۱۰ نقاشی مشهور گوستاو کلیمت؛ از بوسه تا مرگ و زندگی

خواندن ۱۶ دقیقه
تصویرسازی اختصاصی برای ۱۰ نقاشی مشهور گوستاو کلیمت؛ از بوسه تا مرگ و زندگی
تصویرسازی اختصاصی برای ۱۰ نقاشی مشهور گوستاو کلیمت؛ از بوسه تا مرگ و زندگی

۱۰ اثر مشهور گوستاو کلیمت را همراه داستان خلق، نمادها و ویژگی‌های دوره طلایی و جدایی وین مرور می‌کنیم.

گوستاو کلیمت را معمولاً با طلا می‌شناسند؛ با زنانی که میان لباس، جواهر، گل و نقش‌های هندسی تقریباً در سطح تصویر حل شده‌اند. اما اگر آثار او را فقط «نقاشی‌های طلایی و تزئینی» ببینیم، بخش مهمی از کارش را از دست می‌دهیم.

در نقاشی‌های کلیمت، موضوعاتی مثل عشق، میل، بارداری، مرگ، پیری و هویت زنانه بارها تکرار می‌شوند. بدن انسان ممکن است کاملاً طبیعی نقاشی شده باشد، درحالی‌که لباس یا فضای اطراف آن به مجموعه‌ای تقریباً انتزاعی از دایره، مربع، مارپیچ و طلا تبدیل شده است.

کلیمت یکی از چهره‌های اصلی مدرنیسم وین و نخستین رئیس انجمن Vienna Secession بود. او از دهه ۱۸۹۰ به‌تدریج از نقاشی آکادمیک فاصله گرفت و زبان تصویری‌ای ساخت که عناصر هنر بیزانسی، هنر ژاپن، موزاییک، طراحی پارچه و نمادگرایی را کنار هم قرار می‌داد.

در ادامه ۱۰ اثر مهم او را می‌بینیم؛ نه صرفاً بر اساس شهرت، بلکه به شکلی که تحول سبک کلیمت و موضوعات اصلی آثارش را هم نشان دهند.

۱. بوسه؛ The Kiss

The Kiss اثر Gustav Klimt، نسخه کامل ۱۹۰۸–۱۹۰۹ موجود در Upper Belvedere Vienna
The Kiss اثر Gustav Klimt، نسخه کامل ۱۹۰۸–۱۹۰۹ موجود در Upper Belvedere Vienna. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۹۰۸–۱۹۰۹ محل نگهداری: کاخ بلودر، وین

اگر قرار باشد فقط یک تصویر نماینده گوستاو کلیمت باشد، «بوسه» انتخاب بدیهی است.

زن و مردی در آغوش یکدیگر قرار گرفته‌اند. مرد صورت زن را گرفته و او را می‌بوسد. تقریباً تمام بدن آن‌ها زیر سطح عظیمی از طلا و نقش‌های تزئینی پنهان شده است.

چیزی که ابتدا باید ببینید: بدن‌ها کجا تمام می‌شوند؟

اگر چند ثانیه به نقاشی نگاه کنید، تفکیک بدن دو شخصیت از لباس‌هایشان دشوار می‌شود.

صورت، دست و پای زن طبیعی و سه‌بعدی‌اند؛ اما لباس‌ها به سطحی تقریباً تخت تبدیل شده‌اند.

کلیمت در اینجا دو نوع نقاشی را کنار هم قرار می‌دهد:

بدن = حجم و واقعیت

لباس و فضا = نقش و تزئین

همین تضاد یکی از مشخصه‌های اصلی دوره طلایی اوست.

نقش لباس زن و مرد یکی نیست

به لباس مرد نگاه کنید.

در آن مستطیل‌ها و فرم‌های نسبتاً زاویه‌دار زیادی دیده می‌شود.

روی لباس زن، فرم‌ها نرم‌ترند: دایره، گل و شکل‌های منحنی.

این تفاوت معمولاً به عنوان نوعی کد بصری برای تفکیک زن و مرد تفسیر می‌شود.

اما پایین‌تر، هر دو پوشش وارد یک سطح طلایی مشترک می‌شوند.

