مقالهی مبنا: «ادوارد مونک، جیغ: تحلیل یک شاهکار»، کولتورهوو (CulturezVous). مشاهدهی مقالهی اصلی
شناسنامهی اثر
- عنوان اصلی: Skrik (The Scream / جیغ)
- نقاش: ادوارد مونک
- تاریخ خلق: ۱۸۹۳ (نسخهی مشهور)؛ مجموعاً پنج نسخه میان ۱۸۹۳ تا ۱۹۱۷
- تکنیک: تمپرا و پاستل روی مقوا
- ابعاد: ۹۱ × ۷۳٫۵ سانتیمتر
- محل نگهداری: موزهی ملی (نشنال گالری)، اسلو

ادوارد مونک؛ هنرمندی آشفته

برای فهم هنر ادوارد مونک (۱۸۶۳ تا ۱۹۴۴) باید به تجربههای دشوار کودکی و جوانی او توجه کرد. مادرش زمانی که او پنج سال داشت بر اثر سل درگذشت و مونک در سیزدهسالگی یکی از خواهرانش را نیز با همین بیماری از دست داد. خواهر دیگرش بعدها به بیماری روانی شدیدی مبتلا شد و برادرش چند ماه پس از ازدواج بر اثر ذاتالریه درگذشت.
این فقدانهای پیاپی بر زندگی روانی مونک اثر گذاشتند و دورههای افسردگی و اضطراب او در آثارش بازتاب یافتند. ترس، مرگ، درد و تنهایی از مضمونهای تکرارشوندهی نقاشیهای او هستند. مونک میگفت میخواهد از راه نقاشی «ظریفترین حالتهای ذهن» را بیان کند.

این جیغ چیست؟
از جیغ فقط یک نمونه وجود ندارد. مونک میان دههی ۱۸۹۰ و دههی ۱۹۱۰ چند نسخه با تمپرا و پاستل آفرید و یک نسخهی چاپ سنگی نیز منتشر کرد؛ معمولا در مجموع از پنج نسخه یاد میشود. این تصویر بخشی از مجموعهی بزرگتر او با عنوان نقشوارهی زندگی یا Frieze of Life بود.
برای فهم صحنه میتوان به یادداشت روزانهی مونک در ۲۲ ژانویهی ۱۸۹۲ رجوع کرد. او تجربهای را توصیف میکند که طرح اصلی جیغ از آن شکل گرفت:
«با دو دوست در جاده قدم میزدم که خورشید غروب کرد. ناگهان آسمان به رنگ خون درآمد. اندوه و دردی سخت در سینهام احساس کردم. ایستادم و خسته تا سرحد مرگ به نرده تکیه دادم. بر فراز آبدرهی آبیسیاه و شهر، خون و زبانههای آتش دیده میشد. دوستانم به راهشان ادامه دادند و من لرزان از اضطراب همانجا ماندم. احساس کردم جیغی عظیم و بیپایان از دل طبیعت میگذرد.»
بر پایهی این نوشته، سرچشمهی جیغ پیکرهی پیشزمینه نیست؛ خود طبیعت فریاد میکشد. شخصیت هراسان دستها را روی گوش گذاشته است، گویی میخواهد صدایی فراگیر و تحملناپذیر را نشنود.
آیا یک فوران آتشفشانی در سرآغاز جیغ بود؟

یکی از نظریهها آسمان خونرنگ یادداشت مونک را با فوران آتشفشان کراکاتوا در اندونزی در سال ۱۸۸۳ مرتبط میداند. این فوران صدایی بسیار شدید ایجاد کرد که هزاران کیلومتر دورتر شنیده شد و موج فشار آن چند بار گرد زمین چرخید.
خاکستر و ذرات آتشفشانی نیز غروبهای سرخ و غیرعادی را در بخشهای مختلف جهان، از جمله اروپا، پدید آوردند. بعضی پژوهشگران این پدیده را الهامبخش آسمان جیغ میدانند، هرچند فاصلهی زمانی میان فوران و یادداشت مونک سبب شده این نظریه قطعی نباشد.
برداشتی دیگر به تجربهی شخصی مونک توجه دارد. محل پیادهروی توصیفشده در یادداشت او در نزدیکی بیمارستان روانیای بود که خواهرش در آن بستری شده بود. بنابراین این فریاد میتواند تصویری از اضطراب و خاطرات دردناک خود هنرمند باشد.
چهرهای هراسان و هراسانگیز

