مقالهی مبنا: دن اسکات، «نگاهی نزدیکتر به کشتی جنگی تمرر اثر جوزف مالورد ویلیام ترنر»، درا پینت آکادمی (Draw Paint Academy)، ۲۵ اکتبر ۲۰۱۹. مشاهدهی مقالهی اصلی
در این مقاله، دن اسکات کشتی جنگی تمرر اثر جوزف مالورد ویلیام ترنر را از نظر رنگ، ترکیببندی و شیوهی قلمگذاری بررسی میکند. این تابلو از آثاری است که با هر بار دیدن، رابطهی تازهای میان نور، کشتیها و معنای تاریخی صحنه آشکار میکند.
شناسنامهی اثر
- عنوان اصلی: The Fighting Temeraire tugged to her last Berth to be broken up, 1838
- نقاش: جوزف مالورد ویلیام ترنر
- تاریخ خلق: ۱۸۳۸ (نمایش در ۱۸۳۹)
- تکنیک: رنگروغن روی بوم
- ابعاد: ۹۰٫۷ × ۱۲۱٫۶ سانتیمتر
- محل نگهداری: نشنال گالری، لندن

نکتهها و ایدههای کلیدی
پیش از تحلیل فنی، چند نکتهی تاریخی دربارهی اثر اهمیت دارد:
- نام واقعی این نقاشی کشتی جنگی تمرر که برای اوراق شدن به آخرین لنگرگاهش کشیده میشود، ۱۸۳۸ است، اما اغلب بهسادگی کشتی جنگی تمرر خوانده میشود.
- موضوع نقاشی اچاماس تمرر است؛ کشتی جنگی ۹۸ توپی نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا که در نبرد ترافالگار نقشی مهم داشت.
- تابلو آخرین سفر تمرر به کارگاه اوراق کشتی در لندن را نشان میدهد. ترنر آن را با دکلها و شکوه گذشته تصویر کرده است، اما کشتی واقعی پیش از این سفر بیشتر تجهیزاتش را از دست داده و به بدنهای خالی تبدیل شده بود. این تفاوت، انتخاب آگاهانهی نقاش برای تاکید بر عظمت گذشته است.
- این نقاشی در سال ۱۸۳۹، یک سال پس از ساخته شدنش، در آکادمی سلطنتی لندن به نمایش گذاشته شد. همراه آن گزیدهای از شعری از توماس کمپبل به نام «ای ملوانان انگلستان» بود:
«آن پرچمی که به نبرد و نسیم دل داد، دیگر از او نیست.»
- این اثر از نقاشیهای محبوب خود ترنر بود و او در زمان زندگی از فروش آن خودداری کرد. تابلو پس از مرگش به ملت بریتانیا واگذار شد.
رنگ
رنگ نقشی اساسی در اثر دارد و ترنر با تغییرهای ظریف میان رنگهای گرم و سرد و شدتهای متفاوت، حالوهوای صحنه را میسازد.
گوشهی بالای سمت چپ با آبیهای ملایم و خاکستریهای کمرنگ ساخته شده است. ماهی دور در آسمان دیده میشود و نور سفید و ضعیفش بر ابرها و آب رودخانه میافتد. در سوی دیگر، خورشید سرخ غروب میکند. ترنر با قرار دادن ماه و خورشید در برابر یکدیگر، تقابل شب و روز، روشنی و تاریکی و رنگ سرد و گرم را شکل داده است.
هرچه نگاه به سوی غروب میرود، رنگها گرمتر و شدیدتر میشوند. نارنجی و زرد در مقایسه با آبیها و خاکستریهای اطراف اشباع بیشتری دارند و به همین دلیل درخشان به نظر میرسند. خود این رنگها الزاما بسیار تند نیستند؛ تفاوتشان با محیط خاموش پیرامون، توهم نور را ایجاد میکند.

نوار باریکی از آبی سرد درست زیر غروب، آسمان را از آب جدا میکند و در کنار نارنجیهای گرم تضاد رنگی میسازد. ابرهای تیرهی بالای خورشید نیز تضاد روشنایی را افزایش میدهند و باعث میشوند خورشید درخشانتر دیده شود.
تمرر بیشتر با رنگهای روشن و کمرنگ نقاشی شده و ظاهری شبحگون و اسطورهای دارد. در مقابل، یدککش کوچک با بدنهای تیره و دود سیاه، سنگین و زمینی به نظر میرسد. این تقابل، کشتی بادبانی را نماد گذشته و یدککش بخار را نمایندهی عصر صنعتی میکند.