یعنی دو بدن هنوز جدا هستند، ولی فضای تزئینی آن‌ها را به یک واحد تبدیل می‌کند.

زن روی لبه ایستاده است

یکی از جزئیاتی که در بازتولیدهای کوچک اثر کمتر دیده می‌شود، محل قرار گرفتن زوج است.

آن‌ها روی قطعه کوچکی از زمین پوشیده از گل قرار گرفته‌اند و درست پشت بدن زن تقریباً دیگر زمینی وجود ندارد.

این وضعیت اندکی ناپایدار است.

نقاشی بنابراین فقط تصویر آرام یک بوسه نیست؛ در آن نوعی تعلیق هم وجود دارد.

بلودر این اثر را از اوج «دوره طلایی» کلیمت می‌داند. کلیمت برای ساخت سطح آن از رنگ روغن همراه با ورق طلا و دیگر عناصر فلزی استفاده کرده است. دولت اتریش نیز نقاشی را همان زمان نمایش اولیه‌اش در سال ۱۹۰۸ خرید.

۲. پرتره آدل بلوخ-باوئر اول؛ Portrait of Adele Bloch-Bauer I

Portrait of Adele Bloch-Bauer I، سال ۱۹۰۷، Neue Galerie New York
Portrait of Adele Bloch-Bauer I، سال ۱۹۰۷، Neue Galerie New York. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۹۰۷ محل نگهداری: Neue Galerie، نیویورک

اگر «بوسه» مشهورترین نقاشی کلیمت باشد، پرتره آدل بلوخ-باوئر احتمالاً مشهورترین پرتره اوست.

زن تقریباً در میان طلا ناپدید شده است.

صورت و دست‌های آدل واقعی‌اند، اما بدن، صندلی و پس‌زمینه چنان در نقوش هندسی ادغام شده‌اند که تشخیص مرز آن‌ها دشوار است. آدل بلوخ-باوئر از خانواده‌ای ثروتمند در جامعه یهودی وین بود و همسر فردیناند بلوخ-باوئر، صنعتگر و مجموعه‌دار، محسوب می‌شد.

پرتره با رنگ روغن، طلا و نقره روی بوم ساخته شده است.

به دست‌های آدل نگاه کنید

دست‌ها تقریباً به شکل غیرطبیعی روی یکدیگر قرار گرفته‌اند.

این ژست احتمالاً تصادفی نیست. آدل در یکی از انگشتان خود نقصی جسمانی داشت و نحوه قرارگیری دست‌ها می‌توانست راهی برای پوشاندن آن باشد.

درعین‌حال، همین دست‌ها به یکی از نقاط انسانی نقاشی تبدیل شده‌اند.

میان صدها نقش طلایی، صورت و دست‌ها تنها قسمت‌هایی هستند که هنوز کاملاً به یک انسان واقعی تعلق دارند.

چرا این اثر به «زن طلایی» معروف شد؟

سطح عظیم طلا باعث شد اثر بعدها با عنوان غیررسمی Woman in Gold نیز شناخته شود.

اما داستان مالکیت آن نیز در شهرت امروزی‌اش نقش زیادی دارد.

خانواده بلوخ-باوئر در دوران نازی‌ها اموال خود را از دست دادند و این نقاشی نیز به مجموعه‌ای در اتریش منتقل شد. پس از یک پرونده حقوقی طولانی، اثر در سال ۲۰۰۶ به وارثان خانواده بازگردانده شد و سپس برای Neue Galerie نیویورک خریداری شد.

به همین دلیل امروز آدل بلوخ-باوئر همزمان بخشی از تاریخ هنر و یکی از مشهورترین پرونده‌های بازگرداندن آثار مصادره‌شده دوران نازی است.

۳. یهودیت اول؛ Judith I

Judith I اثر Gustav Klimt، سال ۱۹۰۱، Belvedere Vienna
Judith I اثر Gustav Klimt، سال ۱۹۰۱، Belvedere Vienna. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۹۰۱ محل نگهداری: Belvedere، وین

شخصیت یهودیت قرن‌ها در هنر اروپا نقاشی شده بود.

در روایت کتاب یهودیت، او هولوفرنس، فرمانده دشمن، را می‌کشد و سرش را از بدن جدا می‌کند.

