ون‌گوگ بسیار مفید باشد؛ شیء نزد او الزاماً شیئی خنثی نیست.

به زاویه دید هم دقت کنید. انگار کمی بالاتر از صندلی ایستاده‌ایم و به سمت آن نگاه می‌کنیم. پرسپکتیو شدید کف نیز باعث می‌شود صندلی بیشتر به سمت فضای بیننده جلو بیاید.

۲۰. ریشه‌های درخت؛ Tree Roots

نمای کامل تابلوی ریشه‌های درخت اثر وینسنت ون‌گوگ
وینسنت ون‌گوگ، ریشه‌های درخت، ۱۸۹۰، موزه ون‌گوگ. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ژوئیه ۱۸۹۰

«ریشه‌های درخت» شاید به اندازه «شب پرستاره» برای عموم شناخته‌شده نباشد، اما برای فهم پایان مسیر هنری ون‌گوگ اثری استثنایی است.

در نگاه اول حتی تشخیص موضوع ساده نیست.

ریشه‌ها، تنه‌ها، برگ‌ها، خاک و گیاهان به شبکه‌ای از آبی، سبز، زرد و قهوه‌ای تبدیل شده‌اند. افق وجود ندارد و تقریباً هیچ فضای خالی برای استراحت چشم باقی نمانده است.

اثر در بعضی قسمت‌ها به نقاشی انتزاعی قرن بیستم نزدیک به نظر می‌رسد؛ با این تفاوت که همچنان موضوع واقعی، یعنی ریشه‌ها و پوشش گیاهی کنار جاده، مبنای آن است.

«ریشه‌های درخت» اکنون یکی از جدی‌ترین گزینه‌ها برای آخرین نقاشی ون‌گوگ محسوب می‌شود. پژوهشگران محل احتمالی سوژه آن را در اوور شناسایی کرده‌اند و موزه ون‌گوگ نیز اعلام کرده که شواهد، این اثر را به روزهای بسیار پایانی زندگی هنرمند مربوط می‌کنند. همین موضوع یکی دیگر از دلایلی است که روایت مشهور «گندمزار با کلاغ‌ها آخرین نقاشی ون‌گوگ بود» را باید کنار گذاشت.

اما ارزش «ریشه‌های درخت» صرفاً به آخرین‌بودنش وابسته نیست.

اگر «سیب‌زمینی‌خورها» در ابتدای این فهرست را با این نقاشی مقایسه کنیم، می‌توان تحول حیرت‌آور ون‌گوگ را دید. هنرمندی که کارش را با ساختن فرم‌ها از حجم‌های تیره آغاز کرده بود، در پایان زندگی به جایی رسیده بود که خط، جهت ضربه قلم و توده‌های رنگ تقریباً می‌توانستند مستقل از موضوع واقعی عمل کنند.

برای شناخت نقاشی‌های ونگوک از کجا شروع کنیم؟

اگر هدف فقط دیدن مشهورترین آثار باشد، «شب پرستاره»، «آفتابگردان‌ها»، «کافه‌تراس در شب»، «زنبق‌ها» و «اتاق خواب در آرل» نقطه شروع مناسبی هستند. اما برای فهمیدن خود ون‌گوگ بهتر است آثارش را تقریباً به ترتیب زمانی دید.

«سیب‌زمینی‌خورها» نشان می‌دهد از کجا شروع کرد. آثار پاریس تغییر نگاه او به رنگ را آشکار می‌کنند. نقاشی‌های آرل مانند «آفتابگردان‌ها»، «خانه زرد»، «کافه‌تراس» و «بذرپاش» دوره انفجار رنگ را نشان می‌دهند. در سن‌رمی، طبیعت در «شب پرستاره»، «زنبق‌ها»، «درختان زیتون» و «گندمزار با سروها» به زبانی بسیار شخصی‌تر تبدیل می‌شود. و سرانجام در اوور، آثاری مانند «کلیسای اوور»، «گندمزار با کلاغ‌ها»، «پرتره دکتر گاشه» و «ریشه‌های درخت» آخرین مرحله این مسیر را ثبت می‌کنند.

در این روند یک نکته بیشتر از همه اهمیت دارد: سبک ون‌گوگ از ابتدا آماده و ثابت نبود. چیزی که امروز فوراً با دیدنش می‌گوییم «این یک ون‌گوگ است»، حاصل سال‌ها آزمایش در رنگ، طراحی، ترکیب‌بندی، مطالعه آثار دیگران و صدها نقاشی و طراحی است. همین تحول است که دیدن مجموعه آثار او را بسیار جذاب‌تر از شناخت چند شاهکار مشهور می‌کند.

برچسب‌ها:وینسنت ون‌گوگ
این نوشته را هم‌رسانی کنید

پیشنهاد خواندنی

یکشنبه در گراند ژات؛ هشت پرسش درباره‌ی شاهکار سورا

یکشنبه‌ی بعدازظهر در جزیره‌ی گراند ژات اثر ژرژ سورا؛ این‌ها که هستند، پوینتیلیسم چیست، الهام از کتیبه‌های یونانی، دو سال کار و رنگ‌دانه‌ای که تابلو را تغییر داد.

سعید تقویخواندن ۴ دقیقه

رقص در مولن دو لا گالت؛ یکشنبه‌های پاریس در نور خال‌خالی

رقص در مولن دو لا گالت اثر پیر آگوست رنوار؛ داستان اثر، الهام‌هایش از دلاکروا و کورو، تحلیل رنگ و نور و ترکیب‌بندی، و نسخه‌های دیگر همین سالن رقص.

سعید تقویخواندن ۱۰ دقیقه

نظرها

هنوز نظری ثبت نشده؛ نخستین نفر باشید.

دیدگاه خود را بنویسید

۲۰ تا از بهترین نقاشی‌های ونگوک؛ آشنایی با مشهورترین آثار ون‌گوگ و داستان پشت آن‌ها | ایران و جهان