ترکیببندی
بخش بزرگی از ترکیب به آسمان اختصاص یافته و آب فقط نوار پایین بوم را پر میکند. بااینحال تراکم جزئیات و حرکت کشتیها در همین ناحیهی کوچک، وزن بصری آن را با گسترهی آرام آسمان متعادل میکند. در زبان ترکیببندی، بخش کوچک اما پرجزئیات میتواند به اندازهی سطحی بزرگ و خلوت اهمیت داشته باشد.
تمرر با وجود اهمیتش، فقط بخش کوچکی از بوم را اشغال میکند. ترنر به جای نمای نزدیک کشتی، آسمان و آب پیرامون آن را گسترش داده است تا صحنه بیش از آنکه پرترهی یک شناور باشد، تصویری از پایان یک دوران به نظر برسد.

در تصویر بالا، شبکهای سهدرسه روی تابلو قرار گرفته تا جای عناصر اصلی روشنتر شود. تمرر تقریبا نزدیک تقاطع پایین سمت چپ است؛ یکی از نقاطی که بر اساس قاعدهی یکسوم میتواند برای قرار دادن مرکز توجه مناسب باشد.
خورشید نیز نزدیک تقاطع پایین سمت راست قرار دارد. این تقارنِ آزاد، نگاه را میان کشتی و غروب جابهجا میکند و دو موضوع اصلی، یعنی پایان زندگی تمرر و پایان روز، را به هم پیوند میدهد.

تمرر، خورشید و تودهی ابرها مثلثی نامحسوس میسازند. جستوجوی چنین شکلهایی در نقاشی به ما کمک میکند رابطهی عناصر را بهتر ببینیم و هنگام طراحی، صحنه را نه مجموعهای از اشیا بلکه ساختاری از شکلها و وزنهای بصری بدانیم.
البته معلوم نیست ترنر آگاهانه از این شبکه و اصطلاحهای امروزی استفاده کرده باشد. این تحلیل فقط راهی برای توضیح تعادلی است که در ترکیب نهایی میبینیم.
قلمکاری
یکی از بزرگترین تواناییهای ترنر تنوع شیوهی استفاده از قلممو بود؛ از رنگمالی خشک و مهآلود در آسمان تا جزئیات ظریف کشتیها.
در آسمان و آب، لایههای نازک و نیمهخشک رنگ به شکل «اسکامبلینگ» روی هم کشیده شدهاند و احتمالا لعابهای شفاف نیز به کار رفتهاند. این ترکیب، گذارهایی نرم و بافتی لرزان میسازد که به نور و هوای متغیر طبیعت شباهت دارد؛ جلوهای که با سطحی یکدست و رنگ تخت به دست نمیآید.

تصویر بالا بخشی را نشان میدهد که در نگاه نخست ساده به نظر میرسد. با دیدن نمای نزدیک، رنگهای متعدد و تغییرهای بسیار ظریف روشنایی در آن آشکار میشوند.
در مقابل، تمرر و یدککش با جزئیات بیشتر و ضربههای دقیقتر قلممو ساخته شدهاند. مهارت ترنر در آبرنگ، که رسانهای سریع و دشوار است، چابکی و کنترل او بر قلممو را توضیح میدهد.

تفاوت میان بافت نرم آسمان و قلمگذاری دقیق کشتیها، نوع دیگری از تضاد ایجاد میکند. این تفاوت آنقدر شدید نیست که اجزای اثر از هم جدا شوند؛ همهی بخشها همچنان در فضایی واحد و هماهنگ باقی میمانند.
درسهای کلیدی
اینها برخی از درسهای کلیدی کشتی جنگی تمرر هستند که ممکن است بتوانید در نقاشیهای خودتان به کار ببرید:
- اگر تغییر واقعیت به بیان بهتر ایده کمک میکند، میتوان از اختیار هنری استفاده کرد. ترنر تمرر را با شکوه گذشتهاش نشان داد، نه به صورت بدنهی خالی و فرسودهای که در سفر آخر بود.
- خود را به یک شیوهی قلمگذاری محدود نکنید. تغییر فشار دست، مقدار رنگ و نوع ابزار میتواند بافتهای بسیار متفاوتی بسازد؛ همانگونه که ترنر از لایههای مهآلود تا جزئیات دقیق پیش میرود.
- برای ساختن توهم نور از تضاد استفاده کنید. غروب به این دلیل درخشان است که رنگهای گرم و نسبتا اشباع آن در میان آبیها و خاکستریهای خاموش قرار گرفتهاند.
- بخشهای کوچک و پرجزئیات میتوانند سطحهای بزرگ و آرام را متعادل کنند. کشتیها و خورشید در برابر گسترهی خلوت آسمان و آب چنین نقشی دارند.
منابع و اعتبار تصاویر
- Dan Scott, A Closer Look at The Fighting Temeraire by Joseph Mallord William Turner, Draw Paint Academy
- رکورد رسمی The Fighting Temeraire در نشنال گالری لندن
تصویر کامل اثر از ویکیمدیا کامنز و تصاویر تحلیلی از Draw Paint Academy دریافت شدهاند. اثر اصلی در نشنال گالری لندن نگهداری میشود.





نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ نخستین نفر باشید.