نقاشان بسیاری لحظه قتل یا سر بریده هولوفرنس را مرکز تصویر قرار داده‌اند.

کلیمت تصمیم دیگری گرفت. سر هولوفرنس تقریباً از قاب بیرون رانده شده است.

قهرمان اصلی فقط چهره یهودیت است.

چشم‌های نیمه‌باز، دهان باز و حالت صورت او تصویری کاملاً متفاوت از زن قهرمان و عفیفی می‌سازد که در بسیاری از نسخه‌های قدیمی‌تر دیده می‌شود.

اینجا مرز میان قدرت و اروتیسم محو شده است

یهودیت در این اثر نه قربانی است و نه صرفاً قهرمان مذهبی.

او بر صحنه تسلط دارد.

گردنبند بزرگ دور گردنش، قسمت باز لباس و نگاه مستقیمش باعث می‌شود قدرت و میل جنسی در یک تصویر کنار هم قرار بگیرند.

همین موضوع در زمان خود می‌توانست بسیار تحریک‌کننده باشد.

بلودر «Judith» سال ۱۹۰۱ را از آثار کلیدی مجموعه کلیمت و از نمونه‌های مهم دوره‌ای می‌داند که او به زبان تزئینی شخصی خود نزدیک می‌شد.

۴. پرتره امیلی فلوگه؛ Portrait of Emilie Flöge

Portrait of Emilie Flöge اثر Gustav Klimt، ۱۹۰۲، Wien Museum
Portrait of Emilie Flöge اثر Gustav Klimt، ۱۹۰۲، Wien Museum. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۹۰۲ محل نگهداری: Wien Museum

برای شناخت زندگی شخصی و هنری کلیمت، باید امیلی فلوگه را شناخت.

فلوگه طراح مد و از مهم‌ترین افراد زندگی کلیمت بود. رابطه دقیق آن‌ها هنوز محل بحث است و مدرکی برای توصیف قطعی آن به عنوان رابطه عاشقانه وجود ندارد، اما دوستی و نزدیکی بسیار عمیق آن‌ها روشن است.

Neue Galerie رابطه آن‌ها را یک دوستی طولانی و نزدیک توصیف می‌کند و اشاره می‌کند که آن‌ها علایق هنری و مشتریان مشترکی داشتند و تابستان‌های زیادی را همراه خانواده فلوگه در منطقه Attersee می‌گذراندند.

اینجا لباس تقریباً از خود فرد مهم‌تر شده است

امیلی با لباسی بلند و غیرمتعارف دیده می‌شود.

بدن زیر لباس تقریباً پنهان است.

برخلاف پرتره‌های سنتی اشرافی که لباس برای نشان‌دادن ثروت فرد استفاده می‌شد، در اینجا خود لباس تبدیل به یک میدان بصری شده است.

مارپیچ، دایره، مربع و رنگ‌های گوناگون روی آن پخش شده‌اند.

همین ویژگی با حرفه امیلی فلوگه نیز ارتباط جالبی دارد.

او یکی از چهره‌های مهم مد پیشروی وین بود و به همراه خواهرانش سالن مد Schwestern Flöge را اداره می‌کرد.

Wien Museum تاریخ این پرتره را ۱۹۰۲ و ابعاد آن را حدود ۱۷۸ × ۸۰ سانتی‌متر ثبت کرده است.

۵. دانائه؛ Danaë

Danaë اثر Gustav Klimt، حدود ۱۹۰۷–۱۹۰۸
Danaë اثر Gustav Klimt، حدود ۱۹۰۷–۱۹۰۸. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: حدود ۱۹۰۷–۱۹۰۸

در اسطوره یونانی، دانائه دختر پادشاه آرگوس بود.

پادشاه به دلیل پیشگویی‌ای درباره آینده، او را محبوس کرد. اما زئوس به شکل بارانی از طلا نزد او آمد و پرسئوس از این پیوند متولد شد.

این موضوع بارها در تاریخ هنر نقاشی شده است.

اما نسخه کلیمت تقریباً تمام روایت را حذف می‌کند. هیچ اتاق مفصلی وجود ندارد.