مونک یک سال پیش از نخستین نسخهی جیغ، تابلوی نومیدی را در سال ۱۸۹۲ آفرید. منظره، پل، رنگها و تناسبات دو اثر بسیار شبیهاند و تفاوت اصلی در شخصیت پیشزمینه است.
در جیغ، مرد کلاهبهسرِ تابلوی نومیدی جای خود را به موجودی تکیده و نامشخص داده است. جنسیت، سن و حتی زنده یا مرده بودن او روشن نیست. بدن و لباس در منحنیهایی مواج به هم آمیختهاند و چهره به نقابی از وحشت شباهت دارد.

رابرت روزنبلوم، تاریخنگار هنر، احتمال داده است که چهره از مومیایی یکی از مردمان چاچاپویای پرو الهام گرفته باشد. مونک در سال ۱۸۸۹ در پاریس بود و ممکن است این مومیایی را در موزهی مردمشناسی تروکادرو دیده باشد. شباهت حالت دستها و صورت جالب توجه است، اما مدرکی وجود ندارد که این تاثیر را قطعی کند.
آن دو پیکره در دوردست کیستند؟
در دوردست دو پیکره دیده میشوند که بدون توجه به شخصیت اصلی از او دور میشوند. آنها احتمالا همان دو دوستی هستند که مونک در یادداشتش از آنها نام میبرد: «دوستانم به راهشان ادامه دادند و من لرزان از اضطراب همانجا ماندم.»
ازاینرو میتوان اثر را تا اندازهای زندگینامهای دانست و پیکرهی گوشگرفته را بازتاب تجربهی خود مونک تلقی کرد، نه لزوما پرترهای مستقیم از چهرهی او.
واکنش به اثر

جیغ در سال ۱۸۹۵ در گالری بلومکویست اسلو به نمایش درآمد. اثر واکنشهای تندی برانگیخت و بعضی منتقدان سلامت روان مونک را زیر سوال بردند؛ در یکی از بحثها حتی دانشجویی پزشکی او را دیوانه خواند.
در گوشهی بالای سمت چپ نسخهی موزهی ملی نروژ جملهای به نروژی نوشته شده است: «فقط میتوانسته کار یک دیوانه باشد.» هویت نویسنده سالها ناشناخته بود، اما بررسی دستخط و تصویربرداریهای جدید نشان داد که خود مونک آن را افزوده است؛ احتمالا واکنشی طعنهآمیز به همان اتهامها.
امروز جیغ یکی از شاهکارهای هنر مدرن به شمار میرود. رنگهای تند و غیرطبیعی، خطوط موجدار و تبدیل منظره به بیان مستقیم احساس، آن را به پلی میان سمبولیسم و اکسپرسیونیسم تبدیل کردهاند.
در سال ۲۰۱۲، یکی از نسخههای جیغ در حراج ساتبیز نیویورک به بهای ۱۱۹٫۹۲ میلیون دلار فروخته شد!
جیغی که به فرهنگ عامه راه یافت

جیغ اکنون یکی از شناختهشدهترین تصاویر جهان است و بارها در سینما، تبلیغات، کارتون و اینترنت بازآفرینی شده است. حتی ایموجی «چهرهی فریادزن» نیز یادآور پیکرهی مشهور مونک است.
جیغ ادوارد مونک کجا به نمایش گذاشته شده؟
همانطور که در بالا توضیح داده شد، پنج نسخه از جیغ وجود دارد. مشهورترین آنها نسخهی ۱۸۹۳ در نشنال گالری (Nasjonalgalleriet) اسلو است.
دو نسخهی دیگر (یک پاستل روی مقوا از ۱۸۹۳ و یک تمپرا روی مقوا از ۱۹۱۰) در موزهی مونک (Munchmuseet)، آن هم در اسلو، به نمایش گذاشته شدهاند. یک پاستل روی مقوا از ۱۸۹۵ نیز در یک مجموعهی خصوصی است.
منابع و اعتبار تصاویر
- Edvard Munch, The Scream: Analysis of a Masterpiece, CulturezVous
- رکورد رسمی Skrik در موزهی ملی نروژ
تمام تصاویر این صفحه از نسخهی منتشرشده در CulturezVous دریافت شدهاند. اثر اصلی در موزهی ملی (نشنال گالری) اسلو نگهداری میشود.





نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ نخستین نفر باشید.