زئوس به شکل انسانی دیده نمی‌شود.

حتی روایت اسطوره‌ای تقریباً به بدن زن و جریان طلا خلاصه شده است.

چرا بدن دانائه چنین حالت فشرده‌ای دارد؟

بدن او در یک فضای تقریباً مربع جمع شده است.

پاها بالا آمده‌اند و بدن حالت جنینی پیدا کرده است.

پارچه بنفش و موهای قرمز فضای اطراف را محدودتر می‌کنند.

در نتیجه تصویر همزمان می‌تواند تداعی‌کننده:

  • خواب،
  • میل،
  • بارداری،
  • بسته‌بودن،
  • تولد

باشد.

جریان طلایی میان پاهای دانائه همان حضور زئوس است.

کلیمت در اینجا یکی از صریح‌ترین نمونه‌های ارتباط میان طلا و میل جنسی را در آثار خود ساخته است.

۶. سه دوره زندگی زن؛ The Three Ages of Woman

The Three Ages of Woman اثر Gustav Klimt، سال ۱۹۰۵، GNAM Rome
The Three Ages of Woman اثر Gustav Klimt، سال ۱۹۰۵، GNAM Rome. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۹۰۵ محل نگهداری: Galleria Nazionale d'Arte Moderna e Contemporanea، رم

یک کودک خوابیده است.

زن جوانی او را در آغوش گرفته.

در کنار آن‌ها زن سالخورده‌ای ایستاده که سر خود را پایین آورده است.

سه بدن، سه مرحله از یک مسیر هستند. کلیمت در این اثر موضوعی را بررسی می‌کند که بارها در آثارش دیده می‌شود:

چرخه زندگی.

کودکی، جوانی و پیری کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، اما برخورد کلیمت با آن‌ها یکسان نیست.

مادر و کودک تقریباً درون مجموعه‌ای روشن از گل‌ها و رنگ‌ها قرار دارند.

زن پیر از آن‌ها جداست.

پوست شل، شکم، دست و بدن او بدون ایده‌آل‌سازی نمایش داده شده‌اند.

چرا صورت زن پیر دیده نمی‌شود؟

او سرش را پایین گرفته و یک دست را مقابل صورت قرار داده است.

این ژست می‌تواند اندوه، شرم، پذیرش یا آگاهی از پایان زندگی را تداعی کند.

اما کلیمت توضیح مشخصی برای آن ارائه نکرده است.

همین ابهام اثر را قوی‌تر می‌کند.

National Gallery of Modern Art در رم این نقاشی را متعلق به سال ۱۹۰۵ ثبت کرده است. ابعاد آن نیز حدود ۱۷۱ × ۱۷۱ سانتی‌متر است.

۷. امید ۲؛ Hope II

Hope II اثر Gustav Klimt، ۱۹۰۷–۱۹۰۸، MoMA
Hope II اثر Gustav Klimt، ۱۹۰۷–۱۹۰۸، MoMA. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۹۰۷–۱۹۰۸ محل نگهداری: MoMA، نیویورک

زن بارداری سر خود را پایین آورده است.

اگر فقط به لباس طلایی و زیبای او نگاه کنیم، ممکن است تصویر آرام به نظر برسد.

اما درست روی شکم او یک جمجمه دیده می‌شود. پایین بدن زن نیز سه زن دیگر سرهایشان را خم کرده‌اند.

مشخص نیست دعا می‌کنند یا سوگواری.

MoMA به همین دوگانگی اشاره می‌کند: زن باردار می‌تواند برای سلامت کودک خود دعا کند، درحالی‌که جمجمه یادآور خطر مرگ است و زنان پایین تصویر نیز ممکن است در حال دعا یا از قبل در حال سوگواری باشند.

چرا اسم اثر «امید» است وقتی جمجمه در آن دیده می‌شود؟

جالب است که کلیمت خودش این اثر را Vision نامیده بود.

نام Hope II بعدها به دلیل ارتباط آن با نقاشی پیشین او، Hope I، رایج شد.

اما عنوان «امید» دقیقاً با ساختار اثر هماهنگ است.

امید فقط زمانی معنا دارد که امکان نتیجه‌ای بد نیز وجود داشته باشد.

کلیمت بارداری را نه صرفاً تصویر شیرین مادر و کودک، بلکه نقطه‌ای میان تولد و مرگ نشان داده است.

او از رنگ روغن، طلا و پلاتین در این اثر استفاده کرده است.

۸. مرگ و زندگی؛ Death and Life

Death and Life اثر Gustav Klimt، نسخه نهایی موجود در Leopold Museum
Death and Life اثر Gustav Klimt، نسخه نهایی موجود در Leopold Museum. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

نسخه اصلی: ۱۹۱۰–۱۹۱۱ بازنگری‌های عمده: تا ۱۹۱۵–۱۹۱۶ محل نگهداری: Leopold Museum، وین

در سمت چپ، مرگ ایستاده است.

در سمت راست، انسان‌ها در یک توده فشرده کنار یکدیگر خوابیده‌اند.

تقریباً تمام فلسفه تصویری کلیمت درباره زندگی را می‌توان در همین تقابل دید. مرگ یک اسکلت است که لباس بلند آبی با نقش صلیب پوشیده و چیزی شبیه گرز کوچک در دست دارد.

در سوی دیگر:

  • کودک،
  • زن جوان،
  • مادر،
  • مرد،
  • عاشقان،
  • زن سالخورده

در هم تنیده‌اند.

یعنی یک انسان خاص مقابل مرگ نیست.

کل زندگی انسانی مقابل مرگ قرار گرفته است.

عجیب‌ترین نکته: تقریباً هیچ‌کس به مرگ نگاه نمی‌کند

بیشتر شخصیت‌ها چشم‌هایشان بسته است.

زندگی جریان دارد بدون آنکه دائماً به مرگ نگاه کند.

اما مرگ به آن‌ها نگاه می‌کند.

این عدم تقارن بسیار مهم است.

مرگ از وجود زندگی آگاه است؛ زندگی تقریباً مرگ را نادیده می‌گیرد.

کلیمت نقاشی را سال‌ها بعد تغییر داد

نسخه‌ای که امروز می‌بینیم دقیقاً همان نسخه اولیه نیست.

کلیمت پس از نمایش اثر چند بار آن را بازنگری کرد. در نسخه اولیه، پس‌زمینه روشن‌تر و طلایی‌تر بود و شکل مرگ نیز متفاوت بود.

Leopold Museum تاریخ اثر را ۱۹۱۰/۱۱ ثبت می‌کند و توضیح می‌دهد که کلیمت آن را در ۱۹۱۲/۱۳ و دوباره در ۱۹۱۵/۱۶ بازسازی کرد. این اثر با ابعاد حدود ۱۸۰٫۸ × ۲۰۰٫۶ سانتی‌متر دومین نقاشی بزرگ باقی‌مانده اوست.

۹. فریز بتهوون؛ Beethoven Frieze

نمای پانورامای Beethoven Frieze اثر Gustav Klimt در ساختمان Vienna Secession
نمای پانورامای Beethoven Frieze اثر Gustav Klimt در ساختمان Vienna Secession. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

سال خلق: ۱۹۰۲ محل: ساختمان Secession، وین

این اثر از نظر فنی یک تابلوی معمولی نیست؛ مجموعه‌ای عظیم از نقاشی‌های دیواری است.

اما برای فهم کلیمت نمی‌توان آن را کنار گذاشت.

او Beethoven Frieze را برای چهاردهمین نمایشگاه جنبش Vienna Secession در سال ۱۹۰۲ ساخت؛ نمایشگاهی که به بتهوون اختصاص داشت. داستان اثر را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد:

انسان در جست‌وجوی خوشبختی از نیروهای تاریک عبور می‌کند و سرانجام آن را در هنر پیدا می‌کند.

اما کلیمت این داستان را با مجموعه‌ای از شخصیت‌های عجیب و نمادین ساخته است.

Typhoeus را پیدا کنید

یکی از عجیب‌ترین موجودات اثر غولی به نام Typhoeus است.

او بدنی عظیم و شبیه جانور دارد و در کنار شخصیت‌هایی قرار گرفته که بیماری، جنون، مرگ، شهوت و دیگر نیروهای تهدیدکننده را نمایندگی می‌کنند.

کراپ Beethoven Frieze از بخش Hostile Powers
کراپ Beethoven Frieze از بخش Hostile Powers. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

کلیمت در اینجا دیگر چندان به پرسپکتیو سنتی علاقه ندارد.

پیکره‌های واقعی، سطوح طلایی، نقش‌های تخت و فضای خالی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

همین شیوه بعدها در آثار دوره طلایی او کامل‌تر شد.

۱۰. درخت زندگی؛ The Tree of Life / Stoclet Frieze

بخش Tree of Life از Stoclet Frieze اثر Gustav Klimt
نمای کامل بخش Tree of Life از Stoclet Frieze اثر Gustav Klimt. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

طراحی و اجرا: حدود ۱۹۰۵–۱۹۱۱ محل اصلی: کاخ استوکله، بروکسل

«درخت زندگی» یکی از مشهورترین تصاویر کلیمت است، اما درباره ماهیت آن یک نکته مهم وجود دارد:

اثر معروفی که معمولاً با نام The Tree of Life می‌بینیم بخشی از پروژه بزرگ‌تر Stoclet Frieze است، نه یک تابلوی مستقل معمولی.

کلیمت این طراحی را برای فضای غذاخوری Palais Stoclet در بروکسل ساخت.

درخت تقریباً هیچ شباهتی به درخت طبیعی ندارد

تنه و شاخه‌ها به مارپیچ‌هایی طلایی تبدیل شده‌اند.

شاخه به جای اینکه به سمت بالا و بیرون رشد کند، مرتب به درون خودش می‌پیچد.

چشم‌ها و فرم‌های تزئینی نیز میان شاخه‌ها دیده می‌شوند.

اینجا طبیعت دیگر موضوعی برای تقلید نیست.

درخت تبدیل به ساختار تزئینی شده است.

در دو سمت پروژه نیز شخصیت‌هایی قرار دارند که معمولاً با عنوان‌هایی مانند Expectation و Fulfilment شناخته می‌شوند.

سه تصویر کنار هم از بخش‌های Expectation، Tree of Life و Fulfilment در Stoclet Frieze
سه تصویر کنار هم از بخش‌های Expectation، Tree of Life و Fulfilment در Stoclet Frieze. منبع تصویر: ویکی‌مدیا کامنز.

اگر «بوسه» را دیده باشید، بخش Fulfilment آشنا به نظر می‌رسد: زن و مردی در آغوش یکدیگر در پوششی پر از نقش و طلا.

همین اثر نشان می‌دهد کلیمت تا چه اندازه مرز میان نقاشی، معماری، طراحی داخلی و هنر تزئینی را کم‌رنگ کرده بود.

چرا کلیمت این‌همه از طلا استفاده می‌کرد؟

طلا در آثار او فقط وسیله‌ای برای مجلل‌کردن تصویر نبود.

کلیمت فرزند یک زرگر و حکاک فلز بود و از کودکی با هنرهای تزئینی آشنایی داشت. اما سفر او به ایتالیا و دیدن موزاییک‌های بیزانسی، به‌ویژه در راونا، نیز در شکل‌گیری دوره طلایی‌اش اهمیت داشت.

در هنر بیزانسی، پس‌زمینه طلایی فضای واقعی نمی‌سازد.

برعکس، زمان و مکان را حذف می‌کند.

شخصیت در جهانی خارج از فضای روزمره قرار می‌گیرد.

کلیمت همین قابلیت را وارد هنر مدرن کرد.

به همین دلیل در «بوسه» یا «آدل بلوخ-باوئر»، تقریباً نمی‌توان فهمید شخصیت‌ها دقیقاً در چه فضای واقعی قرار دارند.

بلودر تأکید می‌کند که کلیمت در دوره طلایی خود طلا، نقره و فلزات را مستقیماً وارد نقاشی کرد و از موزاییک‌های بیزانسی، هنر ژاپن و دیگر سنت‌های تاریخی نیز تأثیر گرفت.

چرا در آثار کلیمت زنان این‌قدر حضور دارند؟

یکی از واضح‌ترین ویژگی‌های آثار کلیمت تعداد زیاد پرتره‌ها و تصاویر زنان است.

اما «زن» در آثار او فقط یک موضوع واحد ندارد.

گاهی فردی واقعی است:

آدل بلوخ-باوئر یا امیلی فلوگه.

گاهی شخصیت اسطوره‌ای است:

دانائه یا یهودیت.

گاهی نماد مرحله‌ای از زندگی است:

زن باردار در Hope II یا زن سالخورده در The Three Ages of Woman.

و گاهی بدن زن بخشی از ساختاری نمادین درباره میل، تولد و مرگ می‌شود.

به همین دلیل نمی‌توان زنان کلیمت را فقط «زنان زیبا با لباس طلایی» دانست.

بدن زن یکی از اصلی‌ترین ابزارهای او برای پرداختن به موضوعاتی مثل:

میل، باروری، بارداری، مادری، پیری و مرگ است.

چرا پوست آدم‌ها واقعی است ولی لباس‌ها تخت‌اند؟

این شاید بهترین کلید برای شناخت سبک کلیمت باشد.

به چهره آدل در «پرتره آدل بلوخ-باوئر» نگاه کنید.

پوست او با سایه‌روشن نقاشی شده و حجم دارد.

بعد فقط چند سانتی‌متر پایین‌تر بروید.

بدن ناگهان به مجموعه‌ای از مثلث‌ها، چشم‌ها، مربع‌ها و طلا تبدیل می‌شود.

کلیمت عمداً دو زبان تصویری متفاوت را روی یک بوم قرار می‌دهد.

یکی متعلق به نقاشی سنتی اروپایی است:

حجم، آناتومی، سایه و بدن.

دیگری به هنر تزئینی نزدیک است:

سطح، الگو، طلا و تکرار.

برخورد این دو زبان همان چیزی است که باعث می‌شود نقاشی‌های کلیمت حتی بدون دیدن امضایش تقریباً فوراً قابل تشخیص باشند.

برای شناخت کلیمت این ۱۰ اثر را به چه ترتیبی ببینیم؟

اگر اولین بار است آثار کلیمت را جدی می‌بینید، بهتر است با «بوسه» شروع کنید؛ چون تقریباً تمام ویژگی‌های دوره طلایی در آن وجود دارد.

بعد «آدل بلوخ-باوئر» و «یهودیت» را ببینید تا متوجه شوید او چگونه پرتره و شخصیت انسانی را وارد این جهان تزئینی می‌کند.

سپس سراغ «دانائه» و «امید ۲» بروید. این دو اثر نشان می‌دهند پشت ظاهر زیبای نقاشی‌های کلیمت موضوعات بسیار جدی‌تری مثل میل، بارداری و مرگ وجود دارند.

در مرحله بعد «سه دوره زندگی زن» و «مرگ و زندگی» را ببینید.

اینجا مسئله اصلی دیگر یک شخصیت نیست؛ کل چرخه زندگی انسان است.

و در پایان Beethoven Frieze و Stoclet Frieze را ببینید.

آن وقت مشخص می‌شود چرا کلیمت را نباید صرفاً یک نقاش دانست. پروژه واقعی او نزدیک‌کردن نقاشی به معماری، طراحی، طلاکاری و هنر تزئینی بود؛ همان ایده‌ای که در مدرنیسم وین به مفهوم Gesamtkunstwerk یا «اثر هنری جامع» نزدیک می‌شود.

به همین دلیل طلای آثار کلیمت جذاب‌ترین ویژگی آن‌هاست، اما احتمالاً مهم‌ترین ویژگی‌شان نیست. چیزی که آثار او را ماندگار کرده، تضادی است که زیر آن طلا وجود دارد: زیبایی و مرگ، میل و اضطراب، جوانی و پیری، بدن واقعی و سطح تزئینی.

برچسب‌ها:گوستاو کلیمت
این نوشته را هم‌رسانی کنید

پیشنهاد خواندنی

نظرها

هنوز نظری ثبت نشده؛ نخستین نفر باشید.

دیدگاه خود را بنویسید

۱۰ نقاشی مشهور گوستاو کلیمت؛ از بوسه تا مرگ و زندگی | ایران و